رای قضایی شماره 9209970221000446

رای قضایی شماره 9209970221000446

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970221000446


شماره دادنامه قطعی:
9209970221000446

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/04/09

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
تجدیدنظرخواهی از قرار رد درخواست ابطال رای داور

پیام رای:
قطعی بودن قرار رد درخـواست ابـطال رای داور مـربـوط به موردی است که ابلاغ رای داور موافق قوانین صورت گرفته باشد و خواهان درخواست ابطال رای داور را خارج از مهلت قانونی بیست روزه طرح کرده باشد.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی خواهان (الف.ک. با وکالت آقای م.ف. و آقای ه.ع.) به طرفیت خوانده (آقای م.ج. با وکالت آقای ش.م.) دایر بر 1ـ صدور قرار مبنی بر توقف و منع اجرای حکم داور و ابطال عملیات اجرایی 2ـ صدور حکم به بطلان رای داوری مورخ 25/5/89 بدین خلاصه که 1ـ مطابق قرار داد مورخ 12/7/85 موکل مبلغ / 000/190/2 دلار آمریکا با شرایط مندرج در قرارداد مذکور از آقای خوانده (با مهلت بازده پرداخت 15 ماهه) دریافت می نماید در مقابل تمامی منافع 2 دانگ مشاع از 6 دانگ اعیان یک قطعه زمین موضوع پلاک ثبتی قطعه چهارم تفکیکی شماره 451 فرعی از 68 ـ اصلی بخش 11 تهران واقع در اراضی اوین را به مشارالیه منتقل می نماید (قابل ذکر است مالکیت عرصه پلاک مذکور موقوفه و متعلق آستان قدس رضوی است) 2ـ مطابق بند 6 قرارداد سابق الذکر مقرر می شود چنان چه آقای الف.ک. نهایتا تا تاریخ 15/10/86 (15 ماه بعد از انعقاد قرارداد) تمامی اصل و فرع مبلغ مندرج در قرارداد را به انضمام خسارات 6 ماه از قرار روزی 870 دلار را به آقای ج. پرداخت نماید این 2 دانگ موضوع قرارداد به موکل (خواهان) عودت گردد و چنانچه نتواند این مبلغ را مسترد دارد این 2 دانگ مشاعی از پلاک مرقوم به آقای ج. تعلق گرفته و مابه التفاوت مطالبات آقای ج. و زمین آقای ک. محاسبه شده و تسویه گردد. 3ـ صرف نظر از این که موکل به دلالت نامه های استنادی و به استناد شهادت شهود مبلغ استقراضی و بهره های متعلقه را در موعد مقرر آماده نموده است لکن آقای ج. از اخذ مبلغ مذکور استنکاف نموده و حاضر نمی شود ملک موکل را به وی عـودت نمـاید. به تاریخ 20/10/88 داور مرضی الطرفین (آقای ح.ج.) حسب فاکس ارسالی برای موکل اعلام می دارد که آقای ج. قرارداد مورخ 12/7/85 را فسخ نموده است و از ایشان تقاضای کسب تکلیف می نماید و انجام امر داوری را تقاضا می نماید 4ـ موکل از این اقدام استقبال کرده و با ارسال اظهار نامه آمادگی خود را جهت تشکیل جلسه به داور اعلام می دارد مع الوصف داور هیچ گونه جلسه ای جهت استماع نظرات موکل تشکیل نمی دهد. 5ـ موکل مجددا حسب اظهارنامه شماره 23348 مورخ 20/11/88 خطاب به داور مرضی الطرفین آمادگی خود را به رد مبلغ استقراضی و خسارت قراردادی اعلام و درخواست تشکیل جلسه و حل و فصل قضایا را می نماید. 6ـ به تاریخ 31/3/89 و به موجب اظهارنامه شماره 3346 داور مرضی الطرفین ضمن تاکید بر فسخ قرارداد مبالغ بدهی موکل را اعلام می نماید و درخواست جلسه رسیدگی می نماید ولی تماس بعدی گرفته نمی شود و جلسه ای تشکیل نمی گردد. موکل مجددا به موجب اظهارنامه رسمی شماره 15742 ـ 22/6/89 و با اعلام انقضای مهلت 3 ماهه داوری درخواست عدم صدور رای داوری می نماید. 7ـ النهایه در تاریخ 27/10/89 موکل از طریق یکی از دوستان خود مطلع می شود که داور مرضی الطرفین رای صادر و اجراییه آن نیز صدور یافته است. 8ـ رای داوری در خارج از مهلت قانونی صادر شده است زیرا آقای ج. (خوانده دعوی) در تاریخ 20/10/88 از داور تقاضای صدور رای نموده است و داور نیز طی فاکس مورخ 30/10/88 موضوع را به موکل اعلام نموده است و در تاریخ 25/5/89 رای داوری صادر شده است فلذا مدت داوری منقتضی بوده و داور صلاحیت اظهارنظر نداشته است همچنین رای داوری معترض عنه با نامه مورخ 20/10/88 آقای ج. (خوانده) در تعارض است زیرا آقای ج. در نامه مذکور به داور عنوان نموده است قرارداد مورخ 12/7/85 را فسخ نموده و درخواست مطالبات ریالی و دلاری خود را نموده است حال آن که داور با اعلام فسخ قرارداد مطالبات آقای ج. را با منافع 2 دانگ مشاعی موکل تهاتر نموده است و باقی مانده مطالبات مورد لحوق حکم داوری قرار داده است که این امر با مقررات قانون مدنی راجع به فسخ قرارداد متعارض است زیرا اعلام فسخ قرارداد از سوی طرفین اختلاف عوضین قرارداد به حالت پیشین بر می گردد (مبالغ ریالی و دلاری استقراضی متعلق حق خوانده (ج.) و منافع 2 دانگ زمین مورد ضمانت متعلق حق خواهان (ک.) می گردد) ضمنا داور اختیاری برای تهاتر مطالبات ج. با ملک ک. را نداشته است و رای داوری از این جهت نیز مخدوش است و حسب پرونده های کلاسان موجود در شعب 21 و 12 دادگاه عمومی حقوقی تهران آقای ج. با انتقال 320 میلیون تومان چک ادعایی خود به شخص ثالث اموال برادر موکل را توقیف و وجه چک را وصول نموده است و عملا" مطالبات خودرا به شخص ثالث انتقال داده است و چطور داور مجددا حکم به انشای رای در خصوص 320 میلیون تومان اقدام کرده است قابل ذکر است که رای داوری در پرونده کلاسه890451 شعبه هفدهم به موکل ابلاغ نشده و گزارش مامور ابلاغ مبنی بر الصاق رای داوری کذب محض است زیرا پلاک آدرس فعلی موکل از 45 به شماره 18 تغییر یافته است امکان ابلاغ وجود نداشته است (از طرفی گزارش مامور ابلاغ نیز متعارض است زیرا یک بار به واسطه تغییر مکان رای داوری را ابلاغ نکرده است لیکن مجددا به همان آدرس برگ اجراییه صادره را الصاق نمـوده اسـت و مـوکـل به صورت اتفاقی از مفاد اجراییه مطلع شده است اینک موضوع خواسته مورد مطالبه است. وکیل خوانده نیز به شرح لایحه واصله به رد ایرادات معنونه پرداخته است صرف نظر از این که خوانده در تاریخ 22/3/89 از داور تقاضای صدور رای داوری نموده و داور مرضی الطرفین نیز به شرح ذیل درخواست مرقوم قبول داوری نموده است آن گاه داور مرضی الطرفین طـی اظهـارنامـه شمـاره 3446 ـ 31/3/89 مــوضــوع داوری را به خواهان ابلاغ کرده است و خواهان نیز در دادخواست خود به ابلاغ اظهارنامه داور اقرار نموده است نظر به این که رای داور در تاریخ 25/8/89 از طریق دفتر دادگاه به خواهان ابلاغ قانونی گردیده و حسب مفاد قرارداد فی مابین طرفین نشانی خواهان... بوده و حسب وکالـت نامـه وکیـل خـواهـان به شرح پیوست دادخواست تقدیمی اقامتگاه فعلی ایشان همان نشانی مذکور قید شده است بنابراین اعتراض به رای داوری خارج از مهلت مقرر موضوع ماده 490 قانون آیین دادرسی مدنی بوده و به استناد ماده 486 از قانون مرقوم قرار رد درخواست خواهان صادر و اعلام می گردد. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 17 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ شیرزاد

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی م.ف. و ه.ع. به وکالت از الف.ک. نسبت به دادنامه شماره 1152 مورخ 20/12/90 صادره از شعبه 17 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن دعوای تجدیدنظرخواه با خواسته بطلان رای داوری مورخ 25/5/89 توقف و منع اجرای رای داوری مذکور و ابطال عملیات اجرایی مورد پذیرش دادگاه قرار نگرفته و چون اعتراض به رای داوری خارج از مهلت مقرر موضوع ماده 490 قانون آیین دادرسی مدنی بوده قرار رد درخواست خواهان صادر گردیده وارد و محمول بر صحت بوده و بر استنباط محکمه نخستین خدشه و اشکال قانونی وارد است زیرا قطع نظر از این که محتویات پرونده حکایت از آن دارد که دادگاه بدوی وارد در ماهیت ادعای خواهان گردیده و بعد از رسیدگی ماهیتی که قاعدتا بعد از تشخیص در مهلت بودن اعتراض صورت می گیرد مبادرت به انشای قرار تجدیدنظرخواسته نموده است بررسی پرونده کلاسه 89/17/451 موضوع دادخواست شماره 700451 ـ 5/7/89 مربوط به ابلاغ رای داوری نشان می دهد رای داوری در تاریخ 13/7/89 برای ابلاغ به تجدیدنظرخواه ارسال گردیده وگزارش مورخ 19/7/89 مامور ابلاغ حکایت از تغییر مکان مخاطب و اعاده اوراق مجددا در تاریخ 10/8/89 رای داوری برای ابلاغ به تجدیدنظرخواه و در همان آدرس ارسال می شود گزارش مورخ 25/8/89 همان مامور ابلاغ باز هم حکایت از تغییر مکان مخاطب داشتند لیکن در این نوبت اوراق در محل الصاق گردیده که با لحاظ فقدان سابقه ابلاغ در این پرونده این ابلاغ قانونی نبوده و مشمول مقررات ماده 79 قانون آیین دادرسی مدنی نمی باشد متعاقبا تجدیدنظرخواه در تاریخ 29/10/89 و به شرح لایحه شماره 3218 مراتب اطلاع یافتن از رای داوری از طریق تماس تلفنی یکی از دوستانش را به دادگاه اعلام و نشانی صحیح خود را نیز مرقوم و تقاضای ابلاغ رای داوری را می نماید که طبق دستور دادگاه رای داوری در این تاریخ در اختیار مشارالیه قرار می گیرد دادخواست شماره 700781 مبنی بر ابطال رای داوری که در تاریخ 4/11/89 تقدیم و ثبت شعبه 17 محاکم عمومی حقوقی تهران گردیده با لحاظ ابلاغ رای داوری در تاریخ 29/10/89 در مهلت 20 روزه قانونی صورت گرفته و ورود دادگاه در ماهیت ادعای خواهان به نحو صحیح و منطبق با مقررات بوده و صدور قرار رد درخواست خواهان موافق قانون و اصول دادرسی نمی باشد قطعی بودن قرار رد درخواست موضوع ماده 492 قانون آیین دادرسی مدنی نیز در محلی است که رای داوری به نحو صحیح ابلاغ قانونی یا واقعی شده و بعد از انقضای 20 روز از تاریخ ابلاغ مبادرت به طرح دعوای ابطال رای داوری شده باشدکه در مانحن فیه همان طور که در فوق آمده رای داوری در تاریخ 29/10/89 به تجدیدنظرخواه ابلاغ گردیده و دادخواست تقدیمی در مهلت مقرر قانونی تقدیم شده و ابلاغ مورخ 25/8/89 قانونی نبوده و انطباقی با ماده 79 قانون آیین دادرسی مدنی ندارد و طبق ماده 83 همان قانون معتبر نیست و نمی توان چنین قراری را قطعی و غیر قابل تجدیدنظر تلقی نمود و این تلقی مغایر نظر قانون گذار خواهد بود لذا دادگاه ادعای تجدیدنظرخواه را وارد و محمول بر صحت می داند مستندا به ماده 353 قانون آیین دادرسی مدنی و بند الف ماده 332 قانون یاد شده و لحاظ مقـررات ماده 83 قانون مرقوم ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته پرونده را برای ادامه رسیدگی در ماهیت دعوی به دادگاه بدوی عودت می دهد. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 10 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
امی ـ حسین خانی

قاضی:
شیرزاد , حسینخانی , امی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 490 - درمورد ماده فوق هریک از طرفین می تواند ظرف بیست روز بعد از ابلاغ رای داور از دادگاهی که دعوا را ارجاع به داوری کرده یا دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد حکم به بطلان رای داور را بخواهد در این صورت دادگاه مکلف است به درخواست رسیدگی کرده هرگاه رای از موارد مذکور در ماده فوق باشد حکم به بطلان آن دهد و تا رسیدگی به اصل دعوا و قطعی شدن حکم به بطلان رای داور متوقف می ماند. تبصره - مهلت یادشده در این ماده و ماده (488) نسبت به اشخاصی که مقیم خارج از کشور می باشند دو ماه خواهد بود. شروع مهلت های تعیین شده در این ماده و ماده (488) برای اشخاصی که دارای عذر موجه به شرح مندرج در ماده (306) این قانون و تبصره (1) آن بوده اند پس از رفع عذر احتساب خواهد شد.

مشاهده ماده 490 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM