نظریه مشورتی شماره 7/99/970

نظریه مشورتی شماره 7/99/970

مجموعه کامل نظریات مشورتی

نظریه مشورتی شماره 7/99/970


شماره نظریه:
7/99/970

شماره پرونده:
99-25-970 ک

تاریخ نظریه:
1399/07/21

استعلام
در برخی از پرونده های موجود در اجرای احکام کیفری دادنامه غیابی بوده و با بررسی و تحقیقات جامع و مانع و استعلام از اداره ثبت احوال در نهایت معلوم می شود که چنین نام و مشخصاتی وجود خارجی ندارد و در واقع معلوم نیست که محکوم چه شخصی بوده است. در این گونه موارد تکلیف اجرای احکام کیفری چیست؛ آیا باید منتظر قاعده مرور زمان شود یا امی توان با وحدت ملاک از ماده 104 قانون آیین دادرسی کیفری به طور موقت پرونده را بایگانی کرد؟ 2- در پرونده اجرای احکام کیفری مرای غیابی و فقط نام و نام خانوادگی محکوم در پرونده موجود باشد و با تحقیقات جامع و مانع محکوم مورد شناسایی قرار نگیرد و با استعلام از اداره ثبت احوال نیز تعداد زیادی اشخاص با همان نام و نام خانوادگی استخراج شود و محکوم له نیز قادر به معرفی یا شناسایی محکوم علیه از بین آنان نباشد تکلیف چیست؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
اولا طبق ماده 193 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 احراز هویت متهم به عهده بازپرس است و چنانچه متهم با هویتی که شاکی خصوصی اعلام کرده و با همان هویت مورد شکایت و تعقیب واقع شود و به لحاظ عدم حضور و عدم دسترسی به وی منتهی به رسیدگی و صدور حکم محکومیت غیابی شده باشد در صورتی که در مرحله اجرای حکم محکوم با اعلام هویت واقعی خود به حکم غیابی اعتراضی نداشته باشد پرونده با استفاده از ملاک ماده 381 قانون مذکور برای تصحیح مشخصات محکوم به دادگاه صارکننده حکم غیابی ارسال می شود؛ لیکن اگر به حکم غیابی اعتراض کند به استناد تبصره 2 ماده 406 قانون یادشده اجرای رای متوقف و متهم تحت الحفظ به همراه پرونده به دادگاه صادرکننده حکم غیابی اعزام می شود تا دادگاه ضمن رسیدگی به اصل اعتراض در مورد تصحیح مشخصات متهم نیز تصمیم مقتضی اتخاذ کند و در مواردی که متهم وجود خارجی نداشته و معلوم نیست محکوم غیابی چه فردی است حکم با کیفیت موصوف قابلیت اجراء ندارد و قاضی اجرای احکام مراتب را از دادگاه استعلام و کسب تکلیف می کند. ثانیا به موجب ماده 494 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 عملیات اجرای رای با دستور قاضی اجرای احکام کیفری شروع می شود و به هیچ وجه متوقف نمی شود مگر در مواردی که قانون مقرر کرده باشد؛ لذا توقف اجرای آرای کیفری لازم الاجرا نظیر مورد مذکور در ماده 541 قانون فوقالذکر منوط به تجویز قانون است و فرض سوال که ناظر به احکام غیابی در «مرحله اجرا است» از قلمرو شمول قرار توقف تحقیقات موضوع ماده 104 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 که ناظر به تحقیقات مقدماتی است خارج است.

منبع
اداره کل حقوقی قوه قضاییه

مواد مرتبط با این نظریه مشورتی

ماده 104 ـ بازپرس نمی تواند به عذر آنکه متهم معین نیست مخفی شده و یا دسترسی به او مشکل است تحقیقات خود را متوقف کند. در جرایم تعزیری درجه چهار پنج شش هفت و هشت هرگاه با انجام تحقیقات لازم مرتکب جرم معلوم نشود و دو سال تمام از وقوع جرم بگذرد با موافقت دادستان قرار توقف تحقیقات صادر و پرونده به طور موقت بایگانی و مراتب در مواردی که پرونده شاکی دارد به شاکی ابلاغ می شود. شاکی می تواند ظرف مهلت اعتراض به قرارها به این قرار اعتراض کند. هرگاه شاکی هویت مرتکب را به دادستان اعلام کند یا مرتکب به نحو دیگری شناخته شود به دستور دادستان موضوع مجددا تعقیب می شود. در مواردی که پرونده مطابق قانون به طور مستقیم در دادگاه مطرح شود دادگاه راسا مطابق مقررات این ماده اقدام می کند.

مشاهده ماده 104 قانون آیین دادرسی کیفری

ماده 193 ـ بازپرس ابتداء اوراق هویت متهم را ملاحظه می نماید و سپس مشخصات متهم شامل نام نام خانوادگی نام پدر شهرت سن شغل میزان تحصیلات وضعیت تاهل تعداد فرزند تابعیت مذهب سابقه کیفری در موارد ضروری و مرتبط همچنین نشانی محل سکونت و محل کار او اعم از شهر بخش دهستان روستا خیابان کوچه شماره و کدپستی منزل شماره ملی پیام نگار (ایمیل) و شماره تلفن ثابت و همراه او را به طور دقیق پرسش می کند به نحوی که ابلاغ احضاریه و سایر اوراق قضایی به متهم به آسانی مقدور باشد.

مشاهده ماده 193 قانون آیین دادرسی کیفری

ماده 494 ـ عملیات اجرای رای با دستور قاضی اجرای احکام کیفری شروع می شود و به هیچ وجه متوقف نمی شود مگر در مواردی که قانون مقرر نماید.

مشاهده ماده 494 قانون آیین دادرسی کیفری

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM