درخصوص دعوی آقای ع.م. با وکالت خانم ف.ص. (در تاریخ 22/1/89 طی لایحه ثبت شده به شماره 8900059 عزل گردیده است) به طرفیت آقای ح.ق. به خواسته
خلع ید از ملک پلاک ثبتی 21178/124 به انضمام خسارات وارده و اجرت المثل ایام تصرف و حق الوکاله وکیل و دعوی متقابل آقای ح.ق. با وکالت آقای م.ق. به طرفیت 1- آقای ع.م. (خواهان دعوی اصلی) با وکالت خانم ف.ش. (طی لایحه ثبت شده به شماره 1454 مورخ 4/12/89 عزل گردیده است) 2- آقای الف.ی. 3- آقای م.ح. به خواسته اثبات مالکیت نسبت به ملک پلاک ثبتی 21178/124 و ابطال اسناد شماره 88216 مورخ 28/7/86 و 59399 مورخ 11/9/86 با احتساب خسارات دادرسی توضیح این که در جلسه دادرسی مورخ 7/4/89 اعلام نمودند «خواهان مالک رسمی پنج دانگ مشاع ملک موضوع دعوی بوده که از آقای الف.ی. خریداری نموده و ایشان نیز بابت طلبی که از آقای م.ح. داشته ملک مذکور را توقیف کرده بود و آقای ح.ق. با اطلاع از این موضوع ملک مذکور را از آقای ح. خریداری می نمایند. سپس ملک از طریق اجرای ثبت به آقای ی. انتقال یافته و مشارالیه نیز ملک را به موکل به فروش می رساند. لذا با توجه به مالکیت موکل تقاضای صدور
حکم بر خلع ید خوانده آقای ق. و پرداخت اجرت المثل ایام تصرف را دارد.»; وکیل خوانده نیز اظهار نموده: «موکل (آقای ح.ق.) یک دستگاه آپارتمان را طی مبایعه نامه شماره 1842 مورخ 28/1/82 به مبلغ 000/950/36 تومان خریداری کرده و ثمن معامله را به مرور پرداخت کرده و آقای م.ح. قبل از این که آپارتمان را به فروش برساند 4 فقره چک به آقای الف.ی. داده و ایشان نیز آپارتمان را بازداشت نموده لذا آقای ح. با تبانی آقای ی. آپارتمان بازداشت شده را به موکل به فروش رسانده و به تصرف موکل داده است و موکل هیچ اطلاعی از موضوع بازداشت نداشته چون اولا: آقای ح. هیچ بدهی به آقای ی. نداشته و سند بدهی صوری بوده و شهود موکل حاضرند شهادت بدهند که آقای ع.م.که وکیل آقای ی. بوده به موکل پیشنهاد کرده که ده میلیون تومان بدهند تا سند را آزاد نمایند. لذا تقاضای صدور قرار استماع شهادت شهود را دارم. ثانیا: حسب توافق نامه مورخ 1/11/82 آقای ی. با آقای ح. مصالحه نموده و در توافق نامه صراحتا ذکر شده که آقای ی. بابت چک های مذکور در توافق نامه که همان چک هایی است که بابت آن ملک در توقیف بوده هیچ گونه طلبی ندارد و آقای ح. در شورای حل اختلاف که خواهان دعوی اصلی
دعوی خلع ید مطرح نموده بود صراحتا تبانی خود با آقای ی. را ذکر کرده است.»; وکیل خواهان دعوی اصلی نیز در پاسخ اظهار نموده که «موکل وی با آقای الف.ی. تبانی نداشته و به صورت قانونی ملک را خریداری کرده است و درخصوص توافق نامه ارایه شده نیز اولا: هیچ مبلغی در آن ذکر نگردیده که این خود حاکی از عدم تسویه حساب با آقای الف.ی. دارد و در ثانی خوانده در زمان
توقیف ملک مبادرت به خرید آن نموده حال آن که هرگونه معامله در خصوص
ملک توقیف شده ممنوع می باشد.»; با عنایت به مجموع محتویات پرونده و مدارک و مستندات ارایه شده و توضیحات و لوایح تقدیمی طرفین نظر به این که مطابق نامه شماره 40416 مورخ 27/7/89 اداره ثبت کن پلاک ثبتی 21178 /124 طی نامه شماره 13207/الف مورخ 27/9/81 و نامه شماره 12620/الف مورخ 13/9/81 توسط اجرای ثبت شمیران توقیف شده است و با توجه به این که مطابق ماده 56
قانون اجرای احکام مدنی هرگونه نقل و انتقال اعم از معامله قطعی شرطی و رهنی نسبت به
ملک توقیف شده باطل و بلااثر می باشد و از آنجا که آقای م.ح. طبق دادنامه شماره 8700931 مورخ 18/12/87 صادره از شعبه 1166 دادگاه عمومی جزایی تهران که طی دادنامه شماره 783 مورخ 31/5/88 شعبه 19 دادگاه تجدیدنظر استان تهران تایید شده به اتهام تصرف و دخالت در مال توقیف شده به حبس تعزیری محکوم گردیده است بنابراین انتقال ملک مذکور از سوی آقای م.ح. به خوانده آقای ح.ق. (خواهان دعوی تقابل) طی مبایعه نامه مورخ 28/1/82 بعد از
توقیف ملک باطل بوده و فاقد آثار قانونی می باشد و استناد خوانده به شهادت شهود درخصوص تبانی آقای م.ح. با الف.ی. قطع نظر از صدور قرار منع تعقیب آقای الف.ی. از شعبه 7 بازپرسی ناحیه 10 دادسرای عمومی و انقلاب تهران در پرونده کلاسه 87/ب7/226 متعاقب شکایت خوانده از نامبرده مبنی بر
کلاهبرداری و تبانی برای بردن و انتقال مال غیر و همچنین استناد به توافق نامه مورخ 1/11/82 مبنی بر مصالحه م.ح. با آقای ع.م. و آقای الف.ی. موثر در مقام نمی باشد زیرا بیع فاسد اثری در تملک ندارد دادگاه با استناد به ماده 56 قانون فوق الاشعار و ماده 365
قانون مدنی ضمن رد دعوی تقابل خوانده دعوی خواهان اصلی را ثابت تشخیص داده با استناد به مواد 308 و 311
قانون مدنی حکم به
خلع ید خوانده از 5 دانگ مشاع پلاک ثبتی شماره 21178/124 واقع در بخش 11 تهران صادر و اعلام می نماید. درخصوص خواسته دیگر خواهان مبنی بر مطالبه اجرت المثل ایام تصرف 5 دانگ مشاع پلاک ثبتی مذکور از تاریخ تنظیم سند لغایت اجرای حکم نیز نظر به این که خوانده از تاریخ تنظیم سند پلاک ثبتی مذکور به نام خواهان (11/9/86) ملک را بدون اذن مشارالیه و بدون مجوز قانونی تصرف نموده است و با توجه به این که هیات کارشناسان که متعاقب اعتراض وکیل خوانده دعوی اصلی و خواهان دعوی متقابل به نظریه کارشناس اولیه مورخ 2/8/89 انتخاب شدند و طی نظریه مورخ 16/11/89 اجرت المثل پنج دانگ ملک مورد تصرف را از تاریخ 11/9/86 لغایت 15/11/89 مبلغ 000/700/226 ریال تعیین و اعلام نمودند و این که استدلال آقای م.ق. به شرح لایحه اعتراضیه به نظریه هیات 3 نفره کارشناسان ثبت شده به شماره 1431 مورخ 1/12/89 مبنی بر این که کارشناسان از دفاتر املاک استعلام ننمودند استدلال موجهی نیست و قابلیت توجه و ارجاع امر به هیات 5 نفره کارشناسان را ندارد و از آنجا که اعتراض موجه و موثری از ناحیه بقیه اصحاب دعوی نسبت به آن به عمل نیامده است لذا دادگاه با استناد به ماده 320
قانون مدنی خوانده آقای ح.ق. را به پرداخت مبلغ 000/700/226 ریال بابت اجرت المثل ایام تصرف از تاریخ 11/9/86 (تاریخ تنظیم سند) لغایت 15/11/89 و مبلغ 189/320/7 ریال بابت حق الوکاله وکیل در حق خواهان آقای ع.م. صادر و اعلام می نماید. مازاد خواسته خواهان مبنی بر مطالبه اجرت المثل ایام تصرف لغایت اجرای حکم با توجه به ضرورت احراز تصرف خوانده و محاسبه و تعیین اجرت المثل توسط کارشناس وجاهت قانونی نداشته و محکوم به رد است. در ضمن نظر به این که مطابق مواد 141 و 143 قانون آیین دادرسی مدنی خوانده فقط به طرفیت خواهان دعوی اصلی می تواند دعوی متقابل اقامه نماید و با توجه به این که خواهان دعوی اصلی آقای ع.م. می باشد بنابراین طرح دعوی تقابل به طرفیت آقایان الف.ی. و م.ح. فاقد وجاهت قانونی بوده دادگاه با استناد به مواد مرقوم و ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی تقابل نسبت به نام بردگان را صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری است و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می باشد.
قاضی مامور در شعبه 212 دادگاه عمومی حقوقی تهران- ابراهیمی