گرچه دعوای
خلع ید خانم الف بر اعیانی به دلیل فقدان مالکیت و حق بر عین اموال غیرمنقول مسموع نیست لکن درخصوص عرصه خانم الف به عنوان مستاجر مالک منافع است و دردعوای
خلع ید صرف مالکیت کافی است و مالکیت بر عین ملاک نیست ازطرف دیگر بنا بر نظریه نمایندگی مستاجر نماینده موجر یعنی اداره اوقاف است و طرح دعوای
خلع ید برعرصه به نمایندگی از اوقاف به عنوان مالک عین و اصالتا از جانب خود به عنوان مالک منافع صحیح است. همچنین
حکم خلع ید عرصه نیز قابلیت اجرایی دارد زیرا
خلع ید ورثه از عرصه مستلزم ازبین بردن اعیانی است زیرا ساخت اعیانی برعرصه خود نوعی وضع ید است لذا با
حکم خلع ید عرصه برای خانم الف دو حق است یا بنا را نگهدارد و اجرت المثل از
ورثه بخواهد یا اعیانی را قلع کند.