رای قضایی شماره 9109970907600689

رای قضایی شماره 9109970907600689

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9109970907600689


شماره دادنامه قطعی:
9109970907600689

تاریخ دادنامه قطعی:
1391/10/11

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
اشخاص مجاز به تقاضای اعاده دادرسی

پیام رای:
دادستان و شاکی حق درخواست اعاده دادرسی را ندارند.

رای خلاصه جریان پرونده
مندرجات پرونده محاکماتی پیوست حکایت دارد به موجب رای شماره 800876 مورخ 6/11/87 صادره از شعبه 115 دادگاه عمومی جزایی تبریز آقای ر.ق. فرزند ع. به جرم «حمل نگهداری تهیه و توزیع مشروبات الکلی»; به استناد ماده 703 قانون مجازات اسلامی به یک سال حبس و تحمل هفتاد ضربه شلاق محکوم با تجدیدنظرخواهی وکلای نام برده پرونده به شعبه 11 دادگاه تجدیدنظر استان ارجاع و شعبه موصوف به موجب رای شماره 100102 مورخ 9/2/88 اعتراض مشارالیه را مردود و رای معترض عنه را تایید نموده است. پس از چند سال از قطعیت حکم محکوم علیه ر.ق. اعلام داشته محکوم علیه واقعی برادرش ع.ق. بوده که در موقع دستگیری شناسنامه مرا به مامورین تحویل و خود را به نام وی معرفی نموده است. دادیار شعبه 10 اجرای احکام دادسرای تبریز تصویر عکس ماخوذه از متهم در بازداشت را از اداره زندان تبریز درخواست با ارسال عکس متهم واقعی مشخص گردیده هیچ انطباق و تشابهی بین متهم واقعی ع.ق. و محکوم علیه پرونده ر.ق. وجود ندارد و بدین سبب دادیار مذکور طی شرح مفصلی از ریاست محترم دیوان عالی کشور خواهان تجویز اعاده دادرسی گردیده که رسیدگی موضوع به شعبه 16 ارجاع و این شعبه به موجب رای شماره 600365 مورخ 15/5/91 با اعلام اینکه قاضی اجرای احکام از مقامات احصایی در ماده 273 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری که حق درخواست اعاده دادرسی دارند نبوده و به لحاظ عدم انطباق تقاضای مذکور با مواد 272 و 273 قانون موصوف آن را مردود اعلام و پرونده را اعاده نموده است.دادیار شعبه 10 دادسرای مذکور با ارسال مجدد پرونده طی شرحی مفصل اعلام داشته مطابق ماده 10 آیین نامه اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 15/3/73 و اصلاحات بعدی آن مصوب 9/11/80 کلیه اختیارات رییس حوزه قضایی مجددا به دادستان محول گردیده و با احیاء دادسراها از جمله وظایف و تکالیف ذاتی دادستان تجدیدنظرخواهی و اعاده دادرسی می باشد و بدین سبب تقاضای تجویز اعاده دادرسی را داشته که رسیدگی آن به شعبه 16 ارجاع گردید.

رای شعبه دیوان عالی کشور
با عنایت به محتویات پرونده و ملاحظه استدلال خواهان تجویز اعاده دادرسی (دادیار شعبه 10 اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب تبریز) نظر به اینکه اولاـ برابر تبصره ماده 12 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 15/4/73 کلیه اختیاراتی که در قوانین بر عهده دادستان بوده و به رییس دادگستری شهرستان و استان واگذار و سپس به موجب ماده 10 آیین نامه اصلاحی قانون مذکور مصوب 9/11/81 ریاست قوه قضاییه کلیه اختیارات تفویضی مجددا به دادستان محول گردیده است. ثانیاـ مطابق ماده 467 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 11 شهریور 1290 اشخاصی که صلاحیت استدعای اعاده محاکمه را دارا بوده اند مدعی العموم تمیز بوده که درخواست وی مبتنی بر حکم و ماموریت از طرف وزیر عدلیه بوده است نه آنکه دادستان هر شهر یا استانی اختیار اعاده دادرسی داشته است. ثالثاـ اعاده دادرسی یک اختیار ویژه ای است که در قوانین سابق جزو اختیارات مدعی العموم تمیز بوده و سپس به موجب ماده 273 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28 شهریور 1378 این اختیار علاوه بر دادستان کل کشور به رییس حوزه قضایی تفویض گردیده است نه آنکه از اختیارات دادستان هر شهری بوده که با تشکیل دادگاه های عام به رییس حوزه قضایی محول و سپس با احیاء دادسرا به دادستان برگردانده شده است! رابعا ـ موضوع اعاده دادرسی یک نوع تجدیدنظرخواهی ویژه است نه متعارف و معمولی که آقای دادیار آن را جزو وظایف اختیار و تکالیف ذاتی دادستان به نامند! را که قانونگذار در ماده 432 اصلاحی مصوب 1/5/37 و در ماده 239 مصوب 28 شهریور 78 قانون آیین دادرسی کیفری برای شاکی و مدعی خصوصی از حیث ضرر و زیان حق تجدیدنظرخواهی قایل لکن حسب مواد 467 و 273 قانون آیین دادرسی کیفری سابق و لاحق در اعاده دادرسی این حق را برای شاکی قایل نشده است. علی هذا به لحاظ انطباق عدم درخواست مذکور با مواد 272 و 273 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری تقاضای تجویز اعاده دادرسی دادیار شعبه 10 اجرای احکام دادسرای تبریز مردود اعلام می گردد.
رییس شعبه 16 دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
بابایی ـ رعیت

قاضی:
ولی رعیت , علی بابائی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 703 ـ در صورتی که جنایت علاوه بر زوال صوت موجب زوال نطق نیز گردد دو دیه ثابت می شود.

مشاهده ماده 703 قانون مجازات اسلامی

ماده 467 ـ رئیس شعبه پرونده های ارجاعی را خود بررسی و گزارش جامع آنها را تنظیم می کند و یا به نوبت به یکی از اعضای شعبه به عنوان عضو ممیز ارجاع می دهد. عضو ممیز گزارش پرونده را که متضمن جریان آن و بررسی کامل درباره فرجام خواهی و جهات قانونی آن است به صورت مستدل تهیه و به رئیس شعبه تسلیم می کند. تبصره ـ هرگاه رئیس یا عضو ممیز در حین تنظیم گزارش از هر یک از قضاتی که در آن پرونده دخالت داشتهاند تخلف از مواد قانونی یا عدم رعایت مبانی قضایی و یا اعمال غرض مشاهده کند آن را به طور مشروح و با استدلال در گزارش خود متذکر می شود. به دستور رئیس شعبه رونوشتی از این گزارش برای دادستان انتظامی قضات ارسال می گردد.

مشاهده ماده 467 قانون آیین دادرسی کیفری

ماده 273 ـ حل اختلاف بین بازپرس و دادستان و رسیدگی به اعتراض شاکی یا متهم نسبت به قرارهای قابل اعتراض در جلسه فوق العاده دادگاه صورت می‏گیرد. تصمیم دادگاه در این خصوص قطعی است مگر در مورد قرارهای منع یا موقوفی تعقیب در جرایم موضوع بندهای(الف) (ب) (پ) و (ت) ماده (302) این قانون که در صورت تایید این قرارها مطابق مقررات قابل تجدید نظر است.

مشاهده ماده 273 قانون آیین دادرسی کیفری

ماده 12 – در شهرستان؛ رئیس دادگستری؛ رئیس حوزه قضائی و رئیس شعبه اول دادگاه بر دادگاههای ریاست اداری دارد و در مرکز استان رئیس کل دادگستری استان رئیس کل دادگاهها تجدیدنظر و کیفری استان است و بر کلیه دادگاهها و دادسراها و دادگستری های حوزه آن استان نظارت و ریاست اداری خواهد داشت. همچنین رئیس دادگستری هر حوزه بر دادسرای آن حوزه نظارت و ریاست اداری دارد.

مشاهده ماده 12 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM