رای قضایی شماره 9109970906801656

رای قضایی شماره 9109970906801656

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9109970906801656


شماره دادنامه قطعی:
9109970906801656

تاریخ دادنامه قطعی:
1391/11/07

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
دخالت وکلای پایه 2 دادگستری و مشاوران حقوقی قوه قضائیه در دعاوی راجع به اصل نکاح و طلاق در محاکم بدوی و تجدیدنظر

پیام رای:
وکلای پایه 2 دادگستری و مشاوران حقوقی قوه قضائیه نمی توانند از آراء قطعی محاکم در دیوان عالی کشور اقامه دعوی فرجامی نمایند ولی اختیار شرکت در دعاوی مربوط به اصل نکاح و طلاق در محاکم بدوی و استیناف (تجدیدنظر) را دارند.

رای خلاصه جریان پرونده
خانم س.ق. با وکالت آقای الف.ج. دادخواستی به طرفیت آقای ش.د. در تاریخ 13/8/87 مطرح نموده است و با توجه به مجهول المکان بودن خوانده و تخلف او از بندهای مندرج در سند نکاحیه مستندا به مواد 1119و 1129 و 1130 قانون مدنی و تبصره الحاقی به آن به لحاظ ترک زندگی مشترک و عدم پرداخت نفقه صدورگواهی عدم امکان سازش و صدور حکم طلاق را خواستار شده است پرونده به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی بهشهر ارجاع گردیده دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت به رسیدگی با ابلاغ دادخواست و وقت بخوانده از طریق مطبوعات نموده است در جلسه مورخ 25/9/87 وکیل خواهان تصویر برابر با اصل دادنامه 87/916- مورخ 9/9/87 شعبه اول دادگاه حقوقی را که موید محکومیت زوج مجهول المکان به پرداخت نفقه از تاریخ 1/10/86 زمان عقد از قرار ماهیانه یک میلیون ریال تا زمان اجرای حکم شده است را برای اثبات تخلف زوج از شرط ضمن العقد ارایه داده است (برگ 13 پرونده) و بلاتکلیفی زوجه را از درجات عسر و حرج و صدور حکم طلاق با توجه به مستندات وی در دادخواست خواستار شده است در همین جلسه از شهود تعرفه شده زوجه در اوراق 16 الی 17 پرونده تحقیق به عمل آمده که هر دو بر این امر که زوج پس از عقد مدت کوتاهی با همسرش زندگی داشته و ناپدید شده و دیگر به محل زندگی مشترک مراجعه ای نداشته است و نفقه نیز پرداخت نکرده بیان اطلاع نموده اند. داور زوجه تعیین شده تست بارداری زوجه اعلام شده دادگاه با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه شماره 87/1193 ضمن مقدمه ای از سیر دادرسی و اظهارات وکیل زوجه و شهود او و اینکه زوج در هیچ یک از جلسات دادرسی حاضر نشده و دفاعی به عمل نیاورده است با اصرار زوجه به طلاق و عدم توفیق داور زوجه در انصراف او دعوی زوجه را وارد تشخیص و مستندا به مواد 1129و 1130 قانون مدنی عسر و حرج زوجه را محرز تشخیص و حکم بر محکومیت خوانده به اجرای صیغه طلاق رجعی زوجه صادر نموده است. از این رای وکیل زوج آقای شهرام فخفوری وکیل پایه 2 و مشاور حقوقی قوه قضاییه واخواهی نموده است دادگاه پس از تعیین وقت جهت دادرسی طرفین را دعوت نموده است در جلسه مورخ 8/12/90 وکلای طرفین حضور داشته اند وکیل واخواه گفته است واخواه (موکل) در خارج از کشور به تحصیل اشتغال دارد واخوانده باتفاق موکل به کشور آلمان رفته آدرس او را می داند ولی متاسفانه وی را مجهول المکان معرفی کرده است حتی نسبت فامیلی نیز دارند و هنوز عروسی نکرده اند و زندگی مشترک را شروع نکرده اند رایی که به عنوان دلیل ترک ترک انفاق و عدم پرداخت نفقه ارایه داده است غیابی بوده و در مرحله واخواهی نمی تواند در حالی که قطعی نشده است مستند دعوی باشد لذا دلیلی بر عسر و حرج ارایه نشده نقض رای را خواستار شده است وکیل واخوانده گفته است رای غیابی به مرحله اجرا در آمده است موکله با زوج به آلمان سفر نکرده ایشان در حال حاضر مدرک فوق تخصص رادیولوژی را دریافت نموده نکته دیگر اینکه بستگان تجدیدنظرخواه از اقدامات موکله برای طلاق و شکایت جزایی اطلاع داشته اند و حتی خواهر ایشان وکالت برای دفاع و تعیین وکیل داشته است تقاضای رد واخواهی را دارم. دادگاه طی دادنامه 91/105 واخواهی آقای ش.د. را که با وکالت آقای ش.ف. از دادنامه شماره 1193- 87 شعبه اول را وارد ندانسته زیرا آن را به نحوی که موجبات نقض رای واخواسته فراهم شود موثر ندانسته است ضمن رد واخواهی دادنامه معترض عنه را تایید نموده است. از این رای آقای ش.ف. وکیل پایه 2 دادگستری و مشاور حقوقی تجدیدنظرخواهی نموده است که پرونده پس از انجام تبادل لوایح به شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان مازندران ارجاع گردیده است هیات شعبه با این استدلال که وکیل تجدیدنظرخواه دارای پروانه وکالت پایه 2 می باشد که بر اساس ماده 25 آیین نامه اجرایی ماده 187 قانون برنامه توسعه اقتصادی با اصلاحیه بعدی حق شرکت و مداخله در چنین دعوایی ندارد قرار رد تجدیدنظرخواهی او را نسبت به دعوی طلاق صادر نموده است پس از صدور این رای وکیل مع الواسطه آقای ش.د. آقای ش.ف. را در تاریخ 8/8/91 عزل نموده است و سپس با انتخاب وکیل جدید برای موکلش آقای ش.د. نسبت به رای 91/722 شعبه 13 تجدیدنظرخواسته فرجام خواهی نموده که هنگام شور فرجام خواهی به عمل آمده با گزارش پرونده قرایت می شود.

رای شعبه دیوان عالی کشور
رای 91/722 صادره از شعبه محترم 13 تجدیدنظر استان مازندران مغابر با موازین قانونی و مفاد مواد استنادی در رای به نظر می رسد زیرا ممنوعیت وکیل پایه 2 با توجه به بند 2 ماده 1 قانون وکالت و ماده 25 آیین نامه اجرایی ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه مصوب سال 79 که ناظر بر حق دخالت وکیل پایه 2 دادگستری و مشاوران حقوقی قوه قضاییه در محاکم بدوی و استیناف (تجدیدنظر) بوده و تنها برای دعاوی مربوط به اصل نکاح و طلاق که متضمن شرکت آنان در مرحله فرجامی باشد اجازه دخالت ندارند و نمی تواند از آراء قطعی محاکم در دیوان عالی کشور اقامه دعوی فرجامی نمایند بنا به مراتب رای صادره مغایر با موازین قانونی صادر گردیده است و چون به صورت قرار اعلام شده است مستندا به بند 2 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی ماهوی به دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض ارسال می گردد.
رییس شعبه 8 دیوان عالی کشور- مستشاران
عباسیان - ناصح - اللهیاری

قاضی:
حسن عباسیان , عبدالعلی ناصح , اللهیاری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1119 - طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند: مثل این که شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سوءقصد یا سوءرفتاری نماید که زندگانی آن ها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد.

مشاهده ماده 1119 قانون مدنی

ماده 1129 - در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر را اجبار به طلاق می نماید. همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.

مشاهده ماده 1129 قانون مدنی

ماده 1130 - در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود. تبصره - عسر و حرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه ی زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصادیق عسر و حرج محسوب می گردد: 1 - ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه. 2 - اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. 3 - محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر. 4 - ضرب و شتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد. 5 - ابتلای زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه ی صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید. موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود حکم طلاق صادر نماید.

مشاهده ماده 1130 قانون مدنی

ماده 401 - پس از نقض رای دادگاه در دیوان عالی کشور رسیدگی مجدد به دادگاهی که به شرح زیر تعیین می گردد ارجاع می شود و دادگاه مرجوع الیه مکلف به رسیدگی می باشد: الف - اگر رای منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات نقض شده است رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده آن ارجاع می شود. ب - اگر رای به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شده باشد به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع می گردد. ج - در سایر موارد نقض پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه که رای منقوض را صادر نموده ارجاع می شود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه دادگاه نداشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع می شود.

مشاهده ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 1 ـ وکالت در عدلیه دارای درجات ذیل است: 1 ـ وکالت در محاکم صلح و بدایت و استیناف و تمیز. 2 ـ وکالت در محاکم صلح و بدایت و استیناف. 3 ـ وکالت در محاکم صلح و بدایت. تبصره 1 ـ منسوخ شده است. تبصره 2 ـ وزارت عدلیه می تواند بر حسب ضرورت و احتیاج از داوطلبان شغل وکالت که معلوماتشان کافی برای درجات سه گانه نیست مطابق نظامنامه مخصوص امتحان نموده اجازه وکالت در محاکم صلح یا محقق ثبت یا نزد مامورین صلح در حوزه های معین بدهد ـ اگر داوطلب مزبور در حین اجراء این قانون مشغول وکالت بوده و صلاحیت او برای درجات سه گانه فوق تصدیق نشده است از امتحان معاف خواهد بود این اشخاص کارگشا نامیده می شوند.

مشاهده ماده 1 قانون وکالت

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM