آقای الف. ق. با وکالت آقای ج.ح. وکیل پایه یک دادگستری نسبت به دادنامه شماره 968 - 1393/8/26 شعبه بیستم دادگاه تجدیدنظر استان فارس که به موجب آن دادنامه شماره 720 - 1393/4/25 شعبه اول دادگاه عمومی بخش زرقان که حکم بر بی حقی تجدیدنظرخواه به خواسته فسخ نکاح به علت تدلیس و باکره نبودن زوجه صادر شده است به لحاظ اینکه ادله ارایه شده مبین باکره نبودن زوجه می باشد و صرف نظر از اینکه
خیار تدلیس نیز محقق نبوده بنابراین با توجه به جهات و موارد معنونه در رای تجدیدنظرخواسته با اصلاح آن به حکم بر بطلان دعوا و رد اعتراض آن را تایید کرده است؛ فرجام خواهی نموده است. در دادخواست فرجامی مشخصات خانم م.ن. قید شده است. دادگاه تجدیدنظر به موجب دستور فاقد تاریخ اعلام کرده «با عنایت به اینکه صرفا کارآموزان وکالت حق دخالت در دعاوی که مرجع فرجام خواهی آن دیوان عالی کشور است ندارند لذا وکلای پایه 2 منع قانونی جهت وکالت در دعاوی که مرجع فرجام خواهی آن دیوان عالی کشور است در خصوص فرجام خواهی از رای
طلاق ندارند» با این وصف دفتر دادگاه نسخه ثانی دادخواست فرجامی و ضمایم را در دفتر دادگاه تجدیدنظر به نامبرده ابلاغ و تحویل داده است که نامبرده به موجب لایحه 1093 - 1393/10/29 پاسخ فرجام خواهی را داده است. سپس پرونده به دیوان عالی کشور ارسال که به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای اسلامی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 968 - 1393/8/26 شعبه 20 دادگاه تجدیدنظر استان فارس مشاوره نموده چنین رای می دهد: