نظریه مشورتی شماره 7/99/1517

نظریه مشورتی شماره 7/99/1517

مجموعه کامل نظریات مشورتی

نظریه مشورتی شماره 7/99/1517


شماره نظریه:
7/99/1517

شماره پرونده:
99-127-1517

تاریخ نظریه:
1399/10/27

استعلام
1-چنانچه احکام مستند به اقرار در خواسته ای که زیر سه میلیون ریال باشد توسط دادگاه غیر صالح یا دادرس مردود صادر شود رای صادره قطعی است یا قابل تجدیدنظر؟ 3-آیا قرار عدم صلاحیت و قرار عدم اهلیت و قرار رد درخواست در امور حسبی قابل تجدیدنظرمی باشد یا نه؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
1- اولا با توجه به قسمت اول تبصره ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 احکام مستند به اقرار در دادگاه قابل درخواست تجدیدنظر نیست؛ مگر در مورد صلاحیت دادگاه یا قاضی مربوطه؛ اطلاق این حکم اعم از آن است که خواسته یا ارزش آن کمتر از سه میلیون ریال یا بیش از آن باشد. ثانیا وفق بند «د» ماده 248 قانون یاد شده ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای از جهات درخواست تجدیدنظر است؛ اطلاق این بند اعم از آن است که رای صادره در زمره احکام یا قرارهای قابل تجدیدنظر موضوع مواد 331 و 332 قانون مذکور باشد یا خیر؛ بنابراین در فرض سوال که حکم مستند به اقرار در دعوای با خواسته کمتر از سه میلیون ریال توسط دادگاه غیرصالح یا دادرس مردود صادر شده است مشمول اطلاق تبصره ماده 332 یاد شده قرار می گیرد و قابل تجدید نظر است. 3- اولا قرار عدم صلاحیت؛ اعم از آن که در امور حسبی صادر شود و یا غیر آن قرار نهایی تلقی نمی شود و با توجه به فرایند پیش بینی شده در خصوص اختلاف در صلاحیت و حل آن مذکور در مواد 26 تا 30 قانون صدر الذکر قابل تجدیدنظر خواهی نیست. ثانیا با توجه به ماده یک قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 که مقررات این قانون را در مقام رسیدگی به امور حسبی نیز حاکم دانسته است؛ در فرض عدم اهلیت خواهان به لحاظ سکوت قانون امور حسبی مصوب 1319 نسبت به این امر موضوع تابع بند 3 ماده 84 قانون صدر الذکر است و دادگاه وفق ماده 89 این قانون قرار رد دعوا صادر می کند و موجب و محملی برای صدور قرار عدم اهلیت نیست؛ اما در خصوص قرار عدم اهلیت خوانده وفق ماده 332 قانون یادشده و بند «د» آن این قرار در صورتی قابل تجدیدنظر است که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد و تفاوتی در این نیست که این قرار در امور حسبی صادر شده باشد یا غیر آن. ثالثا در مورد قرار رد درخواست در امور حسبی صرف نظر از این که سوال ابهام دارد و مشخص نیست که این قرار در مقام رسیدگی به چه خواسته ای صادر شده است؛ چنانچه دادگاه در مقام رسیدگی به درخواست در امور حسبی وارد رسیدگی ماهوی شود و در ماهیت امر اتخاذ تصمیم کند این تصمیمات در قالب حکم اتخاذ و صادر می شود؛ هر چند حکم در معنای خاص آن نیست و در معنای عام حکم قرار می گیرد؛ هم چنان که در بند «الف» ماده 368 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 و بندهای 1 و 2 ماده 66 و ماده 72 قانون امور حسبی مصوب 1319 بر تصمیم دادگاه در خصوص حجر یا رفع آن عنوان حکم اطلاق شده است. بر این اساس در مقام قابل تجدید نظر دانستن یا ندانستن این تصمیمات حسب مورد باید به مواد قانونی حاکم از قانون امور حسبی مصوب 1319 و یا قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 مراجعه کرد. برای مثال در اجرای بند «الف» ماده 368 قانون اخیر الذکر احکام راجع به رد درخواست بقای حجر یا رد درخواست رفع حجر مشمول عنوان کلی حجر قرار می گیرد و قابل تجدیدنظر و فرجام خواهی است

منبع
اداره کل حقوقی قوه قضاییه

مواد مرتبط با این نظریه مشورتی

ماده 331 - احکام زیر قابل درخواست تجدیدنظر می باشد : الف - در دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن از سه میلیون (000 000 3) ریال متجاوز باشد. ب - کلیه احکام صادره در دعاوی غیرمالی. ج - حکم راجع به متفرعات دعوا درصورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد. تبصره - احکام مستند به اقرار در دادگاه یا مستند به رای یک یا چند نفر کارشناس که طرفین کتبا رای آنان را قاطع دعوا قرار داده باشند قابل درخواست تجدیدنظر نیست مگر درخصوص صلاحیت دادگاه یا قاضی صادرکننده رای.

مشاهده ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 368 - آرای دادگاههای تجدیدنظر استان قابل فرجام خواهی نیست مگر در موارد زیر: الف - احکام : احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن طلاق نسب حجر و وقف. ب - قرارهای زیر مشروط به این که اصل حکم راجع به آنها قابل رسیدگی فرجامی باشد. 1 - قرار ابطال یا رد دادخواست که از دادگاه تجدیدنظر صادر شده باشد. 2 - قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا.

مشاهده ماده 368 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 72- حکم حجر یا رفع حجر مانع نیست که اگر اهلیت یا عدم اهلیت یکی از متعاملین در دادگاهی قبل از حکم حجر و یا بعد از رفع حجر ثابت شود دادگاه به آنچه نزد او ثابت شده است ترتیب اثر دهد.

مشاهده ماده 72 قانون امور حسبی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM