در تاریخ 20/2/1391 خانم س.الف. وکیل مرکز امور مشاوران قوه قضاییه که پایه وکالت نامبرده در وکالت نامه درج نشده به وکالت از طرف آقای الف.غ. به استناد تصاویر سند ازدواج شماره 931 ـ 16/2/1352 دفتر ازدواج شماره 167حوزه ثبتی آمل و شناسنامه دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق به طرفیت خانم ط.ش. تقدیم و توضیح می دهد موکل در تاریخ 16/2/1352 خوانده را به عقد دایم به نکاح خود درآورده به لحاظ مشکلات موجود ادامه زندگی ممکن نیست به استناد ماده 1133 (اصلاحی) قانون مدنی با تقدیم دادخواست تقاضای رسیدگی می شود. شعبه هشتم دادگاه عمومی حقوقی آمل در وقت مقرر مورخ 19/4/1391 با حضور وکیل خواهان و خوانده تشکیل جلسه می دهد وکیل خواهان خواسته موکل خود را بیان و توضیح می دهد موکل حاضر است
مهریه زوجه را پرداخت کند اجرت المثل را نداده است
نفقه زوجه و فرزندان را ماهانه 000/600/3 ریال تعیین می کند زوجه اظهار می دارد: چهل سال با خواهان ازدواج کردم دارای عروس و نوه هستم مدتی است او مرا ترک کرده و 4 سال جدا از هم زندگی می کنیم حاضر به
طلاق نیستم. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر می کند داور زوج در تاریخ 11/5/1391 نظر خود را تقدیم دادگاه می کند داور انتخابی از سوی دادگاه برای زوجه هم در تاریخ 4/7/1391 نظر خود را ارایه می کند دادگاه برای تعیین اجرت المثل ایام زندگی مشترک و نـفـقه قـرار ارجـاع امـر به کارشناسی را صادر می نماید. کارشناس انتخابی اجرت المثل زوجه را در مدت زندگی مشترک مبلغ 000/115000 ریال و
نفقه ایام عده را 000/4500 ریال تعیین و به دادگاه اعلام می کند نظریه کارشناس به وکیل خواهان و خوانده ابلاغ و نامبردگان نسبت به آن اعتراض نکرده اند دادگاه پایان رسیدگی را اعلام و طی رای شماره 01407 ـ 11/9/1391 با شرح دعوای خواهان و اظهارات زوجه و نظرات داوران و نظریه کارشناس و اصرار زوج برای صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق دعوای وکیل خواهان را وارد دانسته و به استناد ماده 1133 ( اصلاحی ) قانون مدنی و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به
طلاق گواهی عدم امکان سازش برای اجرای صیغه
طلاق را صادر می کند و توضیح می دهد زوج قبل از اجرای صیغه
طلاق باید 1 ـ
مهریه زوجه را بر اساس نرخ شاخص تورم اعلامی از سوی بانک مرکزی و یک جلد کلام اله مجید مبلغ یکصد و پانزده میلیون ریال به عنوان اجرت المثل ایام زندگی مشترک و مبلغ 000/4500 ریال بابت نفـقه ایام عـده سه ماه و مبلغ پنج میلیون ریال بابت نحـله به زوجه پرداخت نماید و مدت اعتبار گواهی را سه ماه پس از تاریخ ابـلاغ رای قرار می دهـد. رای در تاریـخ 4/11/1391 به زوجه ابلاغ و مشارالیها در تاریخ 15/12/1391 نسبت به آن تجدیدنظرخواهی می کند دادگاه در ذیل دادخواست تجدیدنظر می نویسد «دفتر تلقی تجدیدنظرخواهی به فرجام خواهی (پرونده) جهت اقدام قانونی به دادگاه تجدیدنظر ارسال شود»;. دفتر دادگاه پس از تبادل لوایح پرونده را به دادگاه تجدیدنظر استان مازندران ارسال شعبه دوازدهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران طی تصمیم مورخ 14/1/1391 اعتراض تجدیدنظرخواه را خارج از مهلت قانونی تشخیص و پرونده را جهت اقدام به دادگاه نخستین اعاده می کند. شعبه هشتم دادگاه عمومی حقوقی آمل در تاریخ 31/1/1392 توضیح می دهد چون مدت تجدیدنظرخواهی منقضی شده و اعتراض در مهلت فرجام خواهی می باشد لذا پرونده را به دادگاه تجدیدنظر استان مازندران اعاده می کند. شعبه دوازدهم دادگاه تجدیدنظر استان توضیح می دهد چون دادگاه بدوی تجدیدنظرخواهی زوجه را فرجام خواهی تلقی نموده پرونده را برای انجام تبادل لوایح به دادگاه نخستین اعاده که پس از تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و برای رسیدگی به این شعبه ارجاع می گردد. ضمنا پایه وکالت وکیل فرجام خوانده در وکالت نامه و لایحه فرجامی درج نشده است و معلوم نیست مشارالیها وکیل پایه یک می باشد تا بتواند در مرحله فرجامی قبول وکالت نماید یا خیر.