نظریه مشورتی شماره 1683/96/7

نظریه مشورتی شماره 1683/96/7

مجموعه کامل نظریات مشورتی

نظریه مشورتی شماره 1683/96/7


شماره نظریه:
1683/96/7

شماره پرونده:
1545-1/127-95

تاریخ نظریه:
1396/07/22

استعلام
با عنایت به بند د ماده 91 ق.آ.د.م که عنوان می¬دارد دادرس سابقا در موضوع دعوی اقامه شده به عنوان دادرس اظهارنظر کرده باشد از رسیدگی امتناع نماید و.. حالیه حسب مواد 305 در مبحث واخواهی و417و420 درمبحث اعتراض شخص ثالث و426و433 درمبحث اعاده دادرسی آئین دادرسی مدنی که قید شده این قبیل دعاوی به دادگاهی تقدیم و رسیدگی می¬گردد که صادرکننده همان حکم بوده بدیهی است در رسیدگی به این قبیل دعاوی قاضی دادگاه می¬تواند همان قاضی صادرکننده حکم مورد واخواهی یا اعتراض ثالث و یا اعاده دادرسی باشد به عبارت دیگر از موارد رد رسیدگی محسوب نمی¬گردد حال چنانچه قاضی صادرکننده این قبیل آراء معترض عنه به دادگاه تجدیدنظر منتقل گردد واحکام صادره از سوی ایشان در دادگاه بدوی مورد اعتراض و واخواهی اعاده دادرسی و اعتراض ثالث قرارگیرد و پس از صدورحکم از سوی قاضی بدوی جانشین و با اعتراض طرفین پرونده به مرجع تجدیدنظرارسال و به شعبه¬ای ارجاع گردد که قاضی بدوی سابق حالیه به عنوان رئیس یا مستشار در آن شعبه فعالیت دارد ضمن توجه به اینکه قاضی اشاره شده در مرحله بدوی محدودیتی برای رسیدگی به اصل دعاوی واخواهی اعتراض ثالث اعاده دادرسی نداشته است آیا می¬تواند نسبت به دادنامه صادره ازسوی قاضی بدوی جانشین اظهارنظر نماید و یا خیر. 2-چنانچه احکام بدوی موصوف سابقا در مرجع تجدیدنظر قطعیت یافته باشد آیا قاضی فعلی دادگاه تجدیدنظر که درمرحله بدوی اظهارنظر نموده می¬تواند به دعاوی اعاده دادرسی اعتراض ثالث و یا واخواهی اشخاص نسبت به احکام قطعیت یافته که به مرجع تجدیدنظر تقدیم می¬گردد رسیدگی کند./

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
1- اولا: نظر به اینکه رسیدگی تجدیدنظر نسبت به رای دادگاه بدوی که در مقام رسیدگی واخواهی صادر شده است مستلزم رسیدگی به رای غیابی بدوی نیز می باشد. بنابراین قاضی فعلی دادگاه تجدیدنظر که قبلا رای غیابی بدوی را صادر کرده است به لحاظ اینکه موضوع مسبوق به اظهارنظر ماهوی وی در مرحله بدوی است با عنایت به اطلاق بند دال ماده 91 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی 79 مردود می باشد. ثانیا: موضوع دعوای اعتراض ثالث متفاوت از موضوع دعوای اصلی است بنابراین قاضی که رای بدوی اصلی را صادر کرده و اکنون قاضی دادگاه تجدیدنظر است ممنوع از رسیدگی به دعوای تجدیدنظرخواهی نسبت به رایی که راجع به دعوای اعتراض ثالث مزبور است نمی باشد. همچنین درخواست اعاده دادرسی بنا به جهت یا جهات منصوص قانونی به عمل می آید که مفروض آن است که در رسیدگی اولیه مغفول مانده یا در آن زمان مکتوم بوده و در نتیجه راجع به آن جهات اظهارنظری نشده است بنابراین صدور رای بدوی (اصلی) توسط قاضی فعلی دادگاه تجدیدنظر مانع از رسیدگی به دعوای تجدیدنظر نسبت به رای صادره در مقام رسیدگی به درخواست اعاده دادرسی نیست. 2- اولا رسیدگی قاضی فعلی دادگاه تجدیدنظر نسبت به واخواهی از رای دادگاه تجدیدنظر که در مقام رسیدگی به رای بدوی صادره از سوی وی صادر شده است ممنوع است زیرا رسیدگی واخواهی از رای دادگاه تجدیدنظر مستلزم اظهارنظر ماهوی نسبت به رای بدوی نیز می باشد. ثانیا: با توجه به توضیحات مذکور در بند ثانیا سوال 1 به نظر می رسد قاضی فعلی دادگاه تجدیدنظر در رسیدگی به دعوای اعتراض ثالث یا اعاده دادرسی که نسبت به رای دادگاه تجدیدنظر که در مقام رسیدگی به رای صادره از ناحیه وی صادر شده است مشمول جهات رد دادرس نمی باشد./

منبع
اداره کل حقوقی قوه قضاییه

مواد مرتبط با این نظریه مشورتی

ماده 91 - دادرس در موارد زیر باید از رسیدگی امتناع نموده و طرفین دعوا نیز می توانند او را رد کنند. الف - قرابت نسبی یا سببی تا درجه سوم از هر طبقه بین دادرس با یکی از اصحاب دعوا وجود داشته باشد. ب - دادرس قیم یا مخدوم یکی از طرفین باشد و یا یکی از طرفین مباشر یا متکفل امور دادرس یا همسر او باشد. ج - دادرس یا همسر یا فرزند او وارث یکی از اصحاب دعوا باشد. د - دادرس سابقا در موضوع دعوای اقامه شده به عنوان دادرس یا داور یا کارشناس یا گواه اظهارنظر کرده باشد. ه- بین دادرس و یکی از طرفین و یا همسر یا فرزند او دعوای حقوقی یا جزایی مطرح باشد و یا در سابق مطرح بوده و از تاریخ صدور حکم قطعی دو سال نگذشته باشد. و - دادرس یا همسر یا فرزند او دارای نفع شخصی در موضوع مطروح باشند.

مشاهده ماده 91 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM