رای قضایی شماره 9209970909900027

رای قضایی شماره 9209970909900027

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970909900027


شماره دادنامه قطعی:
9209970909900027

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/01/21

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
شرط صحت رجوع زوجه به ما بذل

پیام رای:
شرط رجوع به ما بذل توسط زوجه مطلقه در ایام عده اطلاع زوج از آن است و الا اثری بر رجوع بار نمی شود. ابلاغ قانونی رجوع از بذل مهر به زوج کافی به اثبات اطلاع وی از رجوع فوق نیست.

رای خلاصه جریان پرونده
برابر محتویات پرونده خواهان آقای م.ی. متولد 1370 شغل آزاد ساکن تبریز با وکالت آقای ج.ج. طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم دادگاه و به طرفیت خواندگان دعوی: 1ـ خانم الف.م. فرزند ح. متولد 1374 خانه دار ساکن تبریز 2ـ آقای الف.الف. شغل سردفتر طلاق ساکن تبریز به خواسته ابطال واقعه رجوع خوانده ردیف اول به مابذل خود در مورخ 5/10/89 در سند طلاق 3394ـ19/7/89 دفتر طلاق 8 تبریز و اینکه ابلاغ رجوع به مابذل به خواهان در ایام عده صورت نگرفته و از آن اطلاع حاصل ننموده لذا تقاضای رسیدگی نموده است؛ و توضیح داده که برگه ابلاغی در رابطه با رجوع که از طریق سردفتر طلاق ارسال شده به وی ابلاغ نگردیده و او از آن مطلع نبوده است. موضوع دادخواست پس از تشریفات ثبت و ارجاع در شعبه محترم 20 دادگاه حقوقی شهرستان تبریز مورد بررسی قرار گرفته است و خوانده ردیف دوم طی لایحه ای اعلام داشته که خوانده ردیف اول به مابذل خود در رابطه با مهریه در ایام عده به آن دفتر طلاق مراجعه نموده و مراتب رجوع خود را بیان کرده و موضوع رجوع به مابذل وی به زوج طی اخطاریه ای ارسال شده اما مادر زوج آن را امضاء کرده و اینکه زوج از اخطاریه اطلاع حاصل نموده یا نه و رجوع زوجه تاثیر دارد یا نه با دادگاه محترم است. کپی صورت جلسه اعلام رجوع خوانده ردیف اول از مابذل و ثبت آن در دفتر طلاق با حضور دو شاهد ضمیمه اوراق پرونده شده است. استفتایات صورت گرفته از مراجع عظام و مقام معظم رهبری در خصوص بی اثر بودن رجوع زن به مابذل در ایام عده بدون اطلاع یافتن زوج از آن ضمیمه اوراق پرونده شده است. در جلسه مورخه 3/5/90 دادگاه وکیل خواهان ضمن بیان طلاق خلعی زوجه از زوج خواهان دعوی از نوع طلاق خلعی در تاریخ 19/7/89 گفته که زوجه متعاقبا در تاریخ 5/10/89 و قبل از انقضاء ایام عده در دفترخانه طلاق 8 تبریز حاضر و در حضور شهود به مابذل خود رجوع به عمل آورده و دفتر طی اخطاریه مراتب را به زوج ابلاغ که اخطاریه به مادر زوج ابلاغ شده و در اثر بی سواد بودن مادر ابلاغ به زوج ابلاغ نگردیده و زوج را در جریان قرار نداده و پس از انقضاء ایام عده زوجه درصدد مطالبه مهریه برآمده که زوج متوجه شده است و از نظر فقهاء رجوع به بذل بدون اطلاع زوج معتبر نبوده و اثر ندارد. لذا تقاضای صدور حکم بر ابطال واقعه رجوع مورخ 5/10/89 نموده است و خوانده دعوی گفته که زوج با مادرش یک جا زندگی می کنند و به منزلشان ابلاغ شده است و در جلسه مورخه 9/3/90 زوجه مجددا اظهار داشته زوج همیشه با مادرش بوده و یک جا زندگی می کرده اند. گرچه ابلاغ را مادرش امضاء کرده و وکیل زوج مجددا ضمن تکرار مطالب گذشته موضوع عدم اطلاع زوج را رجوع زوجه به مابذل را مطرح و اظهار داشته حسب موازین شرعی و قانونی رجوع مذکور اثر نخواهد داشت. متعاقبا وکیل زوج (خواهان) لایحه به همراه استفتاء از بعضی مراجع را تقدیم دادگاه نموده است. سپس وکیل منتخب خوانده دعوی تقاضای استماع شهادت شهود وی را نموده است. بعضی شهود تعرفه شده در تحقیقات انجام شده از آنان اظهار داشته اند قهوه خانه دارم یک روز ح. آقا (خواهان) آمد و به من می گفت در مورد ازدواج پدر و مادرم ناراحت هستند و می گفت مهریه را کم کنیم ازدواج کنیم. و در جلسه مورخه 5/6/90 دادگاه وکیل زوج (خواهان) گفته اظهارات همانست که در دادخواست تقدیمی و جلسات رسیدگی قبلی به سمع و نظر دادگاه محترم رسیده است که راجع به آنچه گذشت مجددا توضیحاتی داده است و وکیل منتخب خوانده دعوی در بخشی از اظهاراتش بیان داشته که خواهان مطلع از رجوع خوانده بوده که در صدد تقدیم دادخواست برآمده و مراتب به وی اعلام و ابلاغ شده و اظهارات گواه و سردفتر موید موضوع می باشد و استفتایات ارایه شده مربوط به جایی است که زوج مطلع نبوده است و وکیل خواهان گفته وی مطلع از رجوع خوانده شده اما بعد از ایام عده و مراجعه پدر زوج به دفترخانه دلیل بر اطلاع زوج نمی باشد و سردفتر نیز موضوع رجوع زوجه به بذل را اظهار داشته که ابلاغ نموده و مادر زوج امضاء کرده و برگشت داده است و وکیل زوجه مجددا لایحه ای به دفاع از خوانده دعوی تقدیم دادگاه نموده و مطالب گذشته را تکرار نموده است. شعبه محترم 20 دادگاه حقوقی تبریز پس از بررسی و تحقیقات انجام شده به موجب دادنامه شماره 000792 ـ 13/6/90 با استدلال به اینکه رجوع در زمان عده طلاق بوده و با فاصله یک روز پس از طلاق به مادر خواهان ابلاغ شده و مادرش با توجه به شرایط سنی فرزندش را در جریان گذاشته و بعضا با استناد به بعضی مسایل تحریر حضرت امام خمینی (قدس سره) در طلاق خلع و رجعی و اینکه مراجع در پاسخ به سوال خواهان حکم را بیان نموده اند نه مصداق ماوقع را لذا دعوای خواهان را غیر وارد تشخیص داده و حکم به رد آن صادر نموده است. رای دادگاه پس از ابلاغ از سوی خواهان دعوی آقای م.ی. با وکالت آقایان: ج.ج. م.م. مورد اعتراض قرار گرفته و با تقدیم دادخواست و لایحه پیوست و بیان عدم ابلاغ واقعی و شرعی رجوع خوانده دعوی به مابذل درایام عده به وی و مطلع نشدن از آن تا پس از ایام عده و عدم توجه به استفتایات و موازین حقوقی و بی اثر بودن چنین رجوع تقاضای تجدیدنظر نموده اند. پرونده در شعبه محترم 9 دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی مورد بررسی قرار گرفته و مجددا وکیل خواهان لایحه ای تقدیم دادگاه نموده است. در جلسه مورخه 24/9/90 دادگاه تجدیدنظر مطالب گذشته را مبنی بر عدم اطلاع زوج از رجوع زوجه در ایام عده و مطلع نبودن از اخطاریه و بی اثر بودن رجوع در چنین موارد را مطرح نموده. چنانچه در استفتایات موجود نیز چنین رجوعی را قابل اثر ندانسته اند و دلیلی بر اطلاع زوج از رجوع زوجه ارایه نشده و در اظهارات شاهد تعرفه شده نیز مطلبی دال بر اطلاع زوج از رجوع زوجه در ایام عده ارایه نشده است و چون خوانده دعوی مدعی می باشد و دلیلی بر اطلاع زوج ارایه ننموده و زوج منکر می باشد لذا حاضر است در جلسه دادگاه اتیان سوگند شرعی یاد نماید و خواهان گفته که به هنگام ابلاغ رجوع من در مشهد بودم و به من کسی اطلاع نداده است تا اینکه پس از مطالبه مهریه و پس از ایام عده متوجه شدم و وکیل زوجه خوانده دعوی با تقدیم لایحه در رد تجدیدنظرخواهی در جلسه دادگاه نیز مطالب مطلع شدن زوج از رجوع زوجه به مابذل را در ایام عده تکرار نموده و گفته پس از ابلاغ به مادر خواهان پدر وی به دفتر جهت کسب اطلاع بیشتر مراجعه نموده که حاکیست همه آنان در جریان ابلاغ و رجوع قرار گرفته اند. مجددا در تحقیقات انجام شده از بعضی شهود طرفین تعرفه شده آنان متعرض مطالبی شده اند که در آن موضوع رجوع خوانده دعوی و مطلع شدن خواهان از آن در ایام عده مطرح نگردیده است و متعاقبا وکیل خواهان با توجه به عدم ارایه بینه و دلیل از سوی خوانده دعوی در پرونده خواستار اتیان سوگند شرعی خواهان که منکر اطلاع یافتن از رجوع در ایام عده است می باشد. و در جلسه مورخه 7/4/91 دادگاه مادر خواهان موضوع ابلاغ رجوع را به وی پذیرفته و گفته چون پسرم در مشهد بود و ناراحتی روحی داشت به او نگفتم و بعد از شکایت و مطالبه مهریه پسرم فهمید و پدر خواهان نیز گفته با پسرم در مسافرت بودیم و حدودا آخر بهمن ماه بود که همسرم گفت اخطاریه آمده و متوجه نشده ام که چیست پاره کردم و پس از جلب پسرم متوجه مطالبه مهریه شدیم و من بعد از مسافرت به دفترخانه مراجعه کردم و نه من و نه همسرم موضوع را به پسر نگفتیم. چون مریض بود و سردفتر نیز به مراجعه پدر زوج به دفترخانه اذعان نموده و لکن گفته یادم نیست در ایام عده بوده یا نه ولی خود زوج نه در دفترخانه حضور یافته و نه تماس تلفنی داشته است. سپس وکلاء طرفین با تکرار مطالب گذشته خود نیز مسایل مندرج در صورت جلسه دادگاه مورخه 7/4/91 را مطرح نموده اند و ضمنا با اعلام خواهان به اتیان سوگند شرعی بر عدم اطلاع از رجوع زوجه اما زوجه گفته مطالبه قسم ندارم چون دروغ می گوید. شعبه 9 دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی پس از بررسی و تحقیقات مبسوط انجام شده و اعلام ختم رسیدگی دادرسی به موجب دادنامه شماره 0000544 ـ 21/4/91 با استدلال به اینکه اولا شرط رجوع به مابذل توسط زوجه مطلقه در ایام عده به تصریح فقهای معظم اطلاع زوج از آنست و الا اثری بر آن بار نمی شود و ثانیا اخطار و ابلاغ رجوع به غیر زوج نسبت ابلاغ به خود زوج نیست و ثالثا مادر زوج منکر ابلاغ به زوج بوده و رابعا هنگام ابلاغ زوج در مسافرت بوده و خامسا شهود مسافرت وی را تایید نموده و نیز بعضا اظهارات آنان گویای اطلاع زوج از رجوع در ایام عده نبوده و سادسا زوجه حاضر به استحلاف از زوج نشده لذا در مجموع به لحاظ شرعی و قانونی به جهت اطلاع نیافتن زوج از رجوع زوجه به مبذول اثری به رجوع مذکور مترتب نیست و با وارد دانستن اعتراض حکم به بطلان رجوع به معنای بلااثر بودن رجوع خوانده دعوای بدوی زوج به مبذول پس از نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته صادر نموده است. متعاقبا خانم الف.م. با وکالت آقای الف.ز. در اعتراض به دادنامه فرجام خواسته با تقدیم دادخواست و لایحه پیوست و تکرار مطالب گذشته فرجام خواهی نموده و وکیل خواهان بدوی نیز در رد فرجام خواهی لایحه ای تقدیم دادگاه نموده و پرونده برای فرجام خواهی به دیوان عالی کشور ارسال و برای بررسی به این شعبه ارجاع شده است.

رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص فرجام خواهی خانم الف.م. فرزند حسن با وکالت آقای الف.ز. به طرفیت فرجام خوانده آقای م.ی. فرزند م. در اعتراض به دادنامه شماره 000544ـ20/4/91 صادره از شعبه محترم 9 دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی که به موجب آن رای شماره 0000729ـ13/6/90 شعبه محترم 20 دادگاه حقوقی تبریز مبنی بر حکم به رد دعوای خواهان بدوی (فرجام خواه) در خصوص رجوع به مابذل در ایام عده با اطلاع زوج فرجام خوانده تایید گردیده است. با امعان نظر و مداقه در جامع از اوراق و محتویات پرونده و ملاحظه اظهارات طرفین و وکلاء آنان و شهود تعرفه شده از طرفین و توجها به اظهارات خوانده ردیف دوم پرونده یعنی سردفتر طلاق که تماما حکایت از عدم ابلاغ واقعی رجوع فرجام خواه به فرجام خوانده ایام عده دارد و دلیل و مدرک دیگر اثباتی قابل استناد نیز بر اطلاع یافتن فرجام خوانده از رجوع به مابذل فرجام خواه در ایام عده اقامه و ارایه نگردیده لذا با رد فرجام خواهی لایحه دادنامه فرجام خوانده نتیجتا ابرام می گردد و پرونده در اجراء ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی به دادگاه صادرکننده حکم ارسال می شود.
رییس شعبه 26 دیوان عالی کشور ـ مستشار
انصاری ـ افضاری

قاضی:
انصاری , افضاری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 396 - پس از اقدام طبق مقررات مواد فوق شعبه رسیدگی کننده طبق نظر اکثریت در ابرام یا نقض رای فرجام خواسته اتخاذ تصمیم می نماید اگر رای مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد ضمن ابرام آن پرونده را به دادگاه صادرکننده اعاده می نماید والا طبق مقررات آتی اقدام خواهد شد.

مشاهده ماده 396 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM