رای قضایی شماره 9309970220700856

رای قضایی شماره 9309970220700856

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970220700856


شماره دادنامه قطعی:
9309970220700856

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/08/26

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
شرط استماع دعوی الزام به تحویل مبیع غیرمنقول

پیام رای:
دعوای الزام به تحویل مبیع غیرمنقول بدون درخواست الزام به تنظیم سند رسمی انتقال ورود به موضوع تحقق بیع و آثار ناشی از آن از جمله انتقال مالکیت بدون تغییر مندرجات دفتر املاک بوده و غیرقابل استماع است.

رای دادگاه بدوی
در خصوص واخواهی شرکت تعاونی م.پ.ح.ج. با وکالت آقای ف.ج. به‬ طرفیت آقای م.ک. نسبت به دادنامه شماره 1248-1392/12/24 صادره از سوی این شعبه که در جلسه دادرسی آقایان 1-ح.الف. 2- م.الف. به وکالت از واخوانده وارد دعوی شده اند و ماحصل ادعای واخواه این است که 1-طبق ماده 15 قرارداد فی‬مابین اختلاف ناشی از تفسیر و یا اجرای مفاد قرارداد تا تاریخ تنظیم سند رسمی انتقال به وسیله داور واحد مرضی ‬الطرفین با داشتن اختیار صلح و سازش حل و فصل خواهد شد 2-تحویل آپارتمان منوط به ایفاء تعهدات متقاضی تا زمان تحویل بوده است و مبلغ قرارداد قطعی نبوده و دارای نوسان طبق ماده 5 قرارداد می باشد 3- چنانچه خوانده به تعهد خود نسبت به پرداخت اقساط اقدام ننماید طبق ماده 8 قرارداد منفسخ و موکل طبق ماده 8 طی اظهارنامه مراتب انفساخ قرارداد اعلام نموده است دادگاه نظر به مراتب فوق و دفاعیات وکلای محترم واخوانده قطع نظراز اینکه در قرارداد داور مرضی ‬الطرفین مشخص نشده و مقرر بوده که بعد از حدوث اختلاف داور مرضی ‬الطرفین مشخص شود و مراجعه عضو به دادگاه به منزله عدم تراضی داور می‬ باشد توجها به اینکه در ذیل ماده 15 قرارداد عدم پرداخت اقساط و فسخ قرارداد متصرف از موارد ارجاع امر به داوری می باشد و واخواه و وکیل ایشان ادنی دلیلی بر مطالبه اقساط ارایه ننموده اند و ارسال اظهارنامه آن بعد از چندین سال از تاریخ انقضاء مدت از تحویل موضوع قرارداد دلالت بر انحلال قرارداد ندارد لذا دادگاه نظر به اینکه دلیل کافی جهت فسخ دادنامه غیابی از سوی واخواه و وکیل ایشان ارایه نشده است و مستندا به مواد 305 و 306 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد واخواهی حکم به تایید و ابرام دادنامه غیابی مذکور صادر و اعلام می دارد رای صادره حضوری و ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 216 دادگاه عمومی حقوقی تهران
مجرد

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ف.ج. به وکالت از شرکت تعاونی م.پ.ح.ج. به طرفیت تجدیدنظرخوانده آقای م.ک. نسبت به دادنامه شماره 393 مورخه 1393/5/5 شعبه 216 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به‬موجب آن واخواهی تجدیدنظرخواه نسبت به دادنامه شماره 1248 مورخه 1392/12/24 همان دادگاه که متضمن محکومیت تجدیدنظرخواه به ایفاء تعهد و تکمیل و تحویل یک‬دستگاه آپارتمان به مساحت هفتاد و پنج متر مربع صادر گردیده رد و دادنامه اخیرالذکر تایید شده است دادگاه در خصوص ایراد وکیل تجدیدنظرخواه به صلاحیت دادگاه و موضوع دادرسی نظر به این که حسب تصریح قسمت ذیل ماده 15 قرارداد اختلاف مربوط به تعهدات موضوع ماده 3 قرارداد از شمول رجوع به داوری مستثنی شده و حسب تصریح مقرر در تبصره 2 تحویل آپارتمان جزء تعهداتی بوده که خارج از شمول ارجاعی ماده 15 می باشد ایراد وکیل تجدیدنظرخواه در این خصوص مردود اعلام و صرف‬نظر از ادعای وکیل تجدیدنظرخواه در خصوص فسخ قرارداد اساسا الزام بایع به تحویل مبیع ناشی از قرارداد و انتقال مالکیت به لحاظ تحقق عقد بیع می باشد و در وصفی که با توجه به مقررات مواد 9 و 11 قانون ثبت اسناد و املاک کشور و آگهی شماره 1326 ثبت اموال غیرمنقول در شهر تهران از تاریخ 1309/1/1 اجباری گردیده و مواد 46 و 47 قانون ثبت اسناد و املاک ثبت معاملات راجع به اموال غیرمنقول را الزام ‬آور اعلام و ماده 48 همان قانون ضمانت اجراء آن را مقرر داشته نظر به این که الزام به تحویل مبیع بدون الزام به تنظیم سند رسمی انتقال و انجام تکلیف مقرر در مواد 46 و 47 قانون ثبت اسناد و املاک یعنی ورود به موضوع تحقق بیع و آثار ناشی از آن از جمله انتقال مالکیت و مالک شناختن مدعی الزام بدون تغییر مندرجات دفتر املاک و بر خلاف حکم مقرر در ماده 48 قانون ثبت و اصدار حکم در تعارض با مقررات ماده 22 قانون ثبت اسناد و املاک می باشد و نظر به اینکه حکم دادگاه نمی ‬تواند در تعارض با حکم مقرر در مقررات قانونی باشد لهذا دادنامه تجدیدنظرخواسته در خور نقض می باشد مستندا به تبصره ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 358 همان قانون ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته قرار رد دعوی نخستین تجدیدنظرخوانده آقای م.ک. را صادر و اعلام می دارد رای صادره قطعی می باشد.
رییس و مستشار شعبه 7 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
کوهکن – شریعت

قاضی:
مجرد , کوهکن , شریعت

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 305 - محکوم علیه غایب حق دارد به حکم غیابی اعتراض نماید. این اعتراض واخواهی نامیده می شود. دادخواست واخواهی در دادگاه صادر کننده حکم غیابی قابل رسیدگی است.

مشاهده ماده 305 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 306 - مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم کشورند بیست روز و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند دو ماه از تاریخ ابلاغ واقعی خواهد بود مگر اینکه معترض به حکم ثابت نماید عدم اقدام به واخواهی در این مهلت به دلیل عذر موجه بوده است. در این صورت باید دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه صادر کننده رای اعلام نماید. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخیص داد قرار قبول دادخواست واخواهی را صادر و اجرای حکم نیز متوقف می شود. جهات زیر عذر موجه محسوب می گردد: 1 - مرضی که مانع از حرکت است. 2 - فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد. 3 - حوادث قهریه از قبیل سیل زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد. 4 - توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد. تبصره 1 - چنانچه ابلاغ واقعی به شخص محکوم علیه میسر نباشد و ابلاغ قانونی به عمل آید آن ابلاغ معتبر بوده و حکم غیابی پس از انقضاء مهلت قانونی و قطعی شدن به موقع اجراء گذارده خواهد شد. درصورتی که حکم ابلاغ واقعی نشده باشد و محکوم علیه مدعی عدم اطلاع از مفاد رای باشد می تواند دادخواست واخواهی به دادگاه صادرکننده حکم غیابی تقدیم دارد. دادگاه بدوا خارج از نوبت در این مورد رسیدگی نموده قرار رد یا قبول دادخواست را صادر می کند. قرار قبول دادخواست مانع اجرای حکم خواهد بود. تبصره 2 - اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تامین متناسب از محکوم له خواهد بود. مگر اینکه دادنامه یا اجرائیه به محکوم علیه غایب ابلاغ واقعی شده و نامبرده در مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ دادنامه واخواهی نکرده باشد. تبصره 3 - تقدیم دادخواست خارج از مهلت یادشده بدون عذر موجه قابل رسیدگی در مرحله تجدیدنظر برابر مقررات مربوط به آن مرحله می باشد.

مشاهده ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 348 - جهات درخواست تجدیدنظر به قرار زیر است : الف - ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه. ب - ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود. ج - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی. د - ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای ه- ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی. تبصره - اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد درصورت وجود جهات دیگر مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می نماید.

مشاهده ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 9 - در نقاطی که اداره ثبت موجود است از تاریخ اجرای این قانون و در سایر نقاط پس از تشکیل اداره یا دایره ی ثبت وزارت عدلیه حوزه ی هر اداره یا دایره ی ثبت را به چند ناحیه تقسیم کرده و به ثبت کلیه ی اموال غیرمنقول واقعه در هر ناحیه اقدام می کند.

مشاهده ماده 9 قانون ثبت اسناد و املاک

ماده 11 - از تاریخ انتشار اولین آگهی مذکور در ماده ده ؛ تا شصت روز باید متصرفین به عنوان مالکیت و اشخاص مذکور در دو ماده 27 و 32 نسبت به املاک واقع در آن ناحیه به وسیله ی اظهارنامه درخواست ثبت نمایند. اداره ی ثبت مکلف است تا نود روز پس از انتشار اولین آگهی مذکور صورت کلیه ی اشخاصی را که اظهارنامه داده اند با نوع ملک و شماره ای که از طرف اداره ثبت برای هر ملک معین شده در روزنامه ها آگهی نماید و این آگهی تا شصت روز فقط در دو نوبت به فاصله ی سی روز منتشر خواهد شد. مامور انتشار آگهی ها پس از انتشار و الصاق آگهی ها باید گواهی انتشار از کدخدای محل یا ژاندارمری یا پاسبان اخذ و تسلیم اداره ی ثبت نماید و در این موارد کدخدا و سایر مامورین دولتی باید به مامورین ثبت مساعدت نموده و گواهی لازم را به مامور ثبت بدهند. (اصلاحی 10/07/1317) تبصره - در مورد اراضی و املاکی که آثار تصرف مالکانه ی فعلی کسی نسبت به آن ها موجود نباشد درخواست ثبت از کسی پذیرفته می شود که بر مالکیت یا بر تصرف سابق خود به عنوان مالکیت یا بر تصرف خود به عنوان تلقی از مالک یا قائم مقام قانونی مدارکی داشته باشد. چنان چه تقاضای ثبت نسبت به این قبیل املاک به یکی از عناوین مذکور در دو ماده 27 و 32 باشد در صورتی تقاضای ثبت پذیرفته می شود که تقاضاکننده مدارکی بر عنوان مذکور یا بر تصرف سابق خود به آن عنوان یا بر تصرف کسی که تقاضاکننده قائم مقام قانونی او محسوب می شود داشته باشد. (الحاقی 10/07/1317)

مشاهده ماده 11 قانون ثبت اسناد و املاک

ماده 46 - ثبت اسناد اختیاری است مگر در موارد ذیل: 1- کلیه ی عقود و معاملات راجع به عین یا منافع املاکی که قبلا در دفتر املاک ثبت شده باشد. 2- کلیه ی معاملات راجع به حقوقی که قبلا در دفتر املاک ثبت شده است.

مشاهده ماده 46 قانون ثبت اسناد و املاک

ماده 47 - در نقاطی که اداره ی ثبت اسناد و املاک و دفا تر اسناد رسمی موجود بوده و وزارت عدلیه مقتضی بداند ثبت اسناد ذیل اجباری است: 1- کلیه ی عقود و معاملات راجعه به عین یا منافع اموال غیرمنقوله که در دفتر املاک ثبت نشده. 2- صلحنامه و هبه نامه و شرکتنامه.

مشاهده ماده 47 قانون ثبت اسناد و املاک

ماده 22 - همین که ملکی مطابق قانون در دفتر املاک به ثبت رسید دولت فقط کسی را که ملک به اسم او ثبت شده و یا کسی که ملک مزبور به او منتقل گردیده و این انتقال نیز در دفتر املاک به ثبت رسیده یا اینکه ملک مزبور از مالک رسمی ارثا به او رسیده باشد مالک خواهد شناخت. در مورد ارث هم ملک وقتی در دفتر املاک به اسم وارث ثبت می شود که وراثت و انحصار آن ها محرز و در سهم الارث بین آن ها توافق بوده و یا در صورت اختلاف حکم نهایی در آن باب صادر شده باشد. تبصره - حکم نهایی عبارت از حکمی است که به واسطه ی طی مراحل قانونی و یا به واسطه ی انقضای مدت اعتراض و استیناف و تمیز دعوایی که حکم در آن موضوع صادر شده از دعاوی مختومه محسوب شود.

مشاهده ماده 22 قانون ثبت اسناد و املاک

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM