به موجب دادنامه شماره 300829 مورخ 19/7/1391 دادگاه عمومی جزایی شعبه محترم 1132 تهران آقای الف. فرزند م. به دلیل ارتکاب دو فقره
سرقت موضوع شکایت آقایان الف.گ. و م.ک. به استناد مواد 661 و66
قانون مجازات اسلامی به تحمل 140 روز حبس و 15 ضربه شلاق و رد 50 کیلو برنج در حق آقای م.ک. و سه عدد چمدان و یک عدد ریش تراش و یک عدد دوربین فیلمبرداری و ده میلیون ریال در حق آقای الف. محکوم شده است.ادله اثبات جرم در دادنامه مزبور عبارت از شکایت شکات گزارش مرجع انتظامی و اظهارات متهم می باشد. محکوم علیه بدوی آقای الف.ن. اعتراض کرده و در لایحه تجدیدنظرخواهی بیان داشته است هیچ اطلاعی از
سرقت اموال شکات ندارد. لذا رسیدگی مرحله تجدیدنظر را خواستار است. محتویات پرونده حاکی از این است که در تاریخ 5/6/1391 گروهبان یکم آقای ت. و سرباز وظیفه آقای ع. به تجدیدنظرخواه که با یک قطعه پلاستیکی در حال بازکردن درب پلاک 41 بود به لحاظ اینکه قیافه غلط انداز داشته است مظنون می شوند و چون در بازرسی بدنی حدود یک گرم موادی که شبیه هرویین بود و نیز یک عدد گونی خالی کشف می شود مظنون برای بررسی بیشتر به کلانتری هدایت می گردد. (برگ 1 پرونده) از آقای م.ک. فرزند ع. در تاریخی که معلوم نیست به عنوان شاکی تحقیق می شود. مشارالیه اظهار می دارند صبح روز جاری (تاریخ قید نشده است) متوجه می شوند سارق یا سارقین از انبار منزل وی حدود پنج کیسه ده کیلویی برنج را
سرقت کرده اند و چون متوجه شده است که آقای الف.ن. در حال بازکردن درب منزل همسایه بوده است از وی شکایت و تقاضای رسیدگی دارند. (برگ 3 پرونده) از آقای الف. فرزند م. به تاریخ 5/6/1391 به عنوان شاکی تحقیق می شود. مشارالیه اظهار داشته اند در روز جاری قصد مسافرت به خارج از کشور را داشته اند و شب گذشته وسایل سفر را در سه چمدان قرارداده و سپس چمدان ها را در انبار منزل گذاشته اند. صبح که به انبار منزل می روند می بینند که با وسیله ای در انبار باز و چمدان ها به
سرقت رفته اند آقای گ. در پاسخ پرسش کلانتری می فرمایند از آقای الف.ن. به عنوان سارق شکایت دارند. (برگ 4 پرونده)
به تاریخ 5/6/1391 از متهم آقای الف. فرزند م. تحقیق می شود. وی اظهار می دارد در حال بازکردن درب منزل بود که دستگیر شده است. مواد مخدر مکشوفه متعلق به وی است. سه یا چهار بار سابقه کیفری دارد. (برگ 5 پرونده) در همان تاریخ 5/6/1391 پرونده به شعبه محترم نهم دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 14 تهران ارجاع می شود (ظهر برگ 8 پرونده) به متهم اتهام دو فقره
سرقت و حمل هرویین تفهیم می شود. متهم
سرقت را انکار ولی نگهداری هرویین را می پذیرد. (برگ 9 پرونده) به تاریخ 21/6/1391 اتهام
سرقت و نگهداری مواد مخدر به متهم تفهیم و از وی آخرین دفاع اخذ شده است و متهم در مقام دفاع بیان نموده است که پشیمان است قبول دارد اشتباه کرده است دیگر تکرار نمی کند و سعی می کند رضایت شکات را جلب نماید (برگ 28 پرونده) به تاریخ 16/7/1391 و در جلسه رسیدگی دادگاه محترم بدوی اتهام
سرقت به متهم تفهیم و از وی آخرین دفاع گرفته شده است. متهم در این مرحله بیان کرده است که معتاد بود به وی گفتند دزد است اشتباه کرده است تقاضا دارد به وی کمک شود. (برگ39 پرونده) این دادگاه به منظور نیل به احاطه مناسب تر نسبت به پرونده اقدام به تشکیل جلسه رسیدگی نمود و در مورخ 22/12/1391 تجدیدنظرخواندگان محترم آقایان الف.گ. و م.ک. در این دادگاه حضور یافتند اما تجدیدنظرخواه که از زندان فرا خوانده شده بود اعزام نگردید. آقای الف. اظهار داشتند وی محکوم علیه را در حال
سرقت ندیده است چون مامورین محترم گفتند وی سارق است او نیز علیه وی شکایت کرده است. ولی چنانچه محکوم علیه منکر
سرقت باشند او مایل نیست و نمی خواهد کسی که سارق نیست محکوم شود اما اگر معلوم شود محکوم علیه سارق است تقاضای رسیدگی دارد. آقای م.ک. اظهار داشتند تسلیم قانون هستند چون به وی گفتند محکوم علیه سارق است علیه وی شکایت کرده است. اما اگر دادگاه بر بزهکاری محکوم علیه اعتقاد نداشته باشد وی نیز اعتراض نخواهد داشت. بنا به مراتب مذکور و با مطالعه تمام پرونده و در نظر گرفتن قوانین و مقررات موضوعه و اصول راهنمای دادرسی کیفری اعتراض معترض وارد تشخیص داده می شود زیرا: اولا: ادله اثبات جرم مذکور در دادنامه بدوی کافی برای اثبات نیستند. بدین بیان که: الف) شکایت شکات محترم تنها مجوز آغاز تحقیق است و دلیل اثبات نیست و همان طور که می دانیم صرف شکایت شاکی حتی مجوز احضار هم نیست. همچنین مستنبط از حکم شماره 303 مربوط به سال 1370 شعبه محترم 11 دیوان عالی کشور این است که اظهارات شاکی ادعا محسوب می گردد و برای اثبات جرم و به عنوان دلیل اثبات معتبر نمی باشد. ب) گزارش مرجع محترم انتظامی هم دلیل اثبات جرم نیست مستفاد از رای شماره 298 مورخ 28/11/1369 شعبه محترم اول دادگاه عالی انتظامی قضات این است که اعلام ضابطین محتمل صدق یا کذب است بنابراین محتاج رسیدگی و اثبات موضوع است و باید صحت و درستی آن در جریان دادرسی به اثبات برسد. ج) اظهارات متهم در این پرونده مهم ترین مطلبی است که می توانست با جمع شرایط قانونی به عنوان دلیل اثبات ایفای نقش نماید اما در این پرونده به این ترتیب نیست و از تامل در اظهارات تجدیدنظرخواه به هیچ وجه پی برده نمی شود که او پنج گونی برنج متعلق به جناب آقای ک. و نیز سه عدد چمدان پر از وسایل و وجه نقد جناب آقای گ. را به
سرقت برده است. به عبارت دیگر با مطالعه اظهارات تجدیدنظرخواه اقناع وجدان بر بزهکاری وی پدید نمی آید. ثانیا: نظر به اینکه در جمهوری اسلامی ایران اصل بر برایت اشخاص است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود و در این پرونده چنین نشده است. ثالثا: نظر به اینکه ترتب جزا متعلق تنجز بزهکاری است و بر اساس حدس و احتمال و ظن و گمان نمی توان افراد را مجرم تلقی و در معرض تحمل کیفر
قرارداد حتی اگر قیافه آنها کاملا غلط انداز باشد. علی هذا به استناد تبصره 1 ماده 22
قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب با نقض دادنامه معترض عنه رای برایت آقای الف.ن. فرزند م. صادر می گردد. ضمنا به دادگاه محترم بدوی یادآور می شود که
سرقت از منزل مصداق ماده 661
قانون مجازات اسلامی نیست و همچنین ماده 66 قانون مزبور اساسا به بحث
سرقت مرتبط نمی باشد و نکته دیگر اینکه برای صدور حکم به رد مال استناد به ماده 667
قانون مجازات اسلامی ضروری است این رای قطعی است.
رییس شعبه 63 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
محمدعلی زاده اشکلک- صداقتی