رای قضایی شماره 9309970925000997

رای قضایی شماره 9309970925000997

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970925000997


شماره دادنامه قطعی:
9309970925000997

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/06/16

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
استفاده از سند مجعول جهت انتقال مال غیر

پیام رای:
استفاده از سند مجعول به عنوان مقدمه بزه انتقال مال غیر فاقد مجازات مستقل است.

رای خلاصه جریان پرونده
حسب محتویات پرونده آقای ع.م. به اتهام جعل و استفاده از سند مجعول و انتقال مال غیر مشتمل بر یک قطعه باغ سیب به مساحت متجاوز از سی و یک هزار و چهارصد و دوازده مترمربع در خیابان.. . باقیمانده بیست و نه فرعی از.. . اصلی بخش پنج (5).. . با توسل به اسناد جعلی موضوع شکایت سرپرستی بانک.. . استان.. . سازمان پارک ها و فضای سبز شهرداری.. . و شکایت آقایان ش.الف. و الف.الف. و ح.د. به موجب دادنامه شماره 2400096-24000103-1389/01/31 صادره از شعبه 104 دادگاه عمومی جزایی بزه­کار تشخیص و به استناد مواد 47-533-535 قانون مجازات اسلامی و ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری ناظر به ماده 1 قانون مجازات راجع به انتقال مال غیر از حیث اتهام جعل اسناد دولتی به تحمل یک سال حبس و از حیث استفاده از سند مجعول(استفاده از شناسنامه جعلی استفاده از برگ مفاصا حساب فضای سبز شهرداری.. .وکالت نامه جعلی تنظیمی در دفترخانه شماره.. ... . و دفترخانه اسناد رسمی.. . [شهر...] (جعل امضاء مشخصات و هویت شاکی ش.الف.) به تحمل یک سال حبس و از حیث اتهام فروش مال غیر به تحمل سه سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت محکوم و در خصوص رد مال و جزای نقدی با توجه به این که متهم پلاک ثبتی متعلق به شاکی را به مبلغ دو میلیارد و چهارصد و پنجاه میلیون تومان به آقایان م.ت. و ش.پ. انتقال داده و از ثمن معامله (ششصد میلیون تومان) 600/000/000 تومان وجه نقد و الباقی ثمن چند قطعه زمین زراعی و ارض بیاض از ناحیه خریداران به ایشان واگذار و ایشان نیز از طریق وکالت بلاعزل و تنظیم سند رسمی به غیر انتقال داده و این موضوع را تایید نموده اند (متهم و خریداران) دادگاه ع.م. را به رد مال به میزان ششصد میلیون تومان در حق ش.پ. و م.ت. و پرداخت جزای نقدی به میزان مال تحصیل شده به میزان دو میلیارد و چهارصد و پنجاه میلیون تومان به نفع صندوق دولت محکوم و در مورد سایر اموال نیز دادگاه موضوع را حقوقی تشخیص و مستلزم طرح دعوی حقوقی دانسته است. و سایر متهمین به نامان م.ت. و ش.پ. از اتهام مشارکت در خرید مال غیر و.. . متعلق به شاکی آقای ش.الف. به دلایل و استدلالات موجود در متن دادنامه و با رعایت حاکمیت اصل برایت و بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری از اتهام انتسابی تبریه شده اند. آقای ح.ب. به وکالت از ع.م. نسبت به دادنامه شماره 2400096 شعبه 104 دادگاه جزایی.. . و آقایان ش.پ. و م.ت. نسبت به بخش دیگر دادنامه و آقای ش.الف. نسبت به صدور برایت آقایان ش.پ. و م.ت. و رد مبلغ ششصد میلیون تومان در حق آنان توسط متهم و.. . اعتراض و تجدیدنظرخواهی نموده که شعبه 15 دادگاه تجدیدنظر استان.. . به موضوع رسیدگی و طبق دادنامه شماره 800676-1389/05/25 حکم محکومیت آقای م. به پرداخت 600/000/000 تومان از بابت بهاء بخشی از ملک موضوع کلاهبرداری در حق دو تن از انتقال گیرندگان (ش.پ. و م.ت.) و ارشاد آقای ش.الف. صاحب مال به ارایه عرض حال حقوقی در خصوص استیفاء مال غیر تعیین تکلیف قانونی موضوع یاد شده (رد مال) را مبتنی بر سهو دانسته و به تجویز ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری با حذف آن قسمت از محکومیت ع.م. به پرداخت ششصد میلیون تومان در حق ش.پ. و م.ت. و تصحیح آن به وجه قانونی مبنی بر پرداخت 450/000/000/2 (دو میلیارد و چهارصد و پنجاه میلیون تومان) توسط ایشان از بابت بهاء ملک موضوع پرونده مطابق نظریه کارشناسان با ملحوظ داشتن تعذر رد اصل مال در شرایط موجود به دلیل انتقال آن به اشخاص غیر در حق شاکی ش.الف. برابر مقررات ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری با اختیار حاصله از تبصره 4 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 1381 به کیفیت مذکور تایید و دادگاه در خصوص قرار منع تعقیب های صادره درباره خانم ر.ن. سردفتر اسناد رسمی شماره.. . و آقای ع.ر. سردفتر شماره 201.. . مبنی بر تنظیم وکالت نامه جعلی بر اساس اسناد مجعول و نیز قرار منع تعقیب صادره درباره آقایان ح.د. و غیره که مورد اعتراض شاکی آقای ش.الف. بوده تذکراتی به دادگاه بدوی و دادسرا ارایه داشته است. در ادامه آقای ح.ط. به­ وکالت از محکوم ع.ه درخواست اعاده دادرسی نموده که شعبه 13 دیوان عالی کشور به ­موضوع رسیدگی و مطابق دادنامه شماره 13/228/92-1392/05/07 با استدلال به این که متقاضی قول­نامه ای که مدعی است پس از صدور حکم به آن دست یافته و با تایید سه هییت کارشناسی (1 و3 و 5 فقره) اصالت آن تایید شده و بر اساس آن آقای ش.الف. ملک متنازع فیه را به متقاضی فروخته و نیز ایراد نسبت به محکومیت محکوم علیه به پرداخت دو میلیارد و چهارصد و پنجاه میلیون تومان توسط وی با ادعای تعذر اصل مال و توضیحات مفصل دیگر من جمله این که با ارایه اصل قول­نامه و تایید اصالت آن اصل اتهام فروش مال غیر قابل رسیدگی مجدد است و هکذا استدلالات دیگری به استناد ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری اعاده دادرسی را تجویز و به شعبه دیگر هم عرض ارجاع داده که شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان.. . به عنوان هم عرض به موضوع رسیدگی نموده و طی دادنامه شماره 1345-1392/11/27 با استدلالات و دلایل متعددی که شرح آن در متن دادنامه آمده رای صادره را از حیث اساس محکومیت حبس صحیح دانسته.. . اما محکومیت آقای ع.م. به پرداخت 600/000/000 میلیون تومان بابت بخشی از ثمن ملک موضوع کلاهبرداری در حق دو تن از متهمین که برایت حاصل نموده اند صحیح ندانسته.. . ثانیا: لحاظ مبلغ دو میلیارد و چهارصد و پنجاه میلیون تومان به عنوان رد مال به عنوان قسمتی از مجازات موکل تجدیدنظر خوانده در شرایطی که اصل مال موجود بوده و برخلاف آنچه که در دادگاه محترم تجدیدنظر آمده هیچ گونه تعذری در رد آن وجود ندارد که این مهم مورد ایراد دیوان عالی کشور هم قرار گرفته لذا در اجرای تبصره 4 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب با حذف رد ششصد میلیون تومان در حق دو نفری که برایت حاصل نموده اند و افزودن رد مال موضوع پلاک ثبتی 29 فرعی از.. . اصلی واقع در بخش 5.. .که بعد از طرح دعوی ابطال اسنادی که به واسطه جعل و تقلب تحصیل گردیده با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته را نهایتا به نحو آتی در اجرای مقررات شق اول ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری تایید و استوار نموده است (عین متن دادنامه صادره به رشته تحریر درآمده است). در این مرحله آقای ح.ط. به وکالت از محکوم علیه آقای ع.م. با تقدیم لایحه ای و با توضیحات و ایراداتی بدین شرح: شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان.. . در مقام رسیدگی تحت عنوان شعبه هم عرض به موجب دادنامه شماره 0001345-1392/11/27 با تشریح قضیه و کسب دلیل به نفع شاکی دادنامه های قبلی را با افزون رد مال و اصلاح رای قبلی دادنامه بدوی را عینا تایید کرده اند؛ اولا: دادگاه تجدیدنظر علی رغم قبول اعاده دادرسی برخلاف ماده 276 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری اقدامی در جهت اخذ تامین مناسب و آزادی موکل معمول نداشته اند و اخذ تامین را به اجرای احکام محول که این ناشی از بی اطلاعی از مبانی قضایی است. ثانیا: در رای می بایست در ماهیت مستندات جدید که دیوان عالی کشور آن را تجویز کرده بود رسیدگی می کردند ولی به جای آن در مقام تجدیدنظرخواهی از رای دادگاه بدوی پرداخته و همان رای را تایید کرده است؛ در حالی که رای بدوی قبلا به موجب دادنامه 4800676 شعبه 15 دادگاه تجدیدنظر مورد تایید واقع و قطعی شده است و در صورت غیر وارد دانستن اعاده دادرسی طبق بند 3 بخشنامه 3137/87/1-1378/03/03 باید تنها مبادرت به رد اعاده دادرسی می نمود و.. .. ثالثا: درخواست اعاده دادرسی از جانب محکوم علیه به دیوان عالی کشور تسلیم گردیده و با پذیرش آن نباید رای قطعی قبلی اصلاح و تشدید می شد (رد مال به جای وجه) این خلاف بند 7 ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و ماده 258 از همان قانون است. رابعا: دادگاه به جای رسیدگی در ماهیت قرارداد شماره 556-1384/07/25 که به تایید هییت کارشناسی رسمی دادگستری (کارشناس بدوی ـ هییت 3 نفره و هییت 5 نفره) رسیده با ذکر صفحاتی از پرونده که متهم بیان داشته قرارداد از ناحیه شاکی آقای الف. به من تسلیم نشده است پرداخته و استدلال کرده اند که قرارداد نمی تواند صحیح باشد.. . و عملا کسب دلیل به نفع شاکی نموده و از بی طرفی خارج و خلاف ماده 39 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری عمل نموده که مطابق بند 4 ماده 11 قانون نظارت بر رفتار قضات مصوب 1390/07/17 قابل تعقیب انتظامی است. خامسا: دادگاه تجدیدنظر هم عرض استدلال کرده اند که نظریات کارشناس رسمی دادگستری در رشته بررسی اصالت خط و امضاء با اوضاع و احوال امر محقق نیست. دادگاه تجدیدنظر خود راسا اقدام به جلب کارشناس نموده تا نظریات آنان را با اوضاع و احوال مسلم قضیه محقق نداند بلکه جلب نظر کارشناس در مرحله بازپرسی صورت گرفته است. ماده 87 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مقرر می دارد اگر دادگاه نظریه اصل خبره را قبول نکند یا مشکوک باشد می تواند از خبرگان دیگری دعوت نماید و در ما نحن فیه نیز اگر دادگاه به نظریه متفق القول 9 کارشناس رسمی مشکوک بود می بایست امر را به هییتی دیگر ارجاع می دارد و.. . لذا دلایل و مستندات جدید اعاده دادرسی: 1- قرارداد رسمی شماره 556-1384/07/25 که دلالت بر تحقق عقد بیع فی مابین موکل ع.م. (خریدار و آقای ش.الف. «فروشنده») می نماید و دادگاه در ماهیت قرارداد اظهارنظر نکرده؛ 2- 9 کارشناس رسمی دادگستری اصالت قرارداد مذکور را در پرونده بازپرسی تایید و در متن قرار بازپرسی نیز اصالت قرارداد محرز شده است و انتقال گیرندگان پلاک متنازع فیه اخیر پس از رای قطعی شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر دعوی ابطال اسناد جعلی و الزام خریدار و فروشنده به تنظیم سند رسمی پلاک ثبتی 29 فرعی از.. . اصلی واقع در بخش 5.. . تقدیم محاکم حقوقی.. . نموده اند که ایجاب می کند در ماهیت قرارداد و اصالت آن بررسی کنند.. . و چون قرارداد مستند بیع شرعی و قانونی پس از رای قطعی تقدیم شده و در ماهیت آن رسیدگی نگردیده به عنوان دلیل و مدرک جدید در راستای بند 5 ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و رای شماره 25-1359/02/01 هییت عمومی که مقرر داشته: هییت عمومی تجویز اعاده دادرسی مجدد به شقوق ماده مربوط به اعاده دادرسی نبوده و در صورتی که به جهتی از جهات قانونی دادنامه قطعی صادره مخدوش تشخیص گردد قبول اعاده دادرسی بلامانع است و اصل 161 قانون اساسی که دیوان عالی کشور را ناظر صحیح قوانین در محاکم دانسته و.. . از محضر دیوان عالی کشور نسبت به دادنامه شماره 00012045-1392/11/27 شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان.. . درخواست اعاده دادرسی نموده که پرونده ثبت و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. هییت شعبه به تاریخ بالا تشکیل جلسه داده و پس از قرایت گزارش عضو ممیز و اوراق پرونده و با شرکت عضو دیگر شعبه مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
با امعان نظر به محتویات پرونده از جمله مفاد لایحه تقدیمی وکیل متقاضی و ضمایم آن نظر به این که استفاده از اسناد مجعول (شناسنامه ـ مفاصا حساب شهرداری ـ وکالت نامه محضری) مقدمات توسل به اعمال متقلبانه برای انتقال مال غیر بوده لذا در ما نحن فیه تعیین مجازات جداگانه تحت عنوان مجرمانه فوق ناصحیح و نامتناسب بوده و از این حیث درخواست با بند 6 ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری منطبق به نظر می رسد و ضمن تجویز اعاده دادرسی مستندا به ماده 274 همین قانون رسیدگی مجدد فقط در این خصوص به یکی از شعب هم عرض دادگاه صادرکننده رای قطعی در استان.. . ارجاع می شود و اما در سایر موارد نظر به این که از طرف وکیل متقاضی دلیل و مدرک جدید و موثر که تجویز اعاده دادرسی را ایجاب نماید به عمل نیامده و مفاد لایحه تقدیمی بیشتر دفاعیات ماهوی و مدارک ابرازی موثر در مقام نیست و از طرفی وحدت ملاک از ماده 440 قانون آیین دادرسی داگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی اعاده دادرسی نسبت به حکمی که پس از اعاده دادرسی صادره می گردد از همان جهت پذیرفته نمی شود لذا به لحاظ عدم انطباق با هیچ یک از جهات و شقوق ماده 272 قانون مذکور موجب قانونی برای پذیرش وجود ندارد و رد می شود.
شعبه 35 دیوان عالی کشور - رییس و عضو معاون
سید رضا سید کریمی - رحمت اله احمدی

قاضی:
سیدرضا سیدکریمی , رحمت اله احمدی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 47 ـ صدور حکم و اجرای مجازات در مورد جرایم زیر و شروع به آنها قابل تعویق و تعلیق نیست: الف ـ جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور خرابکاری در تاسیسات آب برق گاز نفت و مخابرات ب ـ جرایم سازمان یافته سرقت مسلحانه یا مقرون به آزار آدم ربایی و اسیدپاشی پ ـ قدرت نمایی و ایجاد مزاحمت با چاقو یا هر نوع اسلحه دیگر جرایم علیه عفت عمومی تشکیل یا اداره مراکز فساد و فحشا ت ـ قاچاق عمده مواد مخدر یا روانگردان مشروبات الکلی و سلاح و مهمات و قاچاق انسان ث ـ تعزیر بدل از قصاص نفس معاونت در قتل عمدی و محاربه و افساد فی الارض ج ـ جرایم اقتصادی با موضوع جرم بیش از یکصد میلیون (100.000.000) ریال

مشاهده ماده 47 قانون مجازات اسلامی

ماده 533 ـ هرگاه دو یا چند نفر به نحو شرکت سبب وقوع جنایت یا خسارتی بر دیگری گردند به طوری که آن جنایت یا خسارت به هر دو یا همگی مستند باشد به طور مساوی ضامن می باشند.

مشاهده ماده 533 قانون مجازات اسلامی

ماده 535 ـ هرگاه دو یا چند نفر با انجام عمل غیرمجاز در وقوع جنایتی به نحو سبب و به صورت طولی دخالت داشته باشند کسی که تاثیر کار او در وقوع جنایت قبل از تاثیر سبب یا اسباب دیگر باشد ضامن است مانند آنکه یکی از آنان گودالی حفر کند و دیگری سنگی در کنار آن قرار دهد و عابری به سبب برخورد با سنگ به گودال بیفتد که در این صورت کسی که سنگ را گذاشته ضامن است مگر آنکه همه قصد ارتکاب جنایت را داشته باشند که در این صورت شرکت در جرم محسوب می شود.

مشاهده ماده 535 قانون مجازات اسلامی

ماده 1 ـ هر کس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکتها یا تجارتخانه های یا کارخانه ها یا موسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیر واقع امیدوار نماید یا از حوادث و پیش آمدهای غیر واقع بترساند و یا اسم و یا عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور و یا وسایل تقلبی دیگر وجوه و یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یا مفاصا حساب و امثال آنها تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاهبردار محسوب و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از یک تا 7 سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است محکوم می شود. در صورتیکه شخص مرتکب بر خلاف واقع عنوان یا سمت ماموریت از طرف سازمانها و موسسات دولتی یا وابسته به دولت یا شرکتهای دولتی یا شوراها یا شهرداری ها یا نهادهای انقلابی و بطور کلی قوای سه گانه و همچنین نیروهای مسلح و نهادها و موسسات مامور به خدمت عمومی اتخاذ کرده یا اینکه جرم با استفاده از تبلیغ عامه از طریق وسائل ارتباط جمعی از قبیل رادیو تلویزیون روزنامه و مجله یا نطق در مجامع و یا انتشار آگهی چاپی یا خطی صورت گرفته باشد یا مرتکب از کارکنان دولت یا موسسات و سازمان های دولتی یا وابسته به دولت یا شهرداری ها یا نهادهای انقلابی به خدمت عمومی باشد. علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از 2 تا ده سال و انفصال ابد از خدمت دولتی و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است محکوم می شود. تبصره 1 ـ در کلیه موارد مذکور در این ماده در صورت وجود جهات و کیفیات مخففه دادگاه میتواند با اعمال ضوابط مربوط به تخفیف مجازات مرتکب را فقط تا حداقل مجازات مقرر در این ماده (حبس) و انفصال ابد از خدمات دولتی تقلیل دهد ولی نمی تواند به تعلیق اجرای کیفر حکم دهد. تبصره 2 ـ مجازات شروع به کلاهبرداری حسب مورد حداقل مجازات مقرر در همان مورد خواهد بود و درصورتیکه نفس عمل انجام شده نیز جرم باشد شروع کننده به مجازات آن جرم نیز محکوم می شود. مستخدمان دولتی علاوه بر مجازات مذکور چنانچه در مرتبه مدیر کل یا بالاتر یا هم طراز آنها باشند به انفصال دائم از خدمات دولتی و در صورتی که در مراتب پائین تر باشند به شش ماه تا سه سال انفصال موقت از خدمات دولتی محکوم می شوند.

مشاهده ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری

ماده 1ـ کسی که مال غیر را با علم به اینکه مال غیر است به نحوی از انحاء عینا یا منفعتا بدون مجوز قانونی به دیگری منتقل کند کلاهبردار محسوب و مطابق ماده 238 قانون مجازات عمومی محکوم می شود و همچنین است انتقال گیرنده که در حین معامله عالم به عدم مالکیت انتقال دهنده باشد. اگر مالک از وقوع معامله مطلع شده و تا یک ماه پس از حصول اطلاع اظهاریه برای ابلاغ به انتقال گیرنده و مطلع کردن او از مالکیت خود به اداره ثبت اسناد یا دفتر بدایت یا صلحیه یا یکی از دوائر دیگر دولتی تسلیم ننماید معاون جرم محسوب خواهد شد. هر یک از دوائر و دفاتر فوق مکلفند در مقابل اظهاریه مالک رسید داده آن را بدون فوت وقت به طرف برسانند.

مشاهده ماده 1 قانون مجازات راجع به انتقال مال غیر

ماده 11ـ وظایف و اختیارات دادسرا عبارت است از: 1 ـ بازرسی و کشف تخلفات انتظامی قضات و تعقیب انتظامی آنان در هر مقام و رتبه 2ـ نظارت مستمر بر عملکرد قضات ارزشیابی آنان و تحقیق در اعمال و رفتار منافی با حیثیت و شان قضائی با رعایت حریم خصوصی آنان 3ـ پیشنهاد تعلیق قاضی از خدمت قضائی به دادگاه عالی 4ـ پیشنهاد تشویق قضات دارای خدمات علمـی یا عملـی برجستـه به رئیس قوه قضائیه 5 ـ پیشنهاد جابه جایی قضات به رئیس قوه قضائیه در اجرای اصل یکصد و شصت و چهارم (164) قانون اساسی 6 ـ بازرسی و تهیه گزارش در مورد عملکرد قضات برحسب درخواست رئیس قوه قضائیه 7ـ سایر وظایف به موجب قوانین خاص تبصره ـ درخواست تعلیق قاضی و صدور کیفرخواست و قرار تعلیق تعقیب انتظامی فقط بر عهده دادستان است. در غیاب دادستان یا موارد رد دادرس معاون اول وی این امور را برعهده دارد.

مشاهده ماده 11 قانون نظارت بر رفتار قضات

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM