نشست قضایی شماره 1400-8296

نشست قضایی شماره 1400-8296

مجموعه کامل نشست های قضایی

نشست قضایی شماره 1400-8296


کد نشست:
1400-8296

تاریخ برگزاری:
1398/08/22

برگزار شده توسط:
استان کهگیلویه و بویراحمد/ شهر دهدشت

موضوع:
امکان سنجی اعمال ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی در موارد صدور حکم به الزام به انجام تعهد و فک رهن

پرسش:
در مواردی که حکم به الزام تعهد و فک رهن از ملک صادر می گردد در صورت عدم اجرای موضوع مورد حکم (محکوم علیه تعهد را انجام نداده و از ملک فک رهن ننموده) در این خصوص ضمانت اجرای موضوع مذکور چه می باشد؟ آیا حسب درخواست محکوم له می توان بر مبنای حکم مذکور اموال محکوم علیه را توقیف نمود؟ و در صورت عدم کشف و عدم دستیابی به اموال محکوم علیه امکان اعمال ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی در خصوص محکوم علیه وجود دارد یا خیر؟

نظر هیئت عالی:
اعمال مقررات ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی و بازداشت محکوم علیه یک امر استثنایی و ظهور در آن است که شخص در نتیجه مفاد حکم و به طور مستقیم محکوم به پرداخت وجه نقد یا عین مال باشد لذا در فرض سوال نمی توان محکوم علیه را با اعمال مقررات ماده 3 قانون مذکور بازداشت نمود بلکه از طرق دیگری باید نسبت به توقیف و وصول هزینه های اجرایی و.. . اقدام شود.

نظر اکثریت:
اولا در رویه قضایی دعوای الزام به فک رهن پذیرفته می شود که در خصوص این موضوع مواد 220 221 222 225 و 237 قانون مدنی و نظریه مشورتی 7/8037- 67/11/24 مثبت این ادعا می باشد و با توجه به صراحت ماده 47 قانون اجرای احکام مدنی که بیان نموده هرگاه محکوم به انجام عمل معینی باشد و محکوم علیه از انجام آن امتناع ورزد محکوم له می تواند بدون انجام عمل هزینه لازم را به وسیله قسمت اجرا از محکوم علیه مطالبه نماید که این موضوع ﻣﺆید این مطلب می باشد که در صورت عدم انجام عمل معین (عدم فک رهن) محکوم له می تواند درخواست توقیف اموال محکوم علیه در راستای انجام عمل معین (محکوم به که فک رهن از ملک می باشد) را نماید و نهایتا با توجه به صراحت ماده مبنی بر اینکه قید گردیده وصول هزینه مذکور (هزینه فک رهن) به ترتیبی است که برای وصول محکوم به نقدی مقرر است و در صورت عدم کشف اموال و عدم دستیابی به اموال محکوم علیه جهت توقیف اموال برای فک رهن امکان اعمال ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی در خصوص محکوم علیه وجود دارد. النهایه پس از تادیه محکوم به که تعهد به نفع ثالث نیز محسوب گردیده در صورت امتناع مرتهن از فک رهن از باب قاعده الحاکم ولی الممتنع با تعیین نماینده از ناحیه دادگاه (اجرای احکام مدنی) نسبت به فک رهن اقدام لازم انجام خواهد شد.

نظر اقلیت:
مطابق با ماده 787 قانون مدنی عقد رهن نسبت به مرتهن جایز و نسبت به راهن لازم است و مرتهن می تواند هر وقت بخواهد آن را بر هم بزند ولی راهن نمی تواند قبل از اینکه دین خود را ادا نماید و یا به نحوی از انحاء قانونی از آن بری شود رهن را مسترد دارد. فقط امکان اجرای حکم فک رهن با وجود لازم بودن عقد رهن نسبت به راهن در مرحله اجرا دیون نداشته راهن پس از پرداخت بدهی در صورت امتناع مرتهن از فک رهن به موجب دادخواست جداگانه الزام به فک رهن را می بایست مطرح نماید و بنا به استدلال مذکور پاسخ به دو سوال دیگر منتفی می باشد.

مبحث:
آیین دادرسی مدنی

منبع:
سامانه نشست های قضایی


مواد مرتبط با این نشست قضایی

ماده 3ـ اگر استیفای محکوم به از طرق مذکور در این قانون ممکن نگردد محکوم علیه به تقاضای محکوم له تا زمان اجرای حکم یا پذیرفته شدن ادعای اعسار او یا جلب رضایت محکوم له حبس می شود. چنانچه محکوم علیه تا سی روز پس از ابلاغ اجرائیه ضمن ارائه صورت کلیه اموال خود دعوای اعسار خویش را اقامه کرده باشد حبس نمی شود مگر اینکه دعوای اعسار مسترد یا به موجب حکم قطعی رد شود. تبصره 1ـ چنانچه محکوم علیه خارج از مهلت مقرر در این ماده ضمن ارائه صورت کلیه اموال خود دعوای اعسار خود را اقامه کند هرگاه محکوم له آزادی وی را بدون اخذ تامین بپذیرد یا محکوم علیه به تشخیص دادگاه کفیل یا وثیقه معتبر و معادل محکوم به ارائه نماید دادگاه با صدور قرار قبولی وثیقه یا کفیل تا روشن شدن وضعیت اعسار از حبس محکوم علیه خودداری و در صورت حبس او را آزاد می کند. در صورت رد دعوای اعسار به موجب حکم قطعی به کفیل یا وثیقه گذار ابلاغ می شود که ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ واقعی نسبت به تسلیم محکوم علیه اقدام کند. در صورت عدم تسلیم ظرف مهلت مذکور حسب مورد به دستور دادستان یا رئیس دادگاهی که حکم تحت نظر آن اجراء می شود نسبت به استیفای محکوم به و هزینه های اجرائی از محل وثیقه یا وجه الکفاله اقدام می شود. در این مورد دستور دادگاه ظرف مهلت ده روز پس از ابلاغ واقعی قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر است. نحوه صدور قرارهای تامینی مزبور مقررات اعتراض نسبت به دستور دادستان و سایر مقررات مربوط به این دستورها تابع قانون آیین دادرسی کیفری است. تبصره 2ـ مقررات راجع به تعویق و موانع اجرای مجازات حبس در خصوص کسانی که به استناد این ماده حبس می شوند نیز مجری است.

مشاهده ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی

ماده 47 ـ هر گاه محکوم به انجام عمل معینی باشد و محکوم علیه از انجام آن امتناع ورزد و انجام عمل به توسط شخص دیگری ممکن باشد محکوم له می تواند تحت نظر دادورز ( مامور اجرا) آن عمل را وسیله دیگری انجام دهد و هزینه آن را مطالبه کند و یا بدون انجام عمل هزینه لازم را به وسیله قسمت اجرا از محکوم علیه مطالبه نماید. در هر یک از موارد مذکور دادگاه با تحقیقات لازم و در صورت ضرورت با جلب نظر کارشناس میزان هزینه و معین می نماید. وصول هزینه مذکور و حق الزحمه کارشناس از محکوم علیه به ترتیبی است که برای وصول محکوم به نقدی مقرر است. تبصره ـ در صورتی که انجام عمل توسط شخص دیگری ممکن نباشد مطابق ماده 729 آیین دادرسی مدنی انجام خواهد شد.

مشاهده ماده 47 قانون اجرای احکام مدنی

ماده 237 - هرگاه شرط در ضمن عقد شرط فعل باشد اثباتا یا نفیا کسی که ملتزم به انجام شرط شده است باید آن را به جا بیاورد و در صورت تخلف طرف معامله می تواند به حاکم رجوع نموده تقاضای اجبار به وفای شرط بنماید.

مشاهده ماده 237 قانون مدنی

ماده 222 - در صورت عدم ایفای تعهد با رعایت ماده ی فوق حاکم می تواند به کسی که تعهد به نفع او شده است اجازه دهد که خود او عمل را انجام دهد و متخلف را به تادیه ی مخارج آن محکوم نماید.

مشاهده ماده 222 قانون مدنی

ماده 221 - اگر کسی تعهد اقدام به امری را بکند یا تعهد نماید که از انجام امری خودداری کند در صورت تخلف مسئول خسارت طرف مقابل است مشروط بر این که جبران خسارت تصریح شده و یا تعهد عرفا به منزله ی تصریح باشد و یا برحسب قانون موجب ضمان باشد.

مشاهده ماده 221 قانون مدنی

ماده 225 - متعارف بودن امری در عرف و عادت به طوری که عقد بدون تصریح هم منصرف به آن باشد به منزله ی ذکر در عقد است.

مشاهده ماده 225 قانون مدنی

ماده 220 - عقود نه فقط متعاملین را به اجرای چیزی که در آن تصریح شده است ملزم می نماید بلکه متعاملین به کلیه ی نتایجی هم که به موجب عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل می شود ملزم می باشند.

مشاهده ماده 220 قانون مدنی

ماده 787 - عقد رهن نسبت به مرتهن جائز و نسبت به راهن لازم است و بنابراین مرتهن می تواند هر وقت بخواهد آن را بر هم زند ولی راهن نمی تواند قبل از این که دین خود را ادا نماید و یا به نحوی از انحاء قانونی از آن بری شود رهن را مسترد دارد.

مشاهده ماده 787 قانون مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM