رای قضایی شماره 9209970270200265

رای قضایی شماره 9209970270200265

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970270200265


شماره دادنامه قطعی:
9209970270200265

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/03/13

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
وضعیت خاص متهم جهت تعلیق اجرای مجازات

پیام رای:
اظهار ندامت و پشیمانی و سرپرست بودن متهم می تواند از موجبات تعلیق اجرای مجازات محسوب شود.

رای دادگاه بدوی
در خصوص شکایت آقای ج.ر. فرزند م. علیه آقای م.و. فرزند ب. دایر به ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو به شرح محتوای پرونده با عنایت به شکایت شاکی و مفاد کیفرخواست صادره و گواهی پزشکی قانونی و عدم حضور متهم در جلسه دادرسی و عدم وصول لایحه ای از ناحیه متهم موصوف و با توجه به جمیع محتوای پرونده به نظر اتهام وارده محرز و مسلم بوده علی هذا دادگاه مستندا به مواد 480 و 481 با رعایت بند الف ماده 302 از قانون مجازات اسلامی مشارالیه را به پرداخت یک دوم از سه صدم دیه کامله از بابت جراحت عمیق ناحیه خلف بازوی چپ (متلاحمه) در حق شاکی ظرف مهلت یک سال از تاریخ وقوع جرم (20/3/1391) محکوم می نماید. و مستندا به تبصره ماده 614 از قانون مجازات اسلامی با رعایت بند دوم ماده سوم قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین 1373 متهم موصوف را از بابت جنبه عمومی موضوع معنونه مشارالیه را به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم می نماید. رای صادره مستندا به ماده 217 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ظرف مهلت ده روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه می باشد.
دادرس شعبه 1150 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ محمدی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.و. فرزند ب. نسبت به دادنامه شماره 9200092 مورخ 2/2/1392 صادره از شعبه 1150 دادگاه عمومی جزایی تهران که در راستای واخواهی از دادنامه شماره 9101477 مورخ 16/12/1391 مشعر بر محکومیت تجدیدنظرخواه به اتهام ایراد جرح عمدی با چاقو به پرداخت دیه و تحمل 6 ماه حبس صادر و به موجب آن واخواهی رد گردیده است با بررسی جمیع اوراق و محتویات پرونده و با در نظر گرفتن مفاد لایحه اعتراضیه تجدیدنظرخواه که طی آن تجدیدنظرخواه صراحتا به ایراد جرح با چاقو اقرار نموده است و در مورد جنبه عمومی جرم تقاضای تخفیف مجازات را نموده است با توجه به این که در این مورد اعتراض موثری که موجبات نقض و بی اعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم نموده و اساس آن را مخدوش سازد و منطبق با شقوق مختلف ماده 240 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری باشد به عمل نیامده است و از حیث رعایت تشریفات دادرسی نیز دادنامه مذکور اشکال موثری ندارد ولی از آن جایی که به بند 2 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین استناد نگردیده است مستندا به تبصره 4 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب ضمن الحاق آن به دادگاه محترم بدوی تذکر داده می شود از طرفی با عنایت به اظهار ندامت و پشیمانی و سرپرست بودن تجدیدنظرخواه مدت 6 ماه حبس وی مستندا به ماده 25 قانون مجازات اسلامی به مدت 2 سال تعلیق می گردد مشروط بر این که تجدیدنظرخواه هر یک هفته صبح وفق بند 6 ماده 29 قانون مرقوم با مراجعه به کلانتری دفتری را که به همین منظور در کلانتری محل برای وی در نظر گرفته می شود امضاء نماید. بدیهی است در صورتی که در مدت تعلیق مرتکب جرایم مستوجب محکومیت مذکور در ماده 25 نشود محکومیت تعلیق بی اثر محسوب و از سجل کیفری او محو می شود در غیر این صورت حکم تعلیق مجازات ایفا می گردد. این رای قطعی است.
رییس شعبه 57 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
صلاحی ـ نبوی لاریمی

قاضی:
محمدی , احمد صلاحی , نبوی لاریمی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 302 ـ در صورتی که مجنی علیه دارای یکی از حالات زیر باشد مرتکب به قصاص و پرداخت دیه محکوم نمی شود: الف ـ مرتکب جرم حدی که مستوجب سلب حیات است. ب ـ مرتکب جرم حدی که مستوجب قطع عضو است مشروط بر اینکه جنایت وارد شده بیش از مجازات حدی او نباشد در غیر این صورت مقدار اضافه بر حد حسب مورد دارای قصاص و یا دیه و تعزیر است. پ ـ مستحق قصاص نفس یا عضو فقط نسبت به صاحب حق قصاص و به مقدار آن قصاص نمی شود. ت ـ متجاوز و کسی که تجاوز او قریب الوقوع است و در دفاع مشروع به شرح مقرر در ماده (156) این قانون جنایتی بر او وارد شود. ث ـ زانی و زانیه در حال زنا نسبت به شوهر زانیه در غیر موارد اکراه و اضطرار به شرحی که در قانون مقرر است. تبصره 1 ـ اقدام در مورد بندهای (الف) (ب) و (پ) این ماده بدون اجازه دادگاه جرم است و مرتکب به تعزیر مقرر در کتاب پنجم «تعزیرات» محکوم می شود. تبصره 2 ـ در مورد بند (ت) چنانچه نفس دفاع صدق کند ولی از مراتب آن تجاوز شود قصاص منتفی است لکن مرتکب به شرح مقرر در قانون به دیه و مجازات تعزیری محکوم می شود.

مشاهده ماده 302 قانون مجازات اسلامی

ماده 614 ـ قطع و از بین بردن تمام زبان کودکی که زمان سخن گفتن او فرا نرسیده موجب دیه کامل است لکن اگر بعدا معلوم شود که لال بوده است مازاد بر یک سوم دیه مسترد می شود.

مشاهده ماده 614 قانون مجازات اسلامی

ماده 25 ـ محکومیت قطعی کیفری در جرایم عمدی پس از اجرای حکم یا شمول مرور زمان در مدت زمان مقرر در این ماده محکوم را از حقوق اجتماعی به عنوان مجازات تبعی محروم می کند: الف ـ هفت سال در محکومیت به مجازات های سالب حیات و حبس ابد از تاریخ توقف اجرای حکم اصلی ب ـ سه سال در محکومیت به قطع عضو قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده بیش از نصف دیه مجنی علیه باشد نفی بلد و حبس تا درجه چهار پ ـ دو سال در محکومیت به شلاق حدی قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده نصف دیه مجنی علیه یا کمتر از آن باشد و حبس درجه پنج تبصره 1 ـ در غیر موارد فوق مراتب محکومیت در پیشینه کیفری محکوم درج می شود لکن در گواهی های صادره از مراجع ذیربط منعکس نمی گردد مگر به درخواست مراجع قضایی برای تعیین یا بازنگری در مجازات تبصره 2 ـ در مورد جرایم قابل گذشت در صورتی که پس از صدور حکم قطعی با گذشت شاکی یا مدعی خصوصی اجرای مجازات موقوف شود اثر تبعی آن نیز رفع می شود. تبصره 3 ـ در عفو و آزادی مشروط اثر تبعی محکومیت پس از گذشت مدت های فوق از زمان عفو یا اتمام مدت آزادی مشروط رفع می شود. محکوم در مدت زمان آزادی مشروط و همچنین در زمان اجرای حکم نیز از حقوق اجتماعی محروم می گردد.

مشاهده ماده 25 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM