در تاریخ 1392/12/20 آقای س.ع. به وکالت از طرف آقای م.م. به طرفیت خانم ن.د. دادخواستی به خواسته فسخ نکاح تقدیم و توضیح داده که موکل طبق سند ازدواج پیوست با خوانده ازدواج نموده و هم اکنون متوجه شده که خوانده یک بار قبلا ازدواج نموده و
طلاق گرفته است و اقدام به اخذ شناسنامه جدیدی نموده و این موضوع را از همسرش مخفی نموده لذا با استناد به ماده 1128
قانون مدنی تقاضای صدور حکم فسخ نکاح را دارم. دادخواست مطروحه در شعبه 277 دادگاه خانواده تهران ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد. خانم خ.الف. وکیل پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالت نامه از جانب زوجه اعلام وکالت نموده است. در جلسه دادرسی مورخ 1393/2/1 که با حضور وکلای طرفین تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت: «موکل در تاریخ 1390/7/17 با خوانده ازدواج دایم نموده و به دلیل اختلاف و عدم سازگاری خوانده و عدم تمکین وی موکل اقدام به طرح دعوی تمکین علیه خوانده می نماید که در همین راستا متوجه جدید بودن سریال شناسنامه خوانده می گردد که پس از پیگیری از اداره
ثبت احوال تهران متوجه می گردد که نامبرده قبلا ازدواج نموده و
طلاق گرفته است و به دلیل اینکه اراده موکل در جهت ازدواج با خوانده عدم سابقه ازدواج یا
طلاق بوده بلافاصله اقدام به فسخ نکاح می نماید. لذا مستندا به ماده 1128
قانون مدنی صدور حکم بر فسخ نکاح فی مابین موکل و خوانده مورد استدعاست.» وکیل خوانده اظهار داشت: «موکل در روز خواستگاری هم به ایشان و هم به خانواده خواهان اعلام داشته که قبلا عقد کرده و
طلاق گرفته و حتی مهلت یک هفته ای به خانواده زوج داده تا تصمیم خود را بگیرند که زوج و خانواده اش اعلام داشتند که مشکلی ندارد که در این رابطه شهودی داشته که حاضرند در محضر دادگاه شهادت دهند. ثانیا: با توجه به اینکه فسخ از موارد فوری می باشد این ادعای خواهان کذب محض می باشد که برای طرح دعوی تمکین متوجه این مورد شده اند. چرا که اولا: برای دختر باکره نمی توان دادخواست تمکین را مطرح کرد. ثانیا: با توجه به دادخواست زوجه که توسط اینجانب در شعبه 202 مطرح گردیده مبنی بر مطالبه
نفقه و
مطالبه مهریه خواهان برای اینکه بخواهد حق وحقوق مسلم موکله را پایمال کند اقدام به چنین کاری کرده است و ادعا می کند که تازه متوجه شده که زوجه به ایشان نگفته که ازدواج قبلی داشته است. لذا صدور حکم به رد دعوی خواهان مورد استدعاست.» سپس دادگاه با توجه به اظهارات وکلای طرفین قرار استماع شهادت شهود حاضر در مجلس خواستگاری یا انجام عقد را صادر نموده و مقرر داشته که سابقه ازدواج خوانده از اداره
ثبت احوال استعلام شود. در پاسخ واصله از اداره
ثبت احوال منطقه شرق تهران به شرح برگ 14 پرونده نام همسر اول زوجه آقای ج.ص. و تاریخ ازدواج 1382/1/7 و تاریخ
طلاق 1382/11/29 و همسر دوم نامبرده آقای م.م. و تاریخ ثبت ازدواج 1390/7/17 اعلام شده است. در جلسه دادرسی مورخ 93/2/14 که با حضور زوجین و وکلای آنان تشکیل گردیده زوجه مادر و پدر خود را به عنوان شاهد معرفی نموده که شهود تعرفه شده به اتفاق اظهار داشتند که: «خواهان و مادر و خواهرش بودند که گفتیم دختر ما عقد قبلی داشته و چون داماد مناسب نبود متارکه کردند. خودش و مادرش گفتند اشکالی ندارد. ما گفتیم بروید یک هفته فکرهایتان را بکنید. گفتند اشکالی ندارد و نیازی نیست.» زوج خواهان مادر و خاله و خواهر خود را به عنوان شاهد معرفی نموده مادر خواهان اظهار داشت: «اصلا صحبت از عقد قبلی دختر (خوانده) نبوده فقط چند بار مادرخوانده گفت برای دخترم قبلا شیرینی خوردند. اگر می گفت که عقد قبلی داشته است از او می پرسیدیم که چی شده که جدا شدند.» خاله خواهان اظهار داشت: «اولین بار خودم در شمال از مادر زوجه سوال کردم دخترت شوهر کرده؟ گفت نه و در مراسم خواستگاری هم صحبتی از عقد قبلی نشده است.» خواهر خواهان گفته است: «به کلام الله قسم می خورم که خانواده خانم نگفتند عقد قبلی داشته است. گفتند مدت دو هفته شیرینی خورده بودند و هیچ اسمی از عقد قبلی برده نشده.» آقای ر.ر. که ظاهرا به عنوان گواه از طرف زوجه معرفی گردیده و خود را داماد خانواده ایشان معرفی نموده اظهار داشت: «در مراسم خواستگاری صحبتی از ازدواج قبل خانم د. نشد ولی بعدا خانم د. و مادرش گفتند که ما به آقای م. گفتیم که ایشان قبلا نامزد کرده است و این مطلب را کاملا تایید می نمایم.» سپس دادگاه اظهارات وکلای طرفین را که تکرار همان مطالب مطروحه در جلسه قبلی بوده استماع و در صورت مجلس منعکس نموده و سرانجام با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 217 - 1393/2/15 پس از ذکر مقدمه ای از چگونگی اقامه دعوی و مدافعات وکیل خوانده با توجه به اظهارات شهود طرفین ازجمله اظهارات والدین زوجه مبنی بر اینکه ضمن اعلام مراتب ازدواج قبلی دخترشان به زوج و خانواده اش درخواست کردند که مدت یک هفته در این خصوص فکر کنید و اظهارات خاله زوج و مادرش مبنی بر اینکه خانواده زوجه نزدشان عنوان کردند که دخترشان را قبلا برای کس دیگر شیرینی خوردند که از نظر دادگاه و مطابق عرف متداول به معنای خواستگاری قبلی برای دختر است که منجر به اجابت از سوی زوجه شده است می باشد و با توجه به اظهارات وکیل زوجه مبنی بر اینکه پس از آنکه زوجه
مهریه اش را از طریق دادگاه مطالبه کرده زوج دعوی فسخ نکاح را مطرح نموده است که همگی دلالت بر اطلاع زوج از ازدواج قبلی زوجه قبل از عقد دارد. بنابراین دعوی خواهان را غیرثابت تشخیص حکم به رد دعوی مطروحه صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوج نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 694 - 93 مورخ 1393/4/25 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را مطابق دلایل موجود در پرونده و موازین قانونی تشخیص و ضمن رد اعتراض مطروحه دادنامه معترض عنه را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1393/5/27 به وکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1393/6/16 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجام خواهی نموده که نسخه ثانی دادخواست و ضمایم آن به زوجه ابلاغ شد ولی لایحه جوابیه ای از ایشان در پرونده مشهود نیست. پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لایحه فرجامی به هنگام شور قرایت می گردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای عباسیان عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: