نشست قضایی شماره 1399-7657

نشست قضایی شماره 1399-7657

مجموعه کامل نشست های قضایی

نشست قضایی شماره 1399-7657


کد نشست:
1399-7657

تاریخ برگزاری:
1398/09/10

برگزار شده توسط:
استان همدان/ شهر همدان

موضوع:
طرح دعوای واخواهی و اعسار بطرفیت وکیل خواهان نه اصیل

پرسش:
با عنایت به تبصره ذیل ماده 47 ق.آ.م و مفاد ماده 671 قانون مدنی چنانچه خوانده دعوی واخواهی و یا مدعی اعسار در فروض اینکه دعوی اولیه توسط اصیل و یا وکیل مطرح شده یا نشده دعوی خود را علیه وکیل خواهان اولیه مطرح نماید: آیا دعوا قابل استماع خواهد بود یا خیر ؟ آیا عدم ذکر نام موکل و صرف طرف دعوا قراردادن وکیل کافی برای دادخواست می باشد؟ آیا در خصوص قیم و ولی نیز اینگونه می باشد.

نظر هیئت عالی:
در صورتی که خواهان با علم به عدم سمت قانونی خوانده طرح دعوی کند مستلزم صدور قرار رد دعوی است

نظر اکثریت:
می بایست در خصوص وکیلی که از ابتدای طرح دعوای بدوی خواهان اعلام وکالت نموده است با وکیلی که در اثنای رسیدگی وارد دعوا شده است فرق قایل شد. بهترین تصمیم این است که از پتانسیل ماده 51 و 56 قانون آیین دادرسی مدنی استفاده کرد و طی اخطار رفع نقص به دلیل عدم ذکر مشخصات خوانده دعوای واخواهی اقدام نمود (بند 2 ماده 51 ق آ د م) و در دعوای اعسار به صراحت ماده 13 قانون نحوه اجرا که دعوای اعسار مستقل است تصمیم عدم استماع صحیح است ولی در خصوص قیم و ولی بهتر این است که نسبت به اخطار رفع نقص اقدام نمود؛ زیرا شخص وکیل مطابق قانون جانشین موکل می باشد و حضور ایشان نیز به وکالت خواهد بود ولی در راستای احقاق حق و عدم اتلاف هزینه دادرسی دوباره بهترین راه ارسال اخطار رفع نقص خواهد بود.

نظر اقلیت:
می بایست به دلیل عدم توجه دعوا به خوانده و یا عدم طرح دعوا به شکل قانونی با قرار عدم استماع یا قرار رد دعوا تصمیم لازم اتخاذ شود زیرا که تبصره ماده 47 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 671 قانون مدنی صرفا در خصوص وکیل و ابلاغ آرا به وکیل می باشد و مشاهده می کنیم که قانون در ماده 13 قانون نحوه اجرا و ماده 146 قانون اجرای احکام به صراحت طرف دعواها را مشخص کرده است و اصل در طرح دعوا بطرفیت اصیل است نه وکیل یا قیم در ما نحن فیه هنگام شک به اصل مراجعه می کنیم. اگر قایل شویم که طرح دعوا بطرفیت وکیل صحیح باشد لازمه دارد در صورت توافق و تنظیم گزارش اصلاحی اگر اصیل قبول نداشته باشد یا اینکه اصیل بخواهد در دعوا حاضر شود که به دلیل عدم ذکر ایشان در دادخواست ممکن نخواهد بود.

مبحث:
قانون مدنی , آیین دادرسی مدنی , قانون تجارت

منبع:
سامانه نشست های قضایی


مواد مرتبط با این نشست قضایی

ماده 671 - وکالت در هر امر مستلزم وکالت در لوازم و مقدمات آن نیز هست مگر این که تصریح به عدم وکالت باشد.

مشاهده ماده 671 قانون مدنی

ماده 47 - اگر وکیل بعد از ابلاغ رای و قبل از انقضای مهلت تجدیدنظر و فرجام خواهی فوت کند یا ممنوع از وکالت شود یا به واسطه قوه قهریه قادر به انجام وظیفه وکالت نباشد ابتدای مهلت اعتراض از تاریخ ابلاغ به موکل محسوب خواهد شد. تبصره - درمواردی که طرح دعوا یا دفاع به وسیله وکیل جریان یافته و وکیل یادشده حق وکالت در مرحله بالاتر را دارد کلیه آرای صادره باید به او ابلاغ شود و مبداء مهلت ها و مواعد از تاریخ ابلاغ به وکیل محسوب می گردد.

مشاهده ماده 47 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 51 - دادخواست باید به زبان فارسی در روی برگهای چاپی مخصوص نوشته شده و حاوی نکات زیر باشد: 1 - نام نام خانوادگی نام پدر سن اقامتگاه و حتی الامکان شغل خواهان. تبصره - درصورتی که دادخواست توسط وکیل تقدیم شود مشخصات وکیل نیز باید درج گردد. 2 - نام نام خانوادگی اقامتگاه و شغل خوانده. 3 - تعیین خواسته و بهای آن مگر آن که تعیین بهاء ممکن نبوده و یا خواسته مالی نباشد. 4 - تعهدات و جهاتی که به موجب آن خواهان خود را مستحق مطالبه می داند به طوری که مقصود واضح و روشن باشد. 5 - آنچه که خواهان از دادگاه درخواست دارد. 6 - ذکر ادله و وسایلی که خواهان برای اثبات ادعای خود دارد از اسناد و نوشتجات و اطلاع مطلعین و غیره ادله مثبته به ترتیب و واضح نوشته می شود و اگر دلیل گواهی گواه باشد خواهان باید اسامی و مشخصات و محل اقامت آنان را به طور صحیح معین کند. 7 - امضای دادخواست دهنده و درصورت عجز از امضاء اثر انگشت او. تبصره 1 - اقامتگاه باید با تمام خصوصیات ازقبیل شهر و روستا و دهستان و خیابان به نحوی نوشته شود که ابلاغ به سهولت ممکن باشد. تبصره 2 - چنانچه خواهان یا خوانده شخص حقوقی باشد در دادخواست نام و اقامتگاه شخص حقوقی نوشته خواهد شد.

مشاهده ماده 51 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 56 - هرگاه در دادخواست خواهان یا محل اقامت او معلوم نباشد ظرف دو روز از تاریخ رسید دادخواست به موجب قراری که مدیر دفتر دادگاه و در غیبت مشارالیه جانشین او صادر می کند دادخواست رد می شود.

مشاهده ماده 56 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 146 ـ هر گاه نسبت به مال منقول یا غیرمنقول یا وجه نقد توقیف شده شخص ثالث اظهار حقی نماید اگر ادعای مزبور مستند به حکم قطعی یا سند رسمی باشد که تاریخ آن مقدم بر تاریخ توقیف است. توقیف رفع می شود در غیر این صورت عملیات اجرایی تعقیب می گردد و مدعی حق برای جلوگیری از عملیات اجرایی و اثبات ادعای خود می تواند به دادگاه شکایت کند.

مشاهده ماده 146 قانون اجرای احکام مدنی

ماده 13ـ دعوای اعسار در مورد محکوم به در دادگاه نخستین رسیدگی کننده به دعوای اصلی یا دادگاه صادرکننده اجرائیه و به طرفیت محکوم له اقامه می شود.

مشاهده ماده 13 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM