در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم الف.س. با وکالت آقای م.ع. به طرفیت 1- آقای الف.ی. 2- آقای الف.ی. و غیره نسبت به دادنامه شماره 1028 مورخ 1393/7/7 شعبه محترم 272 دادگاه عمومی حقوقی تهران در پرونده کلاسه 672 مبنی بر صدور حکم بر بطلان دعوی مطالبه
نفقه معوقه و اجرت المثل کارهای انجام شده در طول سنوات زندگی مشترک با توجه به مجموع محتویات پرونده و امعان نظر در اوراق و مندرجات آن مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی و لوایح دفاعیه طرفین مدلول دادنامه تجدیدنظرخواسته رای صادر شده دادگاه بدوی بر اساس مستندات موجود در پرونده صادر نگردیده و تجدیدنظر خواهی وارد تشخیص داده می شود. زیرا اولا: خواهان جهت اثبات ادعای خویش در متن دادخواست اولیه به شهادت شهود استناد و استشهادیه ای تقدیم کرده است که دادگاه وفق مقررات
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی وظیفه داشته ضمن صدور قرار استماع شهادت از شهود تعرفه شده استماع گواهی بنماید که این امر صورت نپذیرفته است. ثانیا: مطابق تبصره ذیل ماده 336
قانون مدنی جهت تحقق شرایط و بررسی آنها دادگاه باید تحقیقات لازم را معمول دارد که این امر نیز محقق نشده است. ثالثا: دادگاه بدوی در دادنامه اصداری مرقوم داشته اند که در مورد اجرت المثل نیز خواندگان اظهار داشته اند که تقاضای اجرت المثل به استناد تبصره الحاقی به ماده 336
قانون مدنی که در سال 1385 تصویب شده عطف به ماسبق نمی شود و ماده واحده اصلاح مقررات
طلاق ناظر بر
طلاق از طرف مرد است و زوجه مستحق اجرت المثل نمی باشد و بدون اینکه در این خصوص اظهارنظر نماید دفعتا مرقوم داشته اند که لذا دادگاه دعوی را ثبات ندانسته و مستندا به ماده 197
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم بر بطلان دعوی صادر و اعلام می دارد؛ در حالیکه مردود بودن این اظهارات بدیهی است. لذا این دادگاه با عنایت به مراتب فوق چون در فرض مذکور دادگاه بدوی در جایگاه صدور اتخاذ رای در ماهیت دعوی نبوده است با تلقی نمودن رای صادر شده به قرار و نقض آن به استناد ماده 353
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی پرونده را جهت رسیدگی مجدد پس از صدور قرار استماع شهادت شهود و استماع گواهی گواهان مورد ادعای خواهان و تحقیقات در خصوص شرایط تبصره ذیل ماده 346
قانون مدنی و سپس صدور رای مقتضی به دادگاه بدوی ارسال می دارد. این رای قطعی است.
رییس و مستشار شعبه 24 دادگاه تجدید نظر استان تهران
رای دادگاه
در خصوص دعوی خانم الف.س. با وکالت آقای م.ع. به طرفیت خانم ها 1-الف.ی. و 2-الف.ی. و غیره به خواسته مطالبه
اجرت المثل ایام زوجیت با مرحوم ف.ی. از تاریخ 1353/3/26 لغایت انحلال عقد نکاح فوت همسرش به تاریخ 1374/11/2 و مطالبه
نفقه معوقه از تاریخ 1363/2/12 و
خسارت دادرسی نظر به اظهارات خواهان و مدافعات خواندگان و با توجه به اینکه خواهان به گواهی گواهان استناد نموده است لیکن مودای شهادت شهود معرفی شده خواهان به لحاظ عدم اطلاعات کافی آنان از وضعیت زندگی خواهان با همسرش و اینکه شهود صرفا با پدر خواهان دوستی داشته و در تهران اقامت داشته اند و به منزل مشترک خواهان با همسرش که در شهرستان شیراز بوده است رفت و آمد نداشته اند افاده قطع و یقین نمی نماید و با توجه به اظهارات خواهان که عنوان نموده است: همسرش مرحوم ف.ی. ترک منزل طولانی نداشته و اینکه دلیلی که حکایت از عدم پرداخت
نفقه باشد از طرف خواهان به دادگاه ارایه نگردیده است و در مورد مطالبه
اجرت المثل ایام زوجیت با توجه به اینکه فوت همسر خواهان در تاریخ 1374/11/2 بوده و اینکه مطالبه
اجرت المثل ایام زوجیت تا تاریخ 1374/11/2 در زمان حاکمیت ماده واحده اصلاح مقررات
طلاق بوده است که در صورت تقاضای
طلاق از سوی زوج زوجه را مستحق اجرت المثل می دانسته است در حالیکه تبصره الصاقی ماده 336
قانون مدنی مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام مصوب سال 1385 بوده که زوجه را در هر شرایطی اعم از ایام زوجیت و
طلاق از سوی زوج مستحق اجرت المثل می داند و نظر به منطوق و سیاق ماده 4
قانون مدنی که تصریح دارد اثر قانون نسبت به آتیه است و قانون نسبت به ماقبل خود اثر ندارد و با توجه به اینکه تبصره الحاقی ماده 336
قانون مدنی عطف به ماسبق نمی شود که خواهان را مستحق
اجرت المثل ایام زوجیت تا تاریخ 1374/11/2 بداند و با توجه به اینکه بعد از تاریخ فوت شوهرش مبادرت به طرح دعوی علیه
وراث برای مطالبه
نفقه و اجرت المثل نموده است علت آن را مزاحمت های خانواده شوهرش عنوان نموده است نظر به مراتب فوق دادگاه دعوی خواهان را غیر ثابت و غیر وارد تشخیص مستندا به ماده 197
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم به بیحقی خواهان صادر و اعلام می نماید. رای صادره ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه 272 دادگاه عمومی حقوقی تهران
یاسینی