در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم م.ک. با وکالت خانم ط.ع. به طرفیت آقای ر.ش. نسبت به دادنامه شماره 957 مورخ 1393/5/25 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی شهر قدس که به موجب آن حکم به رد دعوی تجدیدنظرخواه (به خواسته مطالبه تعداد یکصد سکه بهار آزادی بابت
مهریه به اضافه خسارات دادرسی) صادر شده است با توجه به مندرجات پرونده و نظر به اینکه طرفین زن و شوهر بوده و در تاریخ 1393/2/3 با توافق و
بذل مهریه از سوی زوجه در قبال
طلاق به
طلاق خلع نوبت اول متارکه نموده اند و زوجه در تاریخ 1393/4/13 به دفترخانه مربوطه مراجعه و اعلام کرده به مابذل رجوع می کند و دفترخانه نیز به زوج اظهار نموده که زوجه به مابذل رجوع نموده است و این اخطاریه در تاریخ 1393/4/25 به وی ابلاغ قانونی شده است بنابراین اولا: معلوم نیست عده زوجه سه طهر بوده و یا سه ماه و اگر سه طهر بوده باشد از آنجایی که اقل مدت انقضاء و عده 26 روز و چند لحظه است معلوم نیست رجوع به مابذل در عده صورت گرفته است یا خیر ؟ و پس از رجوع زوج فرصت رجوع به زوجیت را داشته یا نه مضافا به اینکه چون ابلاغ مورخ 1393/4/25 قانونی بوده معلوم نیست زوج از مفاد آن مطلع شده است یا نه ؟ و اگر مطلع نشده باشد در آن صورت مطابق ماده 83 قانون آیین دادرسی مدنی این ابلاغ فاقد اعتبار خواهد بود و این امور نیاز به رسیدگی قضایی دارد و رسیدگی به آن نیز منوط به طرح دعوا به خواسته اثبات رجوع به مابذل در ایام عده و ابلاغ صحیح آن در فرصت مناسب به زوج دارد بنابراین مادامی که رجوع به مابذل به نحو صحیح به اثبات نرسیده باشد
مطالبه مهریه ای که در جریان
طلاق بذل شده است قابلیت استماع ندارد لذا اقتضاء داشته دادگاه محترم بدوی به جای صدور حکم ماهوی قرار رد دعوا صادر نماید به همین سبب دادنامه تجدیدنظرخواسته مغایر با قانون است لذا با استناد به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نقض می گردد و با استناد به ماده 2 قانون مذکور قرار رد دعوا صادر می گردد. این رای قطعی است.
رییس و مستشار شعبه 30 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
بیگدلی- عاشوری