درخصوص درخواست اعاده دادرسی از طرف خانم ر.ر. با وکالت آقای ف.س. وکیل پایه یک دادگستری نسبت به دادنامه معترض عنه که به موجب آن مشارالیها به اتهام زنای غیرمحصنه به تحمل یک صد ضربه تازیانه محکوم گردیده و با این وصف از دریافت ارش البکاره نیز محروم گردیده است نظر به موارد ذیل 1- آقای وکیل محکوم علیها مدعی است که بین خانم ر.ر. و آقای ی.ع. به صورت مراسم محلی علقه زوجیت برقرار گردیده و نتیجتا موکله او به تصور اینکه همسر ی.ع. است با او همبستر شده است که با توجه به پشت نویسی جلد جزء سی ام کلام الله مجید که فتوکپی آن به پیوست درخواست اعاده دادرسی ارایه شده است و ضمن آن ی.ع. خانم ر.ر. را به عنوان همسر خود خطاب نموده است این شبهه بصورت قوی ایجاد می گردد که خانم ر.ر. به تصور ارتکاب عمل مشروع با محکوم علیه دیگر پرونده ارتباط جنسی برقرارنموده. است خصوصا که آقای ی.ع. به وی وعده ازدواج نیز داده است 2- آقای ی.ع. نیز در ابتدا اظهار داشته حاضرم با خانم مزبور ازدواج نمایم (صفحه9) و سپس اظهار داشته من هیچ قصد ازدواج ندارم (صفحه32) که علت این تغییرعقیده معلوم نیست. لکن به هر حال مبین آن است که خانم ر.ر. به تصور ازدواج با وی ارتباط برقرار نموده است 3- خانم ر.ر. در زمان ارتباط مزبور حدود 19 سال داشته و به علاوه در پرونده به عنوان شاکیه مطالب خود را مطرح نموده است که محکوم نمودن شخص شاکی به اتهام ارتکاب زنا محل تردید است 4- با عنایت به موارد مذکور شبهه قویه وجود دارد که اولا: محکوم علیها به تصور ازدواج با آقای ی.ع. رابطه داشته است ثانیا: با توجه به مفاد ماده 64
قانون مجازات اسلامی علم محکوم علیها به حکم عمل وی نیز ثابت نمی باشد. لذا محکومیت ایشان به اتهام زنای غیرمحصنه و نتیجتا حذف حق مطالبه ارش البکاره از ناحیه وی قابل توجیه به نظر نمی رسد. مستندا به بند 6 ماده 272
قانون آیین دادرسی کیفری و رعایت ماده 274 همان قانون با قبول درخواست اعاده دادرسی از سوی متقاضی مزبور و آقای وکیل ایشان رسیدگی مجدد به شعبه دیگر از محاکم تجدیدنظر استان ت ارجاع می گردد.
رییس شعبه 7 دیوان عالی کشور ـ مستشار
انتظاری ـ بلادی