حسب محتویات پرونده آقای م. به اتهام زنای به عنف با خانم و. موضوع شکایت اولیه مجنی علیها تحت تعقیب کیفری قرار گرفته است. متهم در اولین تحقیق در مرجع انتظامی اظهار داشته: بنده جز رابطه با این خانم نداشتم و این ارتباط تلفنی نیز جهت آشنایی برای امر ازدواج بوده است(صفحه3). این خانم با یک آقایی تماس و با بنده در میدان مجیدی قرار گذاشت و بنده نیز در آنجا حاضر گشتم... خانم و. گفت بیا اینجا بنشینم چند کلمه حرف دارم و از پشت سر یک آقایی دست مرا از پشت گرفت و گفت چند کلمه با شما حرف دارم بنده نیز با کمال میل قبول کردم... به همراه این جانب در ماشین سوار شدند... نزدیکی های.. . یک مرتبه آقای م. فرمان را از دست بنده کشید و ماشین به سمت طرف مخالف جدول کشیده شد و ماشین بنده را تخریب نمود و دست خانم م. را گرفته در حال فرار کردن بنده به کلانتری مراجعه نمودم.. . (صفحه 4). شاکیه اظهار داشته: چند روز قبل از عید من در بیمارستان ع. بستری بودم که آقای م. من را دیده بود و خوشش آمده بود و توسط خواهرش شماره خودش را به من رسانده بود و من از آن روز با آقای م. در ارتباط بودم به مدت پنج ماه ارتباط تلفنی داشتیم بدون اطلاع خانواده ام با ایشان در تماس بودم. در این حین خانواده آقای ر. با خانواده من صحبت کردند که بعد از چند ماه به خواستگاری خواهند آمد ایشان چند بار درخواست رفتن به خانه را به من داد که من مخالفت کردم و به ایشان گفتم اگر قصدتان جدی است که من با خانواده در میان بگذارم که ایشان امروز و فردا می کرد و طفره می رفت درحالی که به جز ایشان هم من خواستگار دارم به نام م.ر. که آقای م. من را تهدید می کرد که نباید با کسی ازدواج کنی وقتی فهمید من خواستگار دارم مرا تهدید کرد که از شما فیلم و عکس می گیرم و تحویل خانواده ات می دهم و من از ترس آبروی خود مجبور بودم با او تماس تلفنی داشته باشم تا خانواده ام چیزی نفهمد. البته ایشان چندین بار من را به قصد دیدن صدا می کرد پنج شش بار خانه دوستشان و پنج شش بار خانه زن داداشش برد و از من ارتباط جنسی خواست که من قبول نمی کردم و چون در آن خانه کسی نبود من را به قصد ازدواج گول زد و از مقعد با من ارتباط داشت. از وی به عنوان اغفال شکایت دارم. آن قدر زرنگ بود ندانسته از من فیلم گرفت و همه فیلم ها را به صورت جزیی به من نشان می داد(صفحه 5). آقای م.ر. اظهار نموده: تقریبا بعد از دو بار دیدار با خانم و. آشنایی ایشان با برادر زن این جانب که در بیمارستان ع. کار می کند ابتدای آشنایی جهت ازدواج متوجه شدم که بیماری ایشان شدید شده. بعد کلی اصرار متوجه شدم که قبل از من با شخصی به نام م. آشنا شده که م. با اغفال خانم م. به بهانه ازدواج و دادن کار نقشه شوم خود را عملی کرده و چندین بار به خانم و. تجاوز کرده و چندین فیلم گرفته و او را تهدید کرده که اگر به خواسته اش عمل نکند فیلم را پخش می کند. وقتی این جانب متوجه موضوع شدم ابتدا با 110 تماس گرفته و موضوع را کاملا توضیح دادم بعدا وقتی تهدیدهای او ادامه داشت خواستار صحبت با ایشان و حل دوستانه موضوع شدم که م. بعد از سوار شدن این جانب و خانم و. پای صحبت را باز کرد و کم کم از شهر خارج می شود که بعد از تماس با دوستانش دوباره خواست که نقشه خود را عملی کند. ناگهان عصبانی شد و فرمان خود را به سمت راست گرفته و بلند داد زد که همه را با هم خواهم کشت و بعد از تصادف این جانب از پنجره خارج شدم و به خانم و. کمک کردم تا از محل فرار کند... بعد به همراه خانم و در اولین فرصت به کلانتری مراجعه و خانم و. شکایت خود را مطرح کرد(صفحه 7). متهم در بازپرسی اظهار نموده: من از طریق خواهرم در بیمارستان ع. با شاکیه آشنا شدم با ایشان ارتباط تلفنی برقرار کردم به قصد ازدواج در حدود سه ماه باهم ارتباط داشتیم چون ایشان بیماری ام اس داشت پدرم ازدواج با ایشان را قبول نکرد.. . سوال: آیا با ایشان ارتباط جنسی داشتید؟ جواب: خیر. متهم در تحقیقات دادگاه اظهار نموده:... ارتباط دیگری نداشتیم به هیچ وجه در مکانی خلوت نکردیم... ارتباط نامشروع نداشتم آشنایی ما فقط جهت کسب اطلاع از شخصیت و اخلاقیات همدیگر و شناخت از خانواده ها بوده که حتی بنده زن داداشم را نیز با ایشان آشنا کردم تا اطلاعات بیشتری کسب نمایم و روابط زن داداشم با ایشان به حدی رسیده بود که از سر دلسوزی این خانم که نامادری اش وی را محدود کرده بود و شب او را نزد خود به همراه مادر خود نگه داشته بود...(صفحه 39-44). متهم در جلسه دادرسی اظهار نموده: من اصلا مرتکب جرم نشده ام و قصد بنده فقط ازدواج بوده و خانواده بنده نیز در جریان بوده اند... شاکیه اظهار داشته: بنده با نیت ازدواج حرف های قبلی خود را زده ام به بنده تجاوزی نکرده فقط به زور به من دست زده است و الآن از بابت تجاوز به عنف شکایتی ندارم چون چیزی اتفاق نیفتاده است ایشان وعده داده بود که با من ازدواج بکند و چون قصد بدی داشت بنده قبول نکردم و اول به عنوان خواستگار بود... شعبه یک دادگاه کیفری استان.. . پس از رسیدگی طی دادنامه شماره 00063- 15/06/1393 به اتفاق آراء به شرح آتی انشاء حکم نموده است:
رای دادگاه
در خصوص اتهام م. متولد 1369 دایر بر زنای به عنف با عنایت به محتویات پرونده صرف نظر از رضایت شاکی خص
وصی نظر به این که متهم در کلیه مراحل تحقیق و جلسات دادگاه منکر بزه انتسابی شده علی هذا دادگاه به استناد قاعده تدرا الحدود بالشبهات و ماده 121
قانون مجازات اسلامی و اصل 37 قانون اساسی را به برایت متهم موصوف صادر و اعلام می شود. اما با توجه به شکایت شاکی خص
وصی اظهارات مطلع در مرجع انتظامی و صورت جلسه مامورین مبنی بر این که متهم بعد از تصادف با مطلع از محل متواری شده است اظهارات و اقاریر متهم مبنی بر این که شاکی به صورت تلفنی ارتباط داشته و حتی در جلسه دادگاه اظهار داشته که شاکی دو شب را در منزل خواهرش سپری کرده و تایید اظهارات مطلع مبنی بر این که در حضور شاکی با همدیگر درگیر شده اند و سایر قراین و امارات موجود در پرونده عمل متهم از مصادیق عمل منافی عفت به عنف است دادگاه به استناد قسمت اخیر ماده 637 (863)
قانون مجازات اسلامی متهم موصوف را به تحمل شصت ضربه شلاق تعزیری محکوم می نماید. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در دیوان محترم عالی کشور است.
دادنامه صادره در مورخه 19/07/1393 به متهم ابلاغ که نامبرده به شرح لایحه تقدیمی به تاریخ 29/07/1393 درخواست تجدیدنظر نموده است. متقاضی در لایحه تقدیمی اجمالا عنوان نموده: بنده هیچ سوءنیتی نداشته و ارتباط تلفنی صرفا جهت ازدواج بوده نه چیزی جز آن... مطلع که دادگاه به آن اشاره نموده دوست پسر شاکیه است که رابطه خودش را با شاکیه نامزدی عنوان نموده... هر اتهام واهی که شاکیه و آن شخص اظهار نموده مورد نظر دادگاه قرار گرفته است. پس از ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه (6) ارجاع شده است.