در تاریخ 22/9/90 آقای ع.ش. به وکالت از
موقوفه مرحوم ی. اقامه دعوی و درخواست رسیدگی و صدور حکم بر ابطال شرط مندرج در
سند اجاره مورخه 6/6/75 به نفع مستاجر راجع به حق
تمدید اجاره مقوم به پنجاه و یک هزار ریال و
تخلیه مورد اجاره به علت انقضاء مدت و تادیه
خسارت دادرسی را کرده است و شرط مزبور را خلاف
قانون مدنی و
مقررات وقف تلقی و آن را باطل دانسته است و اجمالا توضیح داده که متولی سابق
موقوفه بدون رعایت غبطه و مصلحت
موقوفه این اقدام را کرده است و آن خلاف ماده 468
قانون مدنی است.
مدت اجاره هم ذکر نشده است. مبلغ پرداختی هم با توجه به مسکونی بودن
مورد اجاره ودیعه است که
سرقفلی نوشته اند. متولی طبق
وقف نامه حق
اجاره بیش از پنج سال را ندارد و شرط تمدید مخالف نیت واقف و وقف است و بیش از 16 سال است که در تصرف مستاجر است درخواست رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته نموده است. شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی اراک وقت رسیدگی تعیین و طرفین را به دادرسی دعوت کرده است در جلسه مورخ 9/11/90 وکیل خواهان حضور یافته و مطالب سابق مندرج در دادخواست را تکرار و درخواست رسیدگی و صدور حکم کرده است. آقای ع.ت. به وکالت از خوانده در دادگاه حضور یافته و خلاصه دفاع نموده است که حق واگذاری به تمدید
مورد اجاره به موکله غیرقابل اسقاط است و
اجاره مدت دارد و موکله با استفاده از حق یاد شده به استفاده از
مورد اجاره ادامه داده است چون در قبال حق مذکور وجهی به
موقوفه پرداخت کرده است و حق واگذار شده مغایر با اساس
قرارداد و وقف نیست و قبلا نیز در این باره دادنامه هایی از محاکم صادر شده است و قضیه امر مختومه می باشد درخواست خواهان غیرموجه است و درخواست رد دعوی مطروحه می شود. وکیل خواهان پاسخ داده است که دعوی قبلی در مورد بطلان
اجاره نامه بوده که پس از صدور رای در دادگاه تجدیدنظر رای ماهوی قرار تلقی و تبدیل شده است به علاوه در دعوی حاضر خواسته ابطال شرط است نه
عقد اجاره لذا قضیه از باب امر مختومه نیست. تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته را کرده است. در
قرارداد عادی
اجاره مورخ 6/6/75 آمده است: «... مبلغ ده میلیون ریال بابت پذیره (تحت عنوان سرقفلی) طبق نظر کارشناس مورخ 6/5/75 آقای م.خ. پرداخت گردید و ماهیانه مبلغ ده هزار ریال 10000 ریال نیز بابت
اجاره تعیین شد با توجه به پرداخت پذیره حق تمدید
قرارداد برای مستاجر محفوظ می باشد و پنج سال یک بار نیز ده درصد بر مبلغ
اجاره اضافه می گردد.»; دادگاه سپس ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 9009978610200960 ـ15/1/90 پس از نقل خلاصه جریان دعوی و رسیدگی با رد ایراد امر مختوم چنین استدلال کرده که «در
قرارداد اجاره مدت آن بیش از پنج سال نیست هر چند ذکر صریح مدت نشده است.. . ماده 501
قانون مدنی حاکم است هیچ مستندی ارایه نشده که به موجب عقود دیگری ترتیبی داده شده باشد که عین مستاجره در زمان واحد برای بیش از 5 سال به
اجاره واگذار شده باشد اگر چه عملا مستاجر عین مستاجر را برای قریب 15 سال است در تصرف و اختیار دارد ولی این امر دلالت بر عدم رعایت نیات واقف و ترتیب خاص مقرره از طرف وی که ماده 82
قانون مدنی به لزوم رعایت آن از سوی متولی اشاره نموده ندارد چرا که علی الاصول با اتمام مدت زمانی که برای پرداخت هر دوره
مال الاجاره معین شده است با نظر مستاجر عقد برای یک دوره دیگر تمدید می گردد و تمدید
قرارداد اجاره مبتنی بر انعقاد عقد برای بیش از 5 سال نیست و امکان دارد مستاجر در عین مستاجره برای چندین سال متصرف ولی هیچ یک از قرادادهای
اجاره و دوره های آن که با اتمام دوره قبلی تمدید شده است بیش از مدت مقرره از طرف واقف نباشد و شرط موردنظر با در نظر گرفتن شروط باطل مقرر در ماده 232
قانون مدنی هم مقدور و هم دارای منفعت عقلایی است و هم اینکه مخالفتی با موازین شرعی ندارد و در تایید این موضوع می توان مقررات ماده 8 قانون روابط موجر و مستاجر سال 76 را به عنوان مثال ذکر کرد که با گنجانیدن شرط مذکورله مستاجر وی می تواند برای اسقاط آن وجه اخذ کند لذا نظر به مراتب مورد نظر دعوی را وارد ندانسته و موجبی برای بطلان شرط و منتقی دانستن
عقد اجاره و تخلیه وجود ندارد و [خواهان] دعوی را به بی حقی محکوم می کند.. .»;. پس از صدور حکم محکوم علیه از آن فرجام خواهی نموده است و بعد از تبادل لوایح و ارسال به دیوان کشور رسیدگی آن در دستور کار این شعبه قرار گرفته است حاصل اعتراضات آقای ع.ش. وکیل فرجام خواه این است که واقف برای اداره
موقوفه ترتیب خاصی قرار داده است و طبق ماده 82
قانون مدنی باید به همان ترتیب عمل شود و متولی وکیل واقف است و طبق مواد 662 و 674
قانون مدنی حق خروج از اختیارات پیش بینی شده را ندارد و موکل خارج از حدود وکالت انجام شده را به عمل وکیل تعهدی ندارد به علاوه شرط نامشروع و مخالف قانون و شرع است به متن
وقف نامه توجه نشده است و رای صادره و استدلال دادگاه مغایر مقررات و شروط مندرج در
وقف نامه و نتایج قانون است چون
اجاره به مدت بیش از پنج سال به غیر موقوف علیهم خلاف
وقف نامه و نیت واقف می باشد لذا درخواست نقض دادنامه صادره را کرده است آقای ع.ت. وکیل خوانده در مقام تبادل لوایح طی لایحه ای وارده به شماره 9110098610200149 ـ 23/2/91 پاسخ داده است که عرصه
مورد اجاره وقف است نه اعیانی آن و در
قرارداد اجاره حق تمدید به موکل تفویض گردیده است ولی
قرارداد مدت دارد و در آن طبق ماده 23 قانون اوقاف پذیره اخذ شده است و آن برای حق تملک اعیان به مستاجر بوده است شرط عدم تجاوز
قرارداد اجاره از پنج سال ارتباطی به تصرفات مستاجر ندارد اعطاء حق تمدید دلالت بر اولویت مستاجر دارد و چون تمدید می شود نمی توان گفت
مدت اجاره بیش از پنج سال شده است و
قرارداد حقی از
موقوفه ضایع نکرده است قبلا هم دعاوی طرح شده و حکم به بطلان آنها صادر گردیده است لذا درخواست تایید رای صادره را کرده است سپس پرونده برای رسیدگی به دیوان کشور ارسال و در دستور کار این شعبه قرار گرفته است.