نظریه مشورتی شماره 7/1400/897

نظریه مشورتی شماره 7/1400/897

مجموعه کامل نظریات مشورتی

نظریه مشورتی شماره 7/1400/897


شماره نظریه:
7/1400/897

شماره پرونده:
1400-127-897

تاریخ نظریه:
1400/11/30

استعلام
در نصوص فعلی قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 به تجدید جلسه به علت بیماری اصحاب پرونده اشاره ای نشده است؛ ماده 306 این قانون مذکور و بویژه بند یک همان ماده و نیز مواد 340 427 452 و 490 ناظر بر ماده 306 نیز در خصوص مهلت های اعتراض به آراء است؛ مفاد ماده 47 قانون یادشده در خصوص تجدید مهلت در صورت وقوع قوه قهریه برای وکیل نیز ناظر بر مهلت تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی است؛ همچنین به دلالت بندهای یک و سه ماده 306 این قانون قوه قاهره متفاوت از امراض است؛ آیا سکوت قانونگذار به آن معنی است که ابتلای اصحاب پرونده به بیماری از موجبات تجدید جلسه نیست یا آن که می توان بیماری اآنان را مشمول قسمت اخیر ماده 100 همان قانون دانست که مقرر می دارد دادگاه. .. مانعی برای رسیدگی داشته باشد؛ بویژه با توجه به مفهوم مخالف تبصره این ماده که نشان دهنده آن است که عدم تشکیل می تواند منتسب به طرفین باشد. آیا می توان با این استدلال مبادرت به تجدید جلسه دادرسی نمود؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
در فرض سوال هر چند صرف بیماری اصحاب پرونده موجب تجدید جلسه نیست؛ با این حال با استفاده از ملاک مواد 106 و 306 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 دادگاه بر حسب آن که بیماری امکان حضور در جلسه دادرسی و تقدیم لایحه و یا تعرفه وکیل را از فرد گرفته باشد یا خیر و نیز با لحاظ ضرورت یا عدم ضرورت حضور فرد در جلسه دادرسی در خصوص درخواست تجدید جلسه به علت بیماری هریک از اصحاب پرونده تصمیم مقتضی را اتخاذ می کند.

منبع
اداره کل حقوقی قوه قضاییه

مواد مرتبط با این نظریه مشورتی

ماده 106 - درصورت توقیف یا زندانی شدن یکی از اصحاب دعوا یا عزیمت به محل ماموریت نظامی یا ماموریت دولتی یا مسافرت ضروری دادرسی متوقف نمی شود. لکن دادگاه مهلت کافی برای تعیین وکیل به آنان می دهد.

مشاهده ماده 106 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 306 - مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم کشورند بیست روز و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند دو ماه از تاریخ ابلاغ واقعی خواهد بود مگر اینکه معترض به حکم ثابت نماید عدم اقدام به واخواهی در این مهلت به دلیل عذر موجه بوده است. در این صورت باید دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه صادر کننده رای اعلام نماید. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخیص داد قرار قبول دادخواست واخواهی را صادر و اجرای حکم نیز متوقف می شود. جهات زیر عذر موجه محسوب می گردد: 1 - مرضی که مانع از حرکت است. 2 - فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد. 3 - حوادث قهریه از قبیل سیل زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد. 4 - توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد. تبصره 1 - چنانچه ابلاغ واقعی به شخص محکوم علیه میسر نباشد و ابلاغ قانونی به عمل آید آن ابلاغ معتبر بوده و حکم غیابی پس از انقضاء مهلت قانونی و قطعی شدن به موقع اجراء گذارده خواهد شد. درصورتی که حکم ابلاغ واقعی نشده باشد و محکوم علیه مدعی عدم اطلاع از مفاد رای باشد می تواند دادخواست واخواهی به دادگاه صادرکننده حکم غیابی تقدیم دارد. دادگاه بدوا خارج از نوبت در این مورد رسیدگی نموده قرار رد یا قبول دادخواست را صادر می کند. قرار قبول دادخواست مانع اجرای حکم خواهد بود. تبصره 2 - اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تامین متناسب از محکوم له خواهد بود. مگر اینکه دادنامه یا اجرائیه به محکوم علیه غایب ابلاغ واقعی شده و نامبرده در مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ دادنامه واخواهی نکرده باشد. تبصره 3 - تقدیم دادخواست خارج از مهلت یادشده بدون عذر موجه قابل رسیدگی در مرحله تجدیدنظر برابر مقررات مربوط به آن مرحله می باشد.

مشاهده ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM