رای قضایی شماره 9209970220900704

رای قضایی شماره 9209970220900704

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970220900704


شماره دادنامه قطعی:
9209970220900704

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/06/25

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
حضور در جشن مختلط

پیام رای:
صرف حضور در جشن مختلط از مصادیق ارتکاب فعل حرام نیست؛ فعل حرامی قابل مجازات است که به صورت علنی و در انظار و اماکن عمومی و معابر باشد نه اماکن خصوصی.

رای دادگاه بدوی
به موجب کیفرخواست شماره 3003159 ـ 27/8/91 صادر شده از دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 21 تهران 1) ع.غ. فرزند ح. 23 ساله اهل و ساکن تهران مجرد و مسلمان و فاقد سابقه کیفری با وکالت بعدی ف.س. متهم است به فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا از طریق برگزاری جشن مختلط و نگهداری مشروبات الکلی 2) ن.الف. فرزند ق. 21 ساله 3) س.الف. فرزند ق. 30 ساله متهم هستند به ارتکاب فعل حرام از طریق حضور در جشن مختلط و توهین و تمرد نسبت به مامورین و شرب خمر 4) پ.ص. فرزند ف. 24 ساله 5) ح.غ. فرزند ر. 30 ساله متهم هستند به ارتکاب فعل حرام از طریق حضور در جشن مختلط و شرب خمر 6) م.ک. فرزند خ. 23 ساله 7) ن.ن. فرزند س. 22 ساله 8) ع.م. فرزند ع. 22 ساله 9) ع.م. فرزند ی. 23 ساله 10) ع.م. فرزند م. 24 ساله 11) ن.پ. فرزند ح. 20 ساله 12) و.م. فرزند م. 25 ساله 13) م.م. فرزند ع. 30 ساله 14) ن.ق. فرزند ح. 26 ساله 15) ه.ب. فرزند م. 26 ساله 16) د.ز. فرزنـد م. 21 ساله 17) ک.س. فرزند ر. 27 ساله 18) ح.ر. فرزند م. 30 ساله 19) ن.ف. فرزند الف. 21 ساله 20) م.ب. فرزند م. 50 ساله 21) م.م. فرزند م. 23 ساله 22) م.ک. فرزند ح. 22 ساله 23) ک.ک. فرزند م. 22 ساله 24) م.م. فرزند ح. 24 ساله 25) س.ذ. فرزند ف. 24 ساله 26) م.ه. فرزند ح. 23 ساله 27) م.ع. فرزند م. 25 ساله 28) س.ک. فرزند م. 24 ساله 29) ی.ن. فرزند الف. 22 ساله 30) ر.م. فرزند ف. 21 ساله 31) م.پ. فرزند الف. 18 ساله 32) ش.ط. فرزند ج. 24 ساله 33) ش.ب. فرزند الف. 24 ساله 34) الف.ر. فرزند م. 24 ساله 35) ش.ص. فرزند م. 23 ساله 36) الف.ف. فرزند الف. 32 ساله 37) الف.پ. فرزند الف. 22 ساله 38) م.م. فرزند م. 23 ساله 39) س.الف. فرزند م. 22 ساله و 40) م.ر. فرزند الف. 21 ساله (ردیف 6 تا40) متهم هستند به ارتکاب فعل حرام از طریق حضور در جشن مختلط. با این توضیح که متهم ردیف اول ـ ع.غ.ـ در تاریخ 6/11/1391 به بهانه فارغ التحصیلی خود اقدام به برگزاری جشن مختلط در واحد مسکونی خود واقع در برج مهستان می کند و مدعوین که اکثریت قریب به اتفاق اظهار داشتند از نحوه برگزاری جشن مطلع نبودند و به تصور یک جشن خانوادگی و دوستانه وارد ساختمان می شدند که توسط نگهبان ساختمان با هماهنگی به عمل آمده از طریق بی سیم مدعوین را به طبقه 14 برج و واحد مسکونی متهم هدایت می کردند و با کلیدی که در اختیار داشتند درب ورودی را باز می کردند و مدعوین وارد واحد محل برگزاری جشن می شدند و خانمها در بدو ورود مورد استقبال متهم ردیف اول قرار می گرفتند و به اطاقی راهنمایی می شدند تا لباسهای خود را عوض کنند و بدون پوشش و با لباس نیمه عریان و مناسب با جشن وارد سالن می شدند که چراغ های سالن خاموش و کلیه مدعوین در فضایی تاریک و به صورت مختلط مشغول رقص و پایکوبی بودند و جملگی از عمل ارتکابی شدیدا اظهار ندامت کرده و مدعی بودند از نحوه برگزاری جشن مطلع نبودند اما پس از ورود به خاطر جو حاکم و رودربایستی مجبور به همراهی با جمع شده بودند و متهم ردیف 37 که به همراه خواهرش (ردیف31) وارد این جشن شده بود در جلسه دادگاه با اعتراض به متهم ردیف اول اظهار داشت از بدو ورود به متهم ردیف اول اعتراض کرده بود و حتی اظهار داشت بعد از جشن نیز مراتب اعتراض خود را از طریق تماس تلفنی به مادر متهم ردیف اول اعلام کرده بود. متهمان ردیف دوم تا پنجم ضمن انکار شدیدشان نسبت به شرب خمر راجع به مثبت بودن تست الکل خود مدعی شدند در این مراسم شربت نوشیده بودند و احتمال می دادند شربتها دارای الکل بوده که از آن بی اطلاع بودند. متهم ردیف اول ضمن پذیرش خطای خود و اظهار ندامت شدید مدعی شد فقط 19 نفر از مدعوین را دعوت کرده بود اما هر یک از مدعوین تعدادی را به همراه خود آورده که نمی توانست از ورودشان جلوگیری کند درحالیکه بسیاری از این افراد بدون اینکه متهم را بشناسند و یا خود را معرفی کنند با اعلام حضور در جشن غ. به نگهبان ساختمان به محل هدایت می شدند و اگر قصد برگزاری چنین جشنی را نداشته بود می توانست از طریق نگهبان ممانعت به عمل آورد. دادگاه با عنایت به نحوه برگزاری جشن و به صورت اختلاط در تاریکی که مدعوین پس از ورود به نوعی ناخواسته و بدون اختیار کامل مجبور به همراهی با جمع و مرتکب عمل حرام و موجب فساد گردیدند و نیز نظر به کشف 7 بطری مشروب الکلی از محل برگزاری جشن بزهکاری متهم ردیف اول را محرز دانسته و به استناد مواد 702 و بند ب ماده 639 قانون مجازات اسلامی ع.غ. را بابت فراهم کردن موجبات فساد و تشویق به آن به تحمل یک سال حبس تعزیری و بابت نگهداری مشروب الکلی به تحمل شش ماه حبس و سی ضربه شلاق تعزیری و پرداخت مبلغ نوزده میلیون و دویست هزار (000/200/19) ریال جزای نقدی به عنوان پنج برابر ارزش تجاری مشروبات الکلی مکشوفه وفق نظریه گمرک (ص 357) در حق صندوق دولت محکوم می کند. لکن با ملاحظه وضع اجتماعی و سوابق زندگی محکوم علیه و جوانی و جهالت و فقد سابقه کیفری و اظهار ندامت شدیدش وی را مستحق تخفیف دانسته و به استناد بند 5 ماده 22 قانون مجازات اسلامی یک سال حبس مورد حکم بابت فراهم کردن موجبات فساد و تشویق به آن را به پرداخت یکصد میلیون (000/000/100) ریال و شش ماه حبس مورد حکم بابت نگهداری مشروب الکلی را به پرداخت پنجاه میلیون (000/000/50) ریال جزای نقدی تبدیل می نماید. اما در خصوص اتهام متهمان ردیف دوم تا پنجم دایر به شرب خمر و ردیف 4 و 5 علاوه بر آن دایر بر توهین و تمرد صرف نظر از اعلام رضایت مامورین نظر به انکار شدید متهمان و فقد دلایل شرعی و قطعی و یقینی همچنین در خصوص اتهام متهمان ردیف دوم تا چهلم دایر بر ارتکاب فعل حرام از طریق حضور در جشن مختلط اگر چه اعمال ارتکابی متهمان حرام و مذموم و مورد تقبیح و دور از یک فرد مسلمان و شیعه امیرالمومنین (علیه السلام) است اما به عقیده دادگاه صرف حضور در جشن مختلط فاقد عنصر قانونی است زیرا طبق ماده 2 قانون مجازات اسلامی هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود که بیانگر حاکمیت اصل قانونی بودن جرم و مجازات در صدور آرای قضایی است و توجها به این که افعال حرام موضوع ماده 637 قانون مجازات اسلامی و مستـند کیفـرخواست نـاظـر به ارتکاب آن به صورت علنی و انظار و اماکن عمومی و معابر است ولی افعال حرامی که خارج از موضوع ماده مذکور و در اماکن خصوصی و به صورت پنهانی واقع گردد از شمول ماده مذکور خارج و فاقد عنصر قانونی است لذا به استناد ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ضمن تقبیح مجدد و توصیه اخلاقی به پرهیز از تکرار آن رای بر برایت متهمان یادشده (2 تا40) از بزه های مذکور صادر و اعلام می کند. این رای حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد و مشروبات الکلی مکشوفه نیز معدوم گردد.
رییس شعبه 1089 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ غفاری

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی 1ـ آقای ع.غ. و وکیلش آقای ف.س. که هر دو مستقلا نسبت به دادنامه شماره 01310 مورخ 16/11/91 صادره از شعبه 1089 دادگاه عمومی جزایی که به موجب آن نامبرده به اتهام فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا از طریق برگزاری جشن مختلط و نگهداری مشروبات الکلی مجموعا به هجده ماه حبس و سی ضربه شلاق و نوزده میلیون و دویست هزار ریال جزای نقدی به عنوان پنج برابر ارزش تجاری مشروبات الکلی مکشوفه محکوم گردیده که با رعایت جهات تخفیف مجازات حبس وی به یکصد و پنجاه میلیون ریال جزای نقدی تبدیل گردیده است از سوی دیگر 2ـ معاون محترم دادستان و سرپرست دادسرای ناحیه 21 تهران طی شرحی به برایت سایر متهمان پرونده اعتراض نموده و استدلال شده است که کلیه متهمین پرونده مرتکب فعل حرام گردیده و اعمال آنان موجب جریحه دار شدن عفت عمومی شده است و منظور از انظار یک مکان عمومی نبوده بلکه اقدام به عمل حرام در حضور عده و جمع کثیری به نحوی که آمد و شد در آن محل سهل باشد آنجا را به مکان عمومی تبدیل نموده و در حکم اماکن عمومی تلقی خواهد شد. النهایه با توجه به محتویات پرونده و گزارش مامورین به شرح اوراق 2 3 و 4 پرونده از آنجا که وقوع جرم در منزل مسکونی و در یکی از مجتمع های آپارتمانی صورت گرفته است هرچند که توسط جمع انجام شده است در انظار و اماکن عمومی تلقی نگردیده و علی رغم اینکه متهمین مرتکب فعل حرام گردیده که مذموم و قبیح بوده و مستوجب عقوبت اخروی می باشد لیکن موضوع از مصادیق ماده 638 قانون مجازات اسلامی خارج بوده و بدین جهت اعتراض معاون محترم دادستان و سرپرست دادسرای ناحیه 21 تهران ناظر بر اینکه محل مزبور به اعتبار تجمعی در آن در حکم انظار و اماکن عمومی تلقی گردیده و مرتکبین فعل حرام در این محل به اعتبار مذکور مستحق مجازات می باشند رد می گردد. و اما اعتراض آقای ع.غ. با توجه به گزارش مامورین به شرح اوراق 2 3 و 4 پرونده کیفیت برگزاری جشن و نحوه حضور افراد در آن و کشف اشیاء و اموال مکشوفه منجمله مشروبات الکلی در منزل تجدیدنظرخواه ردیف اول که میزبان بوده است و اظهارات غالب میهمانان مجلس موصوف دایر بر اینکه از سوی ع.غ. دعوت شده بودیم و نیز اظهارات ایشان به شرح صفحه 44 پرونده و اقرار صریح نامبرده به شرح صفحه 91 پرونده و سایر ادله دیگر چون از ناحیه ایشان ایراد یا اعتراض موثری که موجبات نقض دادنامه موصوف را فراهم نماید ابراز یا عنوان نگردیده و تجدیدنظرخواهی با هیچیک از موارد مندرج در ماده 240 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری منطبق نمی باشد لذا دادگاه اعتراض را مردود دانسته معهذا با توجه به فقد پیشینه کیفری محکوم علیه و اظهار ندامت وی (به شرح صفحه 91 پرونده) مستندا به تبصره 2 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مجازات سی ضربه شلاق به سی میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت تبدیل و تخفیف یافته و با استناد به بند الف ماده 257 قانون صدرالاشعار دادنامه معترض عنه را به شرح مرقوم تایید و استوار می نماید. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 9 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار شعبه
موسوی ـ محمدی

قاضی:
موسوی , محمدی , غفاری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 639 ـ دستی که دارای انگشتان است اگر بالاتر از مفصل مچ و نیز دستی که دارای ساعد است اگر بالاتر از آرنج قطع گردد علاوه بر نصف دیه کامل موجب ارش مقدار زائدی که قطع شده نیز میباشد.

مشاهده ماده 639 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 ـ انحلال شخص حقوقی و مصادره اموال آن زمانی اعمال می شود که برای ارتکاب جرم به وجود آمده یا با انحراف از هدف مشروع نخستین فعالیت خود را منحصرا در جهت ارتکاب جرم تغییر داده باشد.

مشاهده ماده 22 قانون مجازات اسلامی

ماده 2 ـ هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است جرم محسوب می شود.

مشاهده ماده 2 قانون مجازات اسلامی

ماده 637 ـ قطع کردن و یا از بین بردن کف دستی که به هر علت دارای انگشت نمیباشد موجب ارش است. تبصره ـ در قطع کردن و یا از بین بردن کف دستی که کمتر از پنج انگشت دارد علاوه بر دیه آن انگشتان نسبتی از ارش کف دست نیز ثابت است بدین ترتیب که اگر مچ دست دارای یک انگشت باشد علاوه بر دیه یک انگشت چهار پنجم ارش کف دست و اگر دارای دو انگشت باشد علاوه بر دیه دو انگشت سه پنجم ارش کف دست و اگر دارای سه انگشت باشد علاوه بر دیه سه انگشت دو پنجم ارش کف دست و اگر دارای چهار انگشت باشد علاوه بر دیه چهار انگشت یک پنجم ارش کف دست نیز پرداخت می شود.

مشاهده ماده 637 قانون مجازات اسلامی

ماده 638 ـ قطع دست دارای ساعد از آرنج خواه دارای کف باشد خواه نباشد نصف دیه کامل دارد و قطع دست دارای بازو از شانه خواه دارای آرنج باشد خواه نباشد نصف دیه کامل دارد.

مشاهده ماده 638 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM