رای قضایی شماره 9309970909200426

رای قضایی شماره 9309970909200426

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909200426


شماره دادنامه قطعی:
9309970909200426

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/12/16

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
مصداق پرداخت دیه مقتول از بیت المال

پیام رای:
درصورتی که بر اساس نظریه پزشکی قانونی و امارات موجود اصل قتل محرز گردد اما قاتل شناخته نشود دیه مقتول از بیت المال پرداخت خواهد شد.

رای خلاصه جریان پرونده
حسب گزارش نیروی انتظامی ازجمله گزارش کلانتری.. . مبنی بر این که در ساعت 20 مورخ 1391/01/24 به آن کلانتری گزارش شده فردی به هویت ر. بر اثر اصابت ضربه چاقو مجروح که به بیمارستان.. . اعزام شده و در آنجا فوت می نماید و دو نفر از دوستان وی به اسامی خ. و م. نیز که در منازعه همراه مقتول بوده اند مجروح گردیدند و جهت مداوا به بیمارستان منتقل شدند و در ادامه با اظهارات م. و خ. مشخص گردیده که س. نیز در جریان منازعه بوده است. اظهارات متهمین م. و خ. به شرح صفحات 17 و 35 پرونده حاکی از وقوع منازعه بین مرحوم و نام­بردگان ازیک طرف با دو نفر دیگر که سوار بر خودروی پراید با پلاک نامشخص بوده اند صورت گرفته است و حسب اظهارات م. و خ. فردی که سرنشین خودروی پراید بوده کارد یا چاقویی در دست داشته و به وسیله آن آن ها را مجروح نموده و مرحوم ر. را به قتل رسانده است و راننده پراید صرفا سنگ پرتاب می کرد. با توجه به چهره ترسیمی متهم توسط م. و خ. منضم در صفحه 42 پرونده با چهره متهم م.ی. شباهت هایی دارد و پزشکی قانونی به شرح صفحه 50 پس از معاینه جسد مقتول اعلام نموده وجود یک بریدگی طویل و عمیق در سمت چپ سینه مقتول اضافه کرده است که این بریدگی موجب دریدگی پرده قلب و پس ازآن عضله دهلیز چپ قلب شده و درنتیجه ی خون ریزی شدید ر. فوت نموده است. ف. که در محل منازعه حضورداشته اظهارات متهمان م. و خ. را تایید نموده است(صفحه 59 - 61). و متهمان م. و س. به شرح صفحات 64 و 66 پرونده دارای سوابق کیفری قبلی در رابطه با منازعه و ضرب وجرح می باشند و حسب نظریه پزشکی قانونی جراحات وارده بر بدن خ. و م. بر اثر اصابت جسم برنده ایجاد گردیده است(ص 68 69). م. و س. در مورخ 1391/02/19 با دیدن م.ی. اظهار داشتند: شک ندارند که ضارب مقتول ایشان بوده است و س. گفته چهره ضارب را ندید لیکن جثه اش با جثه م.ی. مطابقت دارد و م.ی. بزه انتسابی را انکار نموده و اظهار داشته که هیچ اطلاعی از جریان منازعه ندارد و م. و خ. و س. را نمی شناسد و تصاویری از چهره وی ضمیمه پرونده است(صفحه 170 - 174) که با چهره نگاری اولیه قاتل(صفحه42) مطابقت دارد. مجددا در مورخ 1391/02/31 آقایان م. و خ. با دیدن م.ی. اظهارات سابق خود را تکرار نموده اند و م. گفت: 80 درصد م.ی. با ضارب شباهت دارد و خ. نیز گفت: صد درصد نمی توانم بگویم م.ی. همان ضارب است اما چهره اش به ضارب شباهت دارد چپ دست هم هست و ضارب هم چپ دست بود(صفحه177178) و نام­بردگان راجع به نحوه یافتن م.ی. گفتند: در خیابان می رفتیم و اتفاقی این آقا را دیدیم درب منزلشان نشسته بود و به چهره اش مظنون شدیم و اسم او را پرسیدیم کاغذ به او دادیم بنویسد فهمیدیم چپ دست است و بیشتر به او ظنین شدیم (صفحه 178) که به لحاظ اظهارات همراه با تردید نام­بردگان متهم م.ی. در مورخ 1391/03/01 با صدور قرار وثیقه آزاد گردیده است. و پس ازآن خانواده مقتول اظهار داشته اند که سه نفر متهم س. و م. و خ. حقیقت را در رابطه با م.ی. بیان نکرده که مجددا از م. راجع به نحوه شناسایی م.ی. سوال شد که گفت: م.ز. برای همسر وی تعریف کرده که قاتل ر. برادر ب. است و م.ز. نیز اظهارات وی را تکذیب نمود و اظهار داشت: هیچ مطلب خاصی در مورد قتل مرحوم نمی داند و چیزی نیز از کسی نشنیده است (صفحه 271272). م.ح. که گفته شد م.ز. این مطلب را از او شنید و تحقیق شد که اظهاراتی مشابه اظهارات م.ز. بیان داشته و موضوع را تکذیب کرده است(صفحه273). اما ف. اظهار داشت که: از م.ز. قبل از دستگیری م.ی. شنیده که ب. با برادرش قاتل هستند و او این مطلب را برای م. بازگو کرده است(صفحه 300 301). در مواجهه حضوری بین ف. و م.ز. و م.ح. ف. و م.ح. منکر آشنایی با م.ی. و چنان اظهاراتی شده اند. در مورخ 1391/04/10 مجددا از م. تحقیق شد که اظهار داشت: صددرصد مطمین نیست که ضارب م.ی. است و در نوبت قبلی که گفته 80 درصد اشتباه کرده است. و خ. گفته: شخصی که به من و م. و مقتول چاقو زده است همین م.ی. است. نحوه شناسایی وی چنین بود که م. گفت م.ز. به ف. گفته که پسری که قتل کرده برادر ب. بوده که من و م. به سراغ م.ی. رفتیم(صفحه 286-288). به موجب گواهی انحصار وراثت مندرج در صفحه 294 پرونده خانم ب. مادر مقتول ولی دم منحصربه فرد وی بوده و وکیل ولی دم اظهار داشته است: با عنایت به شهادت شهودی که از فاصله بسیار نزدیک ناظر صحنه قتل مرحوم بوده است از متهم م.ی. شکایت دارم(صفحه303). ولی دم نیز در دادسرا حاضر و اظهار داشت به عنوان قاتل از م.ی. شاکی هستم(صفحه 305) و متهم م.ی. مجددا احضار گردید و در تاریخ 1391/05/31 بازپرس از وی تحقیق نمود اما نام­برده با تکرار اظهارات سابق خود به طورکلی منکر بزه انتسابی گردید. در مورخ 1391/06/01 بین متهم(م.ی.) و خ. و م. مواجهه حضوری انجام شد که خ. و م. اظهار داشتند: صد درصد یقین دارند که م.ی. همان شخص است که مقتول را مضروب کرده و هر دو نفرشان را چاقو زده است(صفحه 312 -313). و بعد از صدور قرار مجرمیت از سوی بازپرس شعبه هشتم دادسرای ویژه امور جنایی.. . معاون دادستان.. . با صدور کیفرخواست در خصوص اتهام متهمین: 1ـ م.ی. متاهل دایر بر قتل عمدی مرحوم ر. و ایراد جراحات عمدی با چاقو نسبت به خ. و م. و شرکت در منازعه منتهی به قتل 2ـ م. 3ـ س. 4ـ خ. هر سه نفر(ردیف های دوم الی چهارم) متهم اند به شرکت در منازعه منتهی به قتل با توجه به محتویات پرونده و شکایت اولیای دم و نظریه پزشکی قانونی و اقاریر صریح و مقرون به واقع متهمین با عنایت به مطالبه قصاص از ناحیه اولیای دم با استناد به ماده 205 و بند ب ماده 206 و مواد 207 و 227 و 228 و بندهای 1 و 2 ماده 231 و مواد 232 و 233 و 261 و 264 و 265 در خصوص متهم ردیف اول و بند یک ماده 615 قانون مجازات اسلامی در خصوص سایر متهمین از دادگاه تقاضای تعیین کیفر نمود(صفحه346 -348). متعاقب آن پرونده به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان.. . ارجاع گردید و دادگاه از همه مطلعین که نام آن ها در پرونده آمده دعوت به عمل آورد و از آن ها تحقیق نمود به جز مطلع م.ح. که مجهول المکان اعلام شده اما در دادسرا از وی تحقیق به عمل آمد که اظهار داشت از موضوع قتل اطلاعی ندارد و دادگاه با استماع اظهارات نماینده دادستان و تحقیق از متهمین و مطلعین در جلسات 1392/02/08 و 1392/08/06 و 1392/11/13 و 1393/03/25 به موضوع رسیدگی و متهم در کلیه جلسات دادگاه منکر بزه انتسابی گردید. پس از رسیدگی های لازم ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 0057 ـ 1393/03/27 چنین رای داد: در خصوص اتهام آقای م.ی. دایر بر ارتکاب قتل عمدی مرحوم ر. و ایراد جراحات عمدی نسبت به خ. و م. و شرکت در منازعه منتهی به قتل با وکالت ح. با عنایت به این که متهم منکر بزه انتسابی است و اعلام اتهام نیز حسب اظهارات آقایان م. و خ. بوده که بیان داشته اند که از سوی خانم ف. شنیده اند متهم مرتکب قتل و جرح شده است و خانم ف. اطلاعات خود را ناشی از شنیده هایی اعلام کرده که خانم م.ز. به طورقطع و یقین اعلام ننموده که متهم مرتکب قتل شده است و حتی در اعلام این که متهم دخالت در درگیری داشته دچار تزلزل گفتار شده به نحوی که بیان داشته وی نگفته که متهم چنین اقدامی انجام داده است و یا اسم شخص خاصی را آورده باشد و به علاوه مشارالیها نیز اطلاعات خود را ناشی از اظهارات م.ح. دانسته که مشارالیه برحسب اعلام اولیای دم به علت اعتیاد و سوابق کیفری متواری و مجهول المکان است و چون اظهارات متهمین م. و خ. و س. در جهت شناسایی متهم صرف نظر از تردید اولیه آنان به علت خصومت آنان با متهم قابل اعتبار نیست و اظهارات مطلعین دیگر نیز به نحوی است که یقین آور نبوده و ادله شرعی و قانونی بر توجه اتهام به متهم وجود ندارد. همچنین از مجموع تحقیقات به عمل آمده خصوصا فقدان خصومت سابق بین متهم و مقتول و شاکیان نمی توان علم و یا ظن به ارتکاب جرم توسط متهم پیدا کرد؛ بنابراین دادگاه با توجه به ایجاد شک و شبهه در توجه اتهام و حکومت اصل برایت و نیز اعمال قاعده درا با التفات به این که متهم در رد اتهام از خود مطابق ماده 315 قانون مجازات اسلامی 1392 قسم یاد کرده است هییت دادگاه بزه­کاری متهم را محرز ندانست و حکم بر برایت وی صادر می نماید. و در خصوص اتهام متهمین م. و خ. دایر بر شرکت در منازعه منتهی به قتل با توجه به این که نام­بردگان اقرار دارند که در نزاع شرکت داشته اند و گزارش مامورین نیز مبین همین موضوع است و بر اساس تحقیقات به عمل آمده علت درگیری ناشی از اقدامات نام­بردگان بوده که سرانجام به ارتکاب قتل منجر شده است دادگاه بزه­کاری نام­بردگان را محرز دانسته و مستندا به بند یک ماده 615 قانون مجازات اسلامی حکم بر محکومیت هر یک از متهمین به تحمل دو سال حبس صادر می نماید و س. نیز به علت عدم کفایت دلیل مستندا به ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری تبریه می نماید. با توجه به این که اصل قتل با توجه به نظریه پزشک قانونی و تحقیقات به عمل آمده توسط دادسرای عمومی و انقلاب و گزارش ضابطین دادگستری محرز بوده لیکن قاتل شناخته نشده است در اجرای ماده 487 قانون مجازات اسلامی 1392 دیه مقتول از بیت المال پرداخت می گردد(صفحه 539 540). رای صادره در مورخ 1393/07/23 به خ. و م. و در مورخ 1393/07/29 به م.ر. وکیل اولیای دم مرحوم ر. و نماینده دادستان ابلاغ گردید که نامبردگان طی لوایحی که به وقت شور قرایت خواهد شد به رای صادره اعتراض نموده اند که پرونده به این شعبه ارجاع گردید و به شرح ذیل اظهارنظر می شود.

رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص تجدیدنظرخواهی: 1ـ نماینده دادستان عمومی و انقلاب.. .. 2ـ م.ر. وکیل پایه یک دادگستری به وکالت از سوی اولیای دم مرحوم ر. 3ـ متهم خ. نسبت به دادنامه معترض عنه که به موجب آن متهم م.ی. از اتهام ارتکاب قتل عمدی مرحوم ر.(به استدلال مندرج در دادنامه تجدیدنظرخواسته) تبریه گردیده و آقایان خ. و م. به اتهام شرکت در منازعه منتهی به قتل مستندا به بند یک ماده 615 قانون مجازات اسلامی هر یک به تحمل دو سال حبس تعزیری محکوم گردیده اند. متهم س. از اتهام شرکت در نزاع منتهی به قتل تبریه و مقرر نموده که در اجرای ماده 487 قانون مجازات اسلامی 1392دیه مقتول از بیت المال پرداخت شود؛ نظر به این که دادگاه دلایل تبریه متهم م.ی. و متهم س. و محکومیت متهمین م. و خ. را در دادنامه معترض عنه مشروحا ذکر نموده و اعتراض موثری از سوی تجدیدنظرخواهان به عمل نیامده که سبب نقض و گسیختگی رای گردد و ازلحاظ رعایت تشریفات دادرسی نیز ایراد قابل ذکری ملاحظه نشده است لذا مستندا به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ضمن رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید و ابرام می نماید.
شعبه 7 دیوان عالی کشور - رییس و عضو معاون
حسین انتظاری- حسین طالبی

قاضی:
حسین انتظاری , حسین طالبی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 615 ـ هرگاه قسمتی از زبان کودکی که زمان سخن گفتن او فرا نرسیده است قطع شود به میزان نسبت مساحت قطع شده دیه پرداخت می شود لکن اگر بعدا معلوم شود که کودک لال بوده است دو سوم آن مسترد می گردد و چنانچه معلوم شود که گویا بوده است در صورتی که دیه حروف از بین رفته از دیه نسبت گویایی از بین رفته بیشتر باشد مابه التفاوت آن باید پرداخت شود.

مشاهده ماده 615 قانون مجازات اسلامی

ماده 487 ـ اگر شخصی به قتل برسد و قاتل شناخته نشود یا بر اثر ازدحام کشته شود دیه از بیت المال پرداخت می گردد.

مشاهده ماده 487 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM