الف (فروشنده) ملکی را به «ب» (خریداری) طی عقد بیعی واگذار می¬نماید یک ماه پس از عقد معامله فسخ می¬گردد و فروشنده (الف) دعوی تنفیذ فسخ و استرداد مبیع مطرح می¬نماید که حکم به له ایشان صادر و رای صادره درمرحله تجدیدنظر تایید و قطعی می¬گردد و محکوم¬له (فروشنده) تقاضای اجرای حکم را می¬نماید در این اثنا شخص ثالثی«ج» موخر بر فسخ صورت گرفته معامله ای با خریدار«ب» منعقد می¬نماید و متعاقبا با استناد به مبایعه نامه مذکور به رای صادره دادخواست اعتراضی ثالثی به دادگاه تجدیدنظر (شعبه دوم) که رای قطعی صادر نموده است تقدیم می¬نماید پس از تعیین وقت و رسیدگی ماهوی صورت گرفته در موضوع مرجع تجدیدنظر ضمن تایید رای مورد اعتراض حکم به رد دعوی ثالث صادر می¬نماید لذا عملیات اجرایی به تقاضای محکوم¬له تعقیب می¬گردد متعاقبا ثالث «ج» مجددا دادخواستی از حیث اعتراض ثالث اجرایی به دادگاه بدوی صادرکننده حکم تنفیذ فسخ و استرداد مبیع تقدیم می¬نماید مرجع بدوی پس از رسیدگی مبادرت به رد دعوی مذکور نموده است مشارالیه «ج» به رای صادره اعتراض و پرونده در شعبه دیگری از دادگاه تجدیدنظر (شعبه چهارم) مطرح می-گردد شعبه چهارم در مقام رسیدگی کننده با این استدلال تا زمانی که
قولنامه ثالث از درجه اعتبار ساقط نشده حکم قطعی
خلع ید صادر نگردیده باشد امکان وضع ید محکوم¬له فراهم نیست اقدام به صدور قرارتاخیر اجرایی حکم می¬نماید. س: اولا: با وجودی که دادگاه تجدیدنظر (شعبه دوم) در مقام رسیدگی به دادخواست اعتراض ثالث «ج» بدوا با رسیدگی ماهوی به موضوع اقدام به تایید دادنامه معترض عنه نموده و حکم به رد دعوی معترض ثالث صادر گردیده است آیا امکان طرح مجدد همان دعوی ازسوی ثالث با عنوان معترض ثالث اجرایی درشعبه چهارم وجود دارد به عبارتی موضوع واجد اعتبار امر قضاوت نشده نیست؟ ثانیا: با توجه به اینکه مبایعه نامه فی¬مابین ثالث و محکوم¬علیه موخر به فسخ صورت گرفته و معامله فضولی بوده است و مالک نیز محکوم¬له آن را تنفیذ نمی¬نماید و شعبه تجدیدنظر (شعبه دوم) نیزدعوی اعتراض ثالث را قانونی تلقی نکرده وحکم به رد دعوی وی صادر نموده است آیا نیازی به ابطال مبایعه نامه فضولی به شرح استدلال مرجع تجدیدنظر شعبه چهارم وجود دارد؟ ثالثا: با وجود دو رای متعارض نحوه اجرای حکم چگونه خواهد بود./ع