رای قضایی شماره 9209970270100481

رای قضایی شماره 9209970270100481

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970270100481


شماره دادنامه قطعی:
9209970270100481

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/04/31

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
تقاضای کیفر در کیفرخواست

پیام رای:
در صورت عدم درخواست کیفر توسط دادسرا در کیفرخواست حکم به صدور آن صحیح نیست.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام آقای ع.ص. فرزند م. اهل و ساکن تهران کارمند آزاد با تودیع وثیقه دایر بر ایراد صدمه بدنی عمدی دادگاه با توجه به محتویات پرونده از جمله شکایت شاکی آقای م.ن. و اظهارات وکیل ایشان آقای ر.الف. و کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب تهران گزارش مرجع انتظامی مودای گواهی گواهان که موید ادعای شاکی بوده و هم چنین نظریه پزشکی قانونی و کمیسیون پزشکی قانونی و توجه به دفاعیات غیر موثر متهم و اقرار ضمنی وی بر وقوع درگیری اما منکر ایراد ضرب و جرح نسبت به شاکی گردیده ولیکن دلیل مقتضی بر رد ادعای گواهان شاکی اقامه ننموده است و سایر قراین و امارات موجود در پرونده بزه انتسابی را محرز و مسلم تشخیص و با استناد به مواد 294-302-304-367-480-481-484 و تبصره 2 ماده 269 از قانون مجازات اسلامی متهم را به پرداخت قیمت یک نفر شتر دیه بابت خراشیدگی خلف گوش راست (حارصه) و قیمت یک دوم از یک نفر شتر دیه بابت خراشیدگی سمت راست گردن و 5/1 دینار دیه بابت کبودی این عضو و 12 درصد دیه کامل ارش شکستگی استخوان های لگن از نواحی استخوان عانه و حفره مفصل رانی لگنی و نیم درصد دیه کامل ارش بابت تورم گونه راست در حق آقای م.ن. و از بابت جنبه عمومی جرم متهم را با رعایت ماده 3 قانون وصول برخی از درآمد های دولت و مصرف آن در موارد معین به تحمل 91 روز حبس تعزیری محکوم و اعلام می نماید. رای صادره حضوری است و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
دادرس شعبه 1035 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ شعبانی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در این پرونده 1- آقای م.ب. و خانم س.م. به وکالت از آقای ع.ص. 2- آقای م.ن. از دادنامه شماره 00085 مورخ 3/2/92 شعبه 1035 دادگاه عمومی جزایی تهران تجدیدنظرخواهی کرده اند به موجب دادنامه موصوف آقای ع.ص. از حیث بزه ایراد صدمه بدنی عمدی نسبت به آقای م.ن. به پرداخت دیه در حق شاکی خصوصی و تحمل 91 روز حبس محکوم شده است وکلای تجدیدنظرخواه ردیف اول مدعی بی گناهی موکل خود بوده و اظهار می دارند صدمات وارده به شاکی بدوی ناشی از عمل موکل آنان نمی باشد تجدیدنظرخواه ردیف دوم ضمن درخواست تشدید مجازات عمل مرتکب را با ماده 614 قانون مجازات اسلامی منطبق دانسته و اظهار می دارد استناد دادگاه بدوی به تبصره 2 ماده 269 قانون مرقوم صحیح نیست؛ دادگاه با توجه به بررسی اوراق و مستندات پرونده: 1- ذکر شتر یا دینار در رای بدوی به لحاظ موضوعیت نداشتن آن ها صحیح نبوده و دادگاه می بایستی به درصدی از دیه کامل حکم صادر می نمود که در این خصوص به دادگاه بدوی تذکر داده می شود. 2- مهلت پرداخت دیه از تاریخ وقوع جرم ظرف یک سال می باشد. 3- دادسرا برای جنبه عمومی بزه یاد شده درخواست مجازات نکرده و دادگاه مکلف بوده در حدودکیفرخواست و فقط به جرایم مندرج در کیفرخواست رسیدگی و صدور حکم نماید و آن جایی که مدعی العموم اخلال در نظم جامعه و یا بیم تجری مرتکب یا دیگران را احراز نمی کند و بر این اساس از حیث جنبه عمومی درخواست مجازات ندارد صدور حکم به مجازات از حیث جنبه عمومی صحیح نمی باشد لذا در اجرای مقررات تبصره 4 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مجازات حبس از دادنامه تجدیدنظرخواسته بنا بر شرح فوق حذف می شود هر چند اگر دادستان برای جنبه عمومی درخواست مجازات می نمود همان طور که تجدیدنظرخواه ردیف دوم به درستی اظهار می دارد موضوع مشمول مقررات ماده 614 قانون مجازات اسلامی می گردید از این رو با رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه وکلای تجدیدنظرخواه ردیف اول در ارتباط با اصل توجه اتهام به موکل آنان و پذیرش تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه ردیف اول از جهت جنبه عمومی بزه مذکور دادنامه تجدیدنظرخواسته به شرح فوق و با حذف مجازات حبس به استناد بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری تایید و استوار می شود. این رای قطعی است.
رییس شعبه 56 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
اهوارکی ـ رمضانی

قاضی:
شعبانی , اهوارکی , رمضانی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 269 ـ حرز عبارت از مکان متناسبی است که مال عرفا در آن از دستبرد محفوظ میماند.

مشاهده ماده 269 قانون مجازات اسلامی

ماده 614 ـ قطع و از بین بردن تمام زبان کودکی که زمان سخن گفتن او فرا نرسیده موجب دیه کامل است لکن اگر بعدا معلوم شود که لال بوده است مازاد بر یک سوم دیه مسترد می شود.

مشاهده ماده 614 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM