خانم ب.خ. فرزند م. دادخواستی به طرفیت آقای ف.خ. فرزند ع. و به خواسته صدور حکم و گواهی عدم امکان سازش یا
طلاق را تقدیم کرده و توضیح داده است در تاریخ 13/3/1393 به موجب
سند رسمی به شماره ترتیب 1287 دفتر ثبت ازدواج شماره 9 حوزه ثبت ایلام به عقد ازدواج دایمی خوانده درآمده ام و فرزندی نداریم به علت عدم تفاهم در زندگی مشترک و اینکه اهل زندگی نیست درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش و صدور حکم
طلاق را دارم شعبه چهارم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ایلام در وقت مقرر با حضور طرفین دعوی تشکیل شده است خواهان اظهار داشته خوانده همسر شرعی و قانونی من است مدت سه سال است با هم ازدواج کرده و فاقد فرزند می باشیم و دو سال است که در منزل پدرم می باشم در این مدت سراغی از من نگرفته و بیکار است قبلا در یک زیرزمین زندگی می کردیم با توجه به اینکه از فرزند صاحبخانه مراقبت می کردم چیزی از ما نمی گرفت در عسروحرج شدید قرار دارم و ادامه زندگی برایم مقدور نیست در مورد حقوق مالی
مهریه خود را نمی خواهم و به لحاظ کراهت از شوهرم در صورت
طلاق 50 سکه از
مهریه را می بخشم. خوانده اظهار داشته با
طلاق موافق نیستم در مورد
نفقه همسرم قبلا به پرداخت یک میلیون و صد هزار تومان محکوم شدم که پرداخت کردم خودش منزل مشترک را ترک کرده و حکم تمکین در دادگاه تجدیدنظر صادر شده درخواست رد دعوی را دارم دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر کرده است داور زوجه به شرح صفحه 24 پرونده و داور زوج به شرح صفحه 26 پرونده اعلام کرده اند تلاش آنان جهت صلح و سازش زوجین موثر واقع نشده است خانم ب.خ. جهت آزمایش بارداری به پزشکی قانونی ایلام معرفی شده است که نتیجه بارداری منفی اعلام شده است. دادگاه در وقت فوقالعاده تشکیل و قید نموده زوج دادنامه قطعی حکم تمکین زوجه را پیوست پرونده کرده است (دادنامه شماره 750-18/6/91 شعبه 2 دادگاه تجدیدنظر استان ایلام مبنی بر تایید دادنامه شماره 475-18/3/91 شعبه 4 دادگاه عمومی حقوقی ایلام) سپس از دو نفر گواه تعرفه شده از سوی خواهان به شرح اوراق 30 و 31 پرونده تحقیق کرده است. با اعلام تمایل خواهان به تمکین دادگاه او را برای اخذ توضیح ظرف 5 روز از تاریخ رویت اخطاریه دعوت کرده است خواهان به موجب لوایح (صفحات 46 و 47 و 50 پرونده) درخواست نموده سوابق همسرش از اداره تشخیص هویت در خصوص اعتیاد استعلام شود و 7 ماه است که
نفقه او را نپرداخته است و از
مهریه خود 150 سکه بهار آزادی را در قبال
طلاق بذل و مابقی 50 سکه را می خواهد. اداره تشخیص هویت پلیس آگاهی ایلام سوابق ف.خ. را فرار از خدمت و سهلانگاری منجر به فراری دادن زندانی و دو مورد محکومیت مالی اعلام کرده است. شعبه چهارم دادگاه عمومی حقوقی دادگستری ایلام به موجب رای شماره 1573-28/10/1392 در خصوص دعوی خواهان به شرح فوق با احراز رابطه زوجیت دایمی فی مابین طرفین دعوی و اینکه مساعی دادگاه و داوران در جهت صلح و سازش زوجین موثر واقع نشده است و زوجه جهت تست بارداری به پزشکی قانونی معرفی که اعلام شده باردار نمی باشد و با توجه به اظهارات خواهان مبنی بر اینکه از سوی خوانده طرد شده و مدت سه سال است که بلاتکلیف رها شده و نظر به شهادت شهود که حکایت از صحت اظهارات خواهان دارد و اینکه زوج شرایط و امکانات تمکین زوجه را فراهم ننموده است ادامه زندگی مشترک را موجب وقوع خواهان در عسروحرج شدید و غیرقابلتحمل دانسته و به استناد ماده 1130
قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش زوجین را صادر و اعلام نموده زوج را به مطلقه نمودن زوجه محکوم می نماید طرفین می توانند با مراجعه به دفاتر اسناد رسمی ثبت
طلاق پس از اجرای صیغه
طلاق نسبت به ثبت آن اقدام نمایند رعایت شرایط صحت
طلاق بر عهده مجری صیغه
طلاق می باشد در مورد حقوق مالی نظر به اینکه زوجه تنها مطالبه 50 عدد سکه بهار آزادی از
مهریه خود را با اعلام کراهت از زوج را نموده زوج مکلف است 50 عدد سکه بهار آزادی از
مهریه را به زوجه پرداخت نماید و مازاد از 50 سکه بهار آزادی از
مهریه خود را با اعلام کراهت از زوج بذل می نماید زوجین فاقد فرزند مشترک می باشند نوع
طلاق خلعی و باین است عده
طلاق سه طهر می باشد مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش سه ماه از تاریخ ابلاغ دادنامه قطعی است. آقای ف.خ. نسبت به دادنامه یاد شده تجدیدنظرخواهی به عمل آورده است که پس از پاسخ تجدیدنظرخوانده شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان ایلام به موجب رای شماره 95-24/2/1393 در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ف.خ. نسبت به دادنامه فوق الذکر را وارد دانسته با این استدلال که اولا با ملاحظه دادخواست بدوی معلوم می گردد که خواهان بدوی تقاضای صدور حکم و گواهی عدم امکان سازش یا
طلاق را عنوان نموده و قید کرده با همسرش تفاهم در زندگی ندارند. ثانیا: در جلسه اول دادگاه بدون تغییر خواسته خود یا سبب آن وارد یکسری موارد مربوط به عسروحرج شده که دلایل کافی ارایه نداده است سپس در پایان مطالب خود عنوان نموده از شوهرش کراهت دارد و پنجاه عدد سکه از
مهریه خود را می خواهم به عبارتی مدعی
طلاق از نوع خلع شده است آنچه مسلم است اینکه دادخواست مشارالیها همان عنوان ابتدایی مذکور در دادخواست نخستین است که چون حسب ماده 1133
قانون مدنی در چنین وصفی اختیار
طلاق با مرد است و زن صرفا در مورد عسر و حرج و یا کراهت و مواردی نظیر غیبت شوهر می تواند تقاضای
طلاق نماید به تعبیر دیگر زوجه حق طرح چنین دعوایی نداشته و به لسان حقوقی دعوی (یعنی عدم تفاهم) به فرض ثبوت برای خواهان بدوی فاقد اثر قانونی است بنابه مراتب دعوی مطابق مقررات طرح نشده است و با پذیرش دادخواست تجدیدنظر رای تجدیدنظرخواسته را نقض و به استناد ماده 2 و بند 7 ماده 84 و ماده 89 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار رد دعوی خواهان را صادر و اعلام کرده است. خانم ب.خ. نسبت به دادنامه فوق الذکر فرجام خواهی به عمل آورده است که پس از ارسال نسخه ثانی دادخواست فرجامی و ضمایم به فرجام خوانده پرونده به دیوانعالیکشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است لایحه اعتراضیه به هنگام شور قرایت می شود.