1- با توجه به ماده 454
قانون مدنی مبنی بر این که «هرگاه مشتری مبیع را
اجاره داده باشد و بیع فسخ شود
اجاره باطل نمی شود. ..» و ماده 455 همان قانون که اشعار می دارد «اگر پس از عقد بیع مشتری تمام یا قسمتی از بیع را متعلق حق غیر قرار دهد مثل این که نزد کسی رهن گذارد
فسخ معامله موجب زوال حق شخص مزبور نخواهد شد. ..» و دیگر مواد
قانون مدنی مانند مواد 287 363 و 364 این قانون به نظر می رسد تصرف طرفی که در اثر عقد مالک شده در موضوع تملیک نافذ بوده و انفساخ بعدی به آن صدمه نمی زند؛ مگر این که برخلاف آن به طور ضمنی یا صریح تراضی شده باشد. البته بیع شرط موضوع ماده 460
قانون مدنی با توجه به وضع خاص آن استثناء بر این قاعده تلقی می شود؛ زیرا دو طرف تراضی می کنند که خریدار مبیع را آماده بازگرداندن به فروشنده نگاه دارد یا به عبارت دیگر بیع شرط در زمره مواردی است که عدم تصرفات ناقله در عین و منفعت به طور ضمنی بر مشتری شرط شده است. بنابراین در فرض پرسش که خریدار مورد معامله را به دیگری منتقل نموده است و معامله اول
منفسخ می شود از آن جایی که این امر موجب
فسخ معامله دوم نمی گردد در خصوص استرداد مورد معامله باید گفت که این مورد مانند تلف مورد معامله است (تلف حکمی) و خریدار مکلف است حسب مورد مثل یا قیمت مورد معامله را به فروشنده مسترد نماید. 2- با توجه به پاسخ سوال 1 پاسخ به این پرسش نیز مشخص است و طرح هم زمان دعوای
بطلان معامله بین شخص «ب» و «ج» و ابطال سند انتقال منتفی است و صرف دعوای تنفیذ شرط فاسخ و استرداد مثل یا قیمت مبیع کافی است.