خانم ص.م. به وکالت از خانم م.ر. در تاریخ 5/7/1388 دادخواستی تسلیم دادگاه نموده است توضیح داده در تاریخ 4/3/74 موکل با خوانده ازدواج نموده است که طبق حکم دادگاه امریکا در 16/9/1386 از یکدیگر جدا شده اند و دارای دو فرزند پسر می باشند که تحت
حضانت مادر قرار دارند زوج از شروع زندگی سوءرفتار داشته و
طلاق بین آنان انجام شده و موکل نیاز به اجرای صیغه
طلاق و ثبت واقعه در شناسنامه خود دارد به استناد عسر و حرج ناشی از سوءرفتار زوج که منجر به
طلاق شده است تقاضای اجازه جهت اجرای صیغه
طلاق و ثبت واقعه در شناسنامه خود را دارد. دادگاه در تاریخ 2/9/88 وقت رسیدگی معین نموده است و دستور دعوت طرفین را داده است لایحه ای از ح.ب. تسلیم دادگاه شده که به تاریخ 3/8/88 با شماره 2575 ثبت شده است در لایحه مذکور اظهار داشته خوانده برادر من است و ساکن امریکاست ولی دادخواست را در پشت درب منزل من انداخته اند و تقاضای اقدام قانونی را نموده است وکیل زوجه با تقدیم لایحه ای که با شماره 2994- 2/9/88 ثبت شده است از این که خوانده در آمریکا مقیم است اقرار دارد و به شرح مذکور در لایحه تقاضای رسیدگی و صدور گواهی عدم امکان سازش نموده است وکیل خواهان در جلسه مذکور در دادگاه حاضر شده و اظهار نموده است که خوانده در امریکاست ولی محل اقامت وی را نمی داند و لذا مجهول المکان اعلام نموده و تقاضای اقدام قانونی را نموده است دادگاه دستور تجدید جلسه را داده است و دستور داده که خوانده از طریق نشر آگهی دعوت شود آقای م.م. در 17/11/88 خود را به عنوان وکیل زوج به دادگاه معرفی نموده است در تاریخ 17/11/88 دادگاه با حضور وکلای طرفین تشکیل جلسه داده است وکیل زوجه اظهار داشته با توجه به انجام
طلاق در امریکا و قبول آن از طرف وکیل زوج تقاضای تنفیذ
طلاق و اجازه ثبت آن را دارم وکیل زوج اظهار داشته با توجه به تغییر خواسته تقاضای تجدید جلسه را دارم در تاریخ 29/1/89 دادگاه با حضور وکلای طرفین تشکیل جلسه داده است. وکیل زوجه اظهار داشته: صحبت های خود را در جلسه قبل عنوان نموده ام دو سال قبل بین موکل و خوانده در امریکا
طلاق انجام شد و مدارک آن پیوست است تقاضای تنفیذ آن و صدور حکم ثبت واقعه آن را دارم وکیل زوج در این جلسه اظهار داشته: همان طور که وکیل مذکور بیان داشت دو سال قبل در امریکا
طلاق انجام شد و در یک مرکز اسلامی یکی از ایالت های امریکا
طلاق به صورت شرعی و بر اساس موازین اسلامی اجرا گردید و به نظر اینجانب اجرای
طلاق محرز است در نتیجه در خصوص اجرای
طلاق اختلاف نیست و دعوی تنفیذ
طلاق باید رد شود ولی در مورد ثبت واقعه ازدواج می بایستی اقدام شود دادگاه دستور داده چون دلیلی به اجرای
طلاق نیست به وکیل خوانده ابلاغ شود ظرف یک هفته دلایل را تسلیم دادگاه نماید وکیل مذکور دلیلی ارایه ننموده که دادگاه در تاریخ 25/3/89 به وکیل خواهان ابلاغ نموده ظرف یک هفته دلایل را ارایه دهد وکیل خواهان در 8/5/89 با تقدیم لایحه اظهار داشته که مدارک در اختیار موکل نیست در اختیار خوانده است که در اختیار موکل قرار نمی دهند (صفحه 37 پرونده) سرانجام رای شماره 1315/89- 1/8/89 از شعبه 18 دادگاه حقوقی صادر شده است در این رای با توجه به اوراق پرونده حکم به تنفیذ
طلاق خواهان و ثبت واقعه
طلاق صادر شده است آقای م.م. به وکالت از زوج نسبت به این رای تجدیدنظرخواهی نموده است وکیل مذکور در لایحه تقدیمی اظهار داشته در مورد واقعه
طلاق اقراری در دادگاه ننموده ام و به شرح مذکور در لایحه تقاضای رد دعوی واقعه
طلاق را نموده است که پس از اقدامات معموله رای شماره 1314/89- 23/11/89 از شعبه 19 دادگاه تجدیدنظر استان صادر شده است در این رای به استناد ماده 7 قانون حمایت خانواده و ماده 352 قانون آیین دادرسی مدنی با نقض رای بدوی به صلاحیت دادگاه عمومی شهر ت اظهارنظر شده است و پرونده را به مرجع مزبور ارسال نموده است پرونده به شعبه 245 دادگاه خانواده شهر ت ارجاع شده است که رای شماره 619/90- 19/4/1390 صادر می شود در این رای با توجه به اوراق پرونده از جمله رای صادره از دادگاه عالی واشنگتن حکم به تنفیذ
طلاق خواهان و ثبت آن واقعه در دفتر رسمی
طلاق صادر نموده است آقای م.م. به وکالت از زوج نسبت به این رای تجدیدنظرخواهی نموده است در لایحه منضم به دادخواست اظهار داشته دادگاه صادر کننده رای از روی دادنامه قبلی رونویسی کرده و به دفاعیات وی توجه نشده و به شرح تکرار مطالب گذشته تقاضای اقدام قانونی را نموده است و نیز در لایحه مذکور اعتراض نموده که دادگاه به استناد اقرار وی دادنامه را قطعی اعلام نموده است به شرح مذکور در لایحه قطعی بودن رای را بر خلاف قانون دانسته است وکیل زوج با تقدیم لایحه جوابیه به شرح مذکور در آن ادعا نموده که
طلاق بین زوجین انجام شده و تقاضای تایید دادنامه را نموده است که نهایتا رای شماره 594/91 مورخ 4/4/1391 از شعبه 30 تجدیدنظر استان شهر ت صادر شده است در این رای دعوی زوجه و وکیل وی را صحیح ندانسته با نقض رای بدوی حکم به رد دعوی را صادر نموده است خانم ص.م. به وکالت از خانم م.ر. نسبت به این رای فرجام خواهی نموده است و به شرح مذکور در لایحه و با تکرار مطالب گذشته تقاضای اقدام قانونی را نموده است پرونده پس از اقدامات معموله جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای عبدالعلی اللهیاری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: