ماده 326 قانون امور حسبی

ماده 326 ق.ا.ح

ماده 326 قانون حسبی

ماده 326 امور حسبی

ماده 326 ق ا ح

متن کامل ماده 326 قانون امور حسبی. ماده 326 ق.ا.ح ماده 326 قانون حسبی ماده 326 امور حسبی ماده 326 ق ا ح

ماده ۳۲۶ قانون امور حسبی

ماده ۳۲۶ ق.ا.ح

ماده ۳۲۶ قانون حسبی

ماده ۳۲۶ امور حسبی

ماده ۳۲۶ ق ا ح

متن کامل ماده ۳۲۶ قانون امور حسبی. ماده ۳۲۶ ق.ا.ح ماده ۳۲۶ قانون حسبی ماده ۳۲۶ امور حسبی ماده ۳۲۶ ق ا ح

ماده 326 قانون امور حسبی

ماده 326- مقررات قانون مدنی راجع به تقسیم در مورد تقسیم ترکه جاری است و نیز مقررات راجع به تقسیم که در این قانون مذکور است در مورد تقسیم سایر اموال جاری خواهد بود.

ماده 326 قانون امور حسبی مصوب 1319/04/02

ماده ۳۲۶ قانون امور حسبی

ممشاهده ماده ۳۲۶ قانون امور حسبی مصوب 1319/04/02

قانون امور حسبی / ماده 326

ماده ۳۲۶ قانون امور حسبی

پایگاه جامع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۱۹/۰۴/۰۲

متن ماده 326
قانون امور حسبی

مصوب ۱۳۱۹/۰۴/۰۲
  • ماده ۳۲۶ قانون امور حسبی

    متن کامل 326 ماده

    مصوب ۱۳۱۹/۰۴/۰۲
متن ماده ۳۲۶

ماده 326- مقررات قانون مدنی راجع به تقسیم در مورد تقسیم ترکه جاری است و نیز مقررات راجع به تقسیم که در این قانون مذکور است در مورد تقسیم سایر اموال جاری خواهد بود.

ماده 325- هر یک از ورثه پس از تقسیم مالک مستقل سهم خود خواهد بود و هر تصرفی که بخواهد می نماید و به حصه دیگران حقی ندارد.

نمایش ماده

ماده 327- در صورتی که وارث متوفی معلوم نباشد به درخواست دادستان یا اشخاص ذی نفع برای اداره ترکه مدیر معین می شود.

نمایش ماده
1
نظریه مشورتی شماره 92-59-1809 - مورخ 1392/12/28
اداره ثبت اسناد و املاک حسب تقاضای یکی از مالکان مشاعی ملک و پس از طی مراحل قانونی صورت مجلس افرازی ملک را تنظیم وبا توجه به اظهارات متقاضی افراز که دسترسی به سایر مالکین ملک میسور نبوده مراتب به منظور ابلاغ به نامبردگان در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار محل منتشر می­شود که با انقضای مدت ده روز از تاریخ انتشار آگهی ابلاغ صورت مجلس افرازی متقاضی به دادگستری محل مراجعه وگواهی عدم طرح دعوای اعتراض به تصمیم واحد ثبتی (صورت مجلس افرازی) در مدت مذکور اخذ و به اداره ثبت محل تسلیم و اداره اخیر با احراز قطعیت صورت مجلس افراز ملک و به تقاضای متقاضی مبادرت به صدور سند مفروضی می­نماید پس از چند ماه (حدودا سه ماه) از تاریخ انتشارآگهی صورت مجلس مذکور چند نفر ازمالکین مشاعی ازصورت مجلس افرازی اداره ثبت وصدور سند مفروضی مطلع وبا تقدیم دادخواست نسبت به تصمیم واحد ثبتی دائر بر تنظیم صورت مجلس افرازی وصدور سند مالکیت مفروض اعتراض نموده وعذر طرح دعوا خارج ازمهلت مقرر ده روز قانونی را عدم اطلاع از انتشار آگهی ابلاغ صورت مجلس افرازی در روزنامه کثیرالانتشار اعلام واظهار داشته­اند متقاضی افراز از آدرس واقامتگاه آنان مطلع بوده وجهت تضییع حقوق سایر مالکین مشاعی مشارالیهم را مجهول­المکان اعلام ومراتب از طریق درج آگهی در روزنامه ابلاغ شده است حال با توجه به مقررات مواد2 و5 قانون افراز وفروش املاک مشاع مصوب 1357 وماده6آیین­نامه قانون اخیر سئوالات مطرح این است که: 1-   با توجه به انقضای مدت10روز اعتراض از تاریخ درج صورت مجلس افرازی در روزنامه کثیرالانتشار وبا التفات به ادعای عدم اطلاع معترضین از درج آگهی مذکور در روزنامه آیا مقررات ماده 83 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی حاکم بر موضوع می­باشد تا در این صورت دادگاه ادعای مذکور را موجه تشخیص واعتراض را در مهلت قلمداد نماید؟ یا اینکه باید گفت تصمیم واحد ثبتی راجع به افراز به لحاظ عدم وصول اعتراض در مهلت مقرر قطعی شده محسوب ودادگاه می­بایست برابر بند11 ماده84 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امور مدنی قرار رد اعتراض به تصمیم واحد ثبتی را صادر نماید؟ در فرضی که اعتراض به تصمیم واحد ثبتی خارج از مهلت قانونی تشخیص وبه این لحاظ قرار رد اعتراض صادر شود آیا دادگاه می­تواند به خواسته دیگر معترضین تحت عنوان ابطال اسناد مفروضی که بر مبنای صورت مجلس افرازی صادر شده ماهیتا رسیدگی و چنانچه تشخیص دهد افراز خلاف قانون صورت پذیرفته نسبت به ابطال آنها مبادرت به صدورحکم نماید؟یا چنین خواسته­ای به جهت قطعیت صورت مجلس افراز قابل استماع نمی باشد./ع
2
نظریه مشورتی شماره 98-11-1913 ح - مورخ 1399/02/17
احتراما همان گونه که مستحضر هستید وفق ماده 83 قانون امور حسبی و ماده 1241 قانون مدنی به شرط رعایت مصلحت دادستان اختیار صدور اذن فروش اموال غیر منقول محجور را دارد. در صورتی که شش دانگ مال غیر منقول به نام محجور باشد در خصوص صلاحیت دادستان جهت صدور مجوز فروش تردیدی وجود ندارد؛ لکن در فرض مشاع بودن مال غیرمنقول در دادسراهای سراسر کشور رویه های متعددی در خصوص حدود صلاحیت دادستان جهت فروش سهام مشاع محجور اعمال می شود خواهشمند است با توجه به سه دیدگاه موجود در این خصوص که ذیلا بیان می شود نظر آن مرجع محترم را اعلام فرمایید که آیا دادستان مجاز به صدور دستور فروش سهم مشاع محجور از اموال غیرمنقول است؟ 1- برخی با استناد به مواد 313 و 326 قانون امور حسبی که اشعار می دارد اگر ما بین مالکین محجور یا غایب باشد تقسیم ترکه به توسط نمایندگان آن ها در دادگاه به عمل می آید معتقد به ممنوعیت فروش سهم مشاع محجور از اموال غیرمنقول هستند. این گروه معتقدند وفق ماده 317 قانون امور حسبی فروش خود از مراتب تقسیم است؛ اگرچه تقسیم غیرمستقیم و چنانچه دادستان نسبت به فروش سهم محجور اقدام کند عملا مال مشاع را تقسیم نموده و به امری ورود کرده که وفق ماده 313 قانون مدنی مالکیت ورثه نسبت به ترکه پس از ادای دیون و حقوقی که به ترکه تعلق گرفته مستقر می شود و پیش از آن مالکیت مستقری وجود ندارد که بتوان نسبت به آن مجوز فروش صادر کرد. با این تفسیر محل اجرای ماده 83 قانون امور حسبی و ماده 1241 قانون مدنی صرفا اموال مفروز محجور است. 2- برخی با استناد به اطلاق مواد 83 قانون امور حسبی و 1241 قانون مدنی و همچنین ماده 583 قانون مدنی معتقدند فروش موضوع ماده اخیر متفاوت از تقسیم موضوع ماده 313 و یا فروش موضوع ماده 317 قانون امور حسبی است؛ با این تفسیر که وفق ماده 583 قانون مدنی هر یک از شرکاء می توانند بدون رضایت شرکاء دیگر سهم خود را به شخص ثالث منتقل کنند. این ماده ذیل احکام شرکت بیان شده و با آنچه در مواد 589 به بعد قانون مدنی در مبحث تقسیم اموال و یا ماده 313 قانون امور حسبی در خصوص تقسیم آمده است تفاوت مبنایی دارد. به عبارت دیگر در فرض اجرای ماده 583 قانون مدنی صرفا سهم یکی از شرکاء به ثالث منتقل می شود بدون آن که وضعیت اشاعه آسیبی ببیند؛ در حالی که در نتیجه تقسیم وفق ماده 313 و دیگر مواد مربوطه وضعیت اشاعه منتفی خواهد شد. نتیجه این دیدگاه آن است که در همه موارد اعم از آن که منشا اشاعه اختیاری باشد و یا قهری دادستان جهت صدور اذن فروش سهم مشاع محجور صلاحیت خواهد داشت. 3- گروه سوم معتقدند اختیار قیم برای فروش و اختیار دادستان جهت صدور اذن یا اجازه انتقال را باید به نحوی تفسیر کرد که اجرای ماده 313 قانون امور حسبی نیز متصور باشد. در این راستا در صورتی که میزان اموال مشاع به نحوی محدود است که امکان افراز و تعدیل متصور نیست استناد به ماده 583 قانون مدنی جهت فروش بلامانع است؛ مانند فرضی که اموال مشاع منحصر به یک آپارتمان یا امثال این موارد است چرا که در فرض اجرای ماده 583 قانون مدنی صرفا سهم یکی از شرکا به ثالث منتقل می شود؛ بدون آن که وضعیت اشاعه آسیبی ببیند. علاوه بر این که در این صورت به حقوق دیگر شرکا نیز خللی وارد نمی شود. در فرضی که وضعیت اشاعه به نحوی است که امکان افراز و تعدیل متصور است نباید از ماده 583 قانون مدنی استفاده کرد. استناد به این ماده در فرض تعدد اموال حتی اگر افراز و تعدیل غیر ممکن باشد موجب می شود که اگر سهم محجور از هر کدام از مصادیق اموال مشاع به اشخاص ثالثی منتقل شود نه تنها ماده 313 و دیگر موارد راجع به تقسیم عملا بی خاصیت شود بلکه باعث می شود دیگر شرکا در فرض عدم تراضی با خریداران سهم محجور ناچار به اخذ احکام تقسیم یا دستورات فروش متعدد باشند؛ حال آن که در فرض شراکت با محجور اخذ یک حکم تقسیم کفایت می کرد.
ماده 326 قانون امور حسبی

ماده 326 ق.ا.ح

ماده 326 ق.ا.ح

ماده 326 قانون حسبی

ماده 326 قانون حسبی

ماده 326 امور حسبی

ماده 326 امور حسبی

ماده 326 ق ا ح

ماده 326 ق ا ح

ماده ۳۲۶ قانون امور حسبی

ماده ۳۲۶ ق.ا.ح

ماده ۳۲۶ قانون حسبی

ماده ۳۲۶ امور حسبی

ماده ۳۲۶ ق ا ح

متن کامل ماده ۳۲۶ قانون امور حسبی. ماده ۳۲۶ ق.ا.ح ماده ۳۲۶ قانون حسبی ماده ۳۲۶ امور حسبی ماده ۳۲۶ ق ا ح

ماده 326 قانون امور حسبی

ماده 326 ق.ا.ح

ماده 326 قانون حسبی

ماده 326 امور حسبی

ماده 326 ق ا ح

متن کامل ماده 326 قانون امور حسبی. ماده 326 ق.ا.ح ماده 326 قانون حسبی ماده 326 امور حسبی ماده 326 ق ا ح

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM