رای قضایی شماره 9109970269700258

رای قضایی شماره 9109970269700258

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9109970269700258


شماره دادنامه قطعی:
9109970269700258

تاریخ دادنامه قطعی:
1391/07/01

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
ضرورت یقینی بودن ادله اثبات جرم

پیام رای:
صرف شناسایی متهم توسط شاکی یا صرف اقرار متهم در آگاهی به چندین فقره جرم که موجب یقین قاضی و برهان قاطع دال بر بزهکاری متهم نباشد کافی برای صدور حکم محکومیت نیست.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام آقای م. فرزند ع. متولد 1373 مجرد دایر به مباشرت در سرقت گردنبند شاکیه خانم ر. در تاریخ 25/4/1390 دادگاه با عنایت به شکایت مطروح و چگونگی فرار متعاقبی و دستگیری متهم توسط مردم و مامورین و اظهارات مقدماتی متهم و تحقیقات به عمل آمده در شعبه ی دوم بازپرسی ناحیه ی 29 دادسرای تهران و مفاد قرار مجرمیت و مدلول کیفرخواست اصداری از شعبه و دادسرای مرقوم به شرح صفحات 81 و 82 پرونده و اظهارات و اقاریر متهم در جلسه ی دادگاه بزهکاری مرتکب محرز است. بنابراین دادگاه به استناد مواد 657 و 667 قانون مجازات اسلامی م.م. را به ده ماه حبس با احتساب و کسر حین الاجرا ایام بازداشت سابق (و با اعمال بند پنجم ماده ی 22 همان قانون و لحاظ وضعیت خاص مرتکب) و پانزده میلیون ریال جزای نقدی (بدل از چهار سال حبس) و به شصت ضربه شلاق و رد مال السرقه عینا یا قیمتا در حق مالباخته محکوم می نماید. راجع به دیگر اتهام متهم مبنی بر سرقت گردنبند شاکی آقای م. فرزند م. با وکالت آقای ب. فرزند الف. در تاریخ 18/3/1390 دادگاه با عنایت به تحقیقات به عمل آمده و اظهارات طرفین و مدافعات متهم دلیل وافی بر توجه اتهام به متهم حاصل نیست. مآلا به استناد اصل منیع برایت (اصل 37 قانون اساسی) و ماده ی 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری از جهت اخیر رای برایت صادر و اعلام می دارد که رای اصداری حضوری بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می باشد.
قاضی شعبه 1186 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ خجسته نیا

رای دادگاه تجدیدنظر استان
به موجب دادنامه شماره 9009972172600784 مورخ 11/10/1390 دادگاه عمومی جزایی شعبه محترم 1186 تهران آقای م. فرزند ع. به دلیل ارتکاب یک فقره سرقت موضوع شکایت خانم ر. به استناد مواد 657 667 و22 قانون مجازات اسلامی به تحمل ده ماه حبس و پانزده میلیون ریال جزای نقدی بدل از چهار سال حبس و 60 ضربه شلاق و رد مال محکوم گردیده و نسبت به شکایت آقای م. مبنی بر سرقت به لحاظ عدم کفایت ادله تبریه شده است. محکوم علیه بدوی نسبت به محکومیت خود و همچنین آقای م. با وکالت آقای ب. نسبت به رای برایت اعتراض کرده اند. محکوم علیه بدوی با ضمیمه نمودن گذشت منجز شاکیه محترمه خانم ر. به لایحه اعتراض خود بیان نموده است پشیمان است پدرش جانباز است و او وظیفه نگهداری پدرش را به عهده دارد لذا تقاضا دارد کیفر زندان او به جزای نقدی تبدیل شود (برگ 107 الی 109 پرونده) در قسمتی از لایحه تجدیدنظرخواهی آقای وکیل نیز آمده است: 1-متهم پس از دستگیری به سرقت بیش از پنجاه فقره اقرار کرده است. 2-هم سرقت از موکل وی و هم سرقت موضوع محکومیت در یک منطقه وقوع یافته است. 3-موکل وی متهم را شناسایی کرده است. لذا تقاضا دارد رای برایت نقض و رای محکومیت صادر شود (برگ 111 الی 113 پرونده) این دادگاه نظر به اینکه تعیین سه کیفر حبس و جزای نقدی و شلاق با مفاد ماده 657 قانون مجازات اسلامی مغایرت دارد پرونده را به دادگاه محترم بدوی جهت امعان نظر مجدد اعاده کرد. (برگ114 پرونده) دادگاه محترم بدوی به موجب نوشته مورخ 22/5/1391 بیان نموده است که مجازات تعیین شده برای محکوم علیه جمعا چهار سال و ده ماه حبس و شصت ضربه شلاق و رد مال بوده است که به جهات مخففه مندرج در دادنامه چهار سال حبس و شصت ضربه شلاق آن ارفاقا به پانزده میلیون ریال جزای نقدی تبدیل شده است. (برگ 114پرونده) بنا به مراتب مذکور و با توجه به مفاد تمام اوراق پرونده و در نظر گرفتن قوانین و مقررات موضوعه و اصول راهنمای دادرسی کیفری اولا: اعتراض محکوم علیه بدوی را وارد تشخیص نمی دهد زیرا اساس دادنامه بدوی یعنی احراز بزهکاری تجدیدنظرخواه با نحوه دستگیری وی (برگ 1 پرونده) و اقاریر مقرون به واقع نامبرده در دادسرا و دادگاه محترم بدوی (برگ های 13 76 و 99 پرونده) سازگار است و مغایر قانون به نظر نمی رسد. النهایه نظر به اینکه شاکیه محترمه گذشت منجز خویش را اعلام داشته است و تجدیدنظرخواه فاقد سابقه کیفری است مجازات وی از آنچه در رای بدوی آمده است به استناد تبصره 2 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب به تحمل چهار ماه حبس و پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی تغییر می یابد و با این اصلاح به استناد تبصره 4 ماده 22 قانون مزبور رای بر تایید دادنامه معترض عنه در نتیجه صادر می گردد. ثانیا: اعتراض آقای م.ص. وارد تشخیص داده نمی شود. زیرا صرف اینکه محل وقوع سرقت اموال وی همان محل دستگیری محکوم علیه است و یا اینکه وی متهم را شناسایی کرده است و یا اینکه متهم در آگاهی به بیش از پنجاه فقره سرقت اقرار کرده است کافی برای صدور حکم محکومیت نبوده است برای اینکه صدور حکم محکومیت نیازمند یقین قضایی و برهان قاطع دال بر بزهکاری است که در این پرونده در خصوص شکایت آقای ص. چنین یقینی فراهم نبوده است. علی هذا نظر به اینکه بر اساس حدس و احتمال و ظن و گمان نمی توان رای محکومیت صادر نمود به استناد ماده 240 قانون آیین دادرسی کیفری رای بر رد اعتراض آقای ص. صادر می گردد. این رای قطعی است.
رییس شعبه 63 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
محمدعلی زاده اشکلک ـ ناصری نژاد

قاضی:
ناصری نژاد , محمدعلی زاده اشکلک , خجسته نیا

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 657 ـ دیه ترک خوردن هر یک از استخوان های ترقوه سی و دو هزارم دیه موضحه آن بیست و پنج هزارم دیه دررفتگی آن بیست هزارم و دیه سوراخ شدن آن ده هزارم دیه کامل است.

مشاهده ماده 657 قانون مجازات اسلامی

ماده 667 ـ قطع بیضه ها یا اندام تناسلی مردانه خنثای ملحق به مرد موجب دیه کامل است. قطع بیضه ها یا اندام تناسلی مردانه خنثای مشکل یا ملحق به زن موجب ارش است.  

مشاهده ماده 667 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 ـ انحلال شخص حقوقی و مصادره اموال آن زمانی اعمال می شود که برای ارتکاب جرم به وجود آمده یا با انحراف از هدف مشروع نخستین فعالیت خود را منحصرا در جهت ارتکاب جرم تغییر داده باشد.

مشاهده ماده 22 قانون مجازات اسلامی

ماده 240 ـ قرار بازداشت متهم باید فوری نزد دادستان ارسال شود. دادستان مکلف است حداکثر ظرف بیست و چهار ساعت نظر خود را به طور کتبی به بازپرس اعلام کند. هرگاه دادستان با قرار بازداشت متهم موافق نباشد حل اختلاف با دادگاه صالح است و متهم تا صدور رای دادگاه در این مورد که حداکثر از ده روز تجاوز نمی کند بازداشت می شود.

مشاهده ماده 240 قانون آیین دادرسی کیفری

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM