رای قضایی شماره 9309970909900163

رای قضایی شماره 9309970909900163

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909900163


شماره دادنامه قطعی:
9309970909900163

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/04/14

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
جرح شهود به دلیل نسبت فامیلی

پیام رای:
صرف نسبت فامیلی میان شاهد و طرف دعوا از موارد جرح شهود محسوب نمی شود.

رای خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1/6/90 خانم ص.الف. دادخواستی به خواسته به طرفیت آقای ح.ع. مبنی بر اثبات رابطه زوجیت دایم و متعاقبا ثبت واقعه ازدواج تسلیم دادگستری نموده و پرونده به شعبه اول دادگاه حقوقی آن شهرستان ارجاع شده است. خلاصه توضیح خواهان این است: در تاریخ 10/4/88 در منزل پدری ام واقع در میان جلگه روستای ع. که با مهریه ای به تعداد 150 عدد سکه تمام بهار آزادی و خرید هفت قلم کالا به شرح مندرج در استشهادیه به عقد دایم خوانده درآمدم و عاقدم م.ف. ساکن میان جلگه روستای الف. بوده و شهود حاضرین در جلسه عقد تعداد کثیری بوده اند که گواهی و تصدیق می نمایند. نظر به اینکه خوانده منکر زوجیت دایم است و از تعهدات شرعی خود طفره می رود مستندا به ماده 220 ق.م. تقاضای رسیدگی و صدور حکم را دارم. دادگاه طرفین را دعوت نموده است. خوانده طی لایحه ای منکر ازدواج با خواهان شده و بیان داشته شهود و عاقد را ندیده است. معمولا با توجه به دوشیزه بودن زوجه مراسم باید با عقدنامه فیلم برداری انجام شود. تقاضای مواجهه حضوری اینجانب و عاقد را دارم. جلسه دادگاه در تاریخ 12/6/90 تشکیل شد. طرفین حاضر شدند خواهان خواسته را تکرار کرده است و توضیح داده است: دو سال پیش به عقد شرعی و دایم درآمدم او گفت می رویم شهرم محضری می کنیم. مدارک ما را گرفت ولی محضری نکرد عقد در منزل پدرم واقع شده و مهریه 150 عدد سکه تعیین شده هر وقت به او می گویم محضری کن می گوید باشد ولی محضری نمی کند. پدرم گریه می کند آبروی ما در محله رفته است. عقد را آقای م.ف. خوانده است شهود نیز بودند بنام ع. و ف.الف. و ز.ت. و ز.الف. که در مشهد هستند و من سابق از ازدواج باکره بودم ولی وی بعد از ازدواج حدود سه ماه بعد با من خواست عمل زناشویی انجام دهد. بعد از عمل زناشویی گفت: تو مشکل داری و گفت جز من و تو خداوند نداند و نگذاشت من به پزشک زنان یا قانونی مراجعه کنم تا ثابت شود راست می گوید یا نه؟ و حالا منکر زوجیت شده است. مردم از رفت وآمد و ازدواج اطلاع دارند. خوانده می گوید من لایحه نوشتم و من او را برای آقای م.ع. خواستگاری کردم و عکس آقای ع. را برای او بردم و آقای ع. گفت شرط این کن از وی دو تا بچه بیاورم و بعد بچه ها را نگهدارم و او خانم برود دنبال کارش ولی خانم گفت: من با این شرط راضی نیستم و ازدواج نمی کنم. ولی من او را عقد نکردم. من عاقد را قبول ندارم مگر اینکه قسم یاد کند اگر او مرا شناخت قبول دارم. من منزل پدرش رفت وآمد داشتم ولی بعد برای خواستگاری برای آقای ع. بوده است نه برای خودم منزل آقای ع. در خیابان کارگر است تلفن وی.. . و همراه وی.. . می باشد و لذا هیچ رابطه ای بین من و وی نمی باشد او به عقد من درنیامده است تقاضای رد دعوی او را دارم. خواهان گفت: بعد از اینکه من با خوانده ازدواج کردم گفتم ح. من دوستی دارم برای وی یک شوهر پیدا کن که او عکس شخصی را آورد به دوست من نشان داد و گفت: شرط وی این است: که دو تا بچه بیاورد بعد او را رها کند که دوست من نپذیرفت اسم وی ط.ن. است که عروس شده و رفته است این آقا برای اینکه حق مرا تضییع کند چنین حرف هایی را میزند تقاضای تحقیق دارم. دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر کرده است تا خواهان شهودش را معرفی کند و خوانده هم دعوت شود. در تاریخ 30/6/90 طرفین حاضر شدند خواهان خواسته را تکرار و گفت: چند نفر از شهود را حاضر کردم از آن ها تحقیق شود. از شهود در برگ جداگانه تحقیق شده است. یکی از شهود بنام م.ف. 80 ساله گفت: من در منزل بودم که یک شبی پنج یا شش نفر آمدند گفتند یک عقد داریم بخوانید من نیز از خانم که نام وی ز. یا ص. بود وکالت گرفتم و برای یک نفر مرد که چاق بود هم چهارشانه نام وی ح. بود خواندم ولی مقدار مهریه را به یاد ندارم چون پیرمرد هستم البته من از سوی دو نفر وکیل شدم عقد را نیز دایم خواندم چون موقت صیغه است عقد نیست. این شخصی که نزدیک من نشسته است همان داماد است که از آن شب تا حال ندیدم ولی خیلی شبیه وی است. دادگاه: عاقد صیغه عقد را از سوی دو نفر منطبق بر الفاظ واردشده قرایت کرد. شاهد دوم زن خانه دار 45 ساله بی سواد گفت: من زن دایی شوهر خواهر خواهان هستم. ح. آقا که داماد است دوست الف.ب. است. زن الف.ب. بنام ز.الف. که دخترخواهر من است چون با ما قوم وخویش بودند آمدند منزل ما که خواهر خواهان آمد منزل ما که بلافاصله الف. گفت ف. یک خواهر بنام ص. دارد همان را برای ح. آقا درست کنیم بعد از این تعریف الف. بنای خواستگاری شد... . خواستگاری و بعد از جواب گرفتن رفتند پیش م. عقد خوانده شد بنابراین بود محضری کند و محضری نکرد. دیشب بود تلاش کردیم که الف. با زنش بیایند ولی نیامدند. شاهد سوم بنام ع. فرزند غ. 36 ساله باسواد گفت: من شوهر خواهر خواهان هستم شخصی بنام الف. با ح.ع. آمدند خواستگاری خواهرزن من سپس من و الف. و ح. آقا (داماد) و پدر خواهان و خود خواهان و ز.ع. زن الف. و س.ع. و ف.الف. رفتیم روستای ش. نزد م. عقد خوانده.. . و بنا بود بروند مشهد محضری کنند که تا این لحظه محضری نکردند. مهریه را نمی دانم چقدر بود و یک فقره چک نیز از الف. گرفته شد تا محضری شود بعد چک را برگرداند وی چک را برگرداند و محضری نکرد البته چک مال زن الف. بود و رفتیم دنبالش نیامدند. شاهد چهارم خانم ز.ت. 60 ساله گفت من زن عموی خواهان هستم که طرفین باهم ازدواج کردند. چون ح. آقا به اتفاق الف. آمدند خواستگاری جواب گرفتند بعد با ماشین شخص ح. آقا رفتیم روستای م. که بعدی ما است روستای ش. فعل او را عقد کرد و م. عقد وی را خواند مهریه یک صد و پنجاه عدد سکه بوده او عقد خیلی ها را می خواند. شاهد پنجم خانم ف.الف. متولد 1355 گفت: من خواهر خواهان هستم دو سال پیش ح. آمدند منزل پدرم خواستگاری بعد رفتند منزل نزد م. عقد خواند ح. آقا به اتفاق الف. آمدند فامیل الف.ب. است مهریه یک صد و پنجاه سکه بود م. عقد همه را می خواند ما شش نفر باهم بودیم رفتیم منزل م. جهت خواندن عقد بعد ایشان رفت وآمد داشتند بنا بود در شهرم محضری شود. خوانده بعد از استماع شهادت شهود گفت: خواهان در استشهادیه چند نفر دیگر را نام برد ولی الآن قوم وخویش های خود را آورده است. در استشهادیه گفت منزل پدرش عقد خوانده شد حالا می گوید منزل م. عقد خوانده شد. عاقد اشتباه می کند او مرا نمی شناسد و من اولین بار است که او را می بینم و اصلا عقدی خوانده نشده است. الف. دیشب به من زنگ زد که ص. تماس گرفت بیا شهادت بده من قبول نکردم من و الف. در سال 83 در شهرستان ف روی تراکتور کار می کردیم 5 سال است که الف. را ندیدم تا اینکه دیشب زنگ زد. خواهان گفت دیشب رفتیم شهرم منزل الف.ب. خیلی اصرار کردیم بیاید شهادت بدهد نیامد و گفت ح. دادگاه فریمان را با پول می خرد تو نمی توانی با وی بگیرید. حاج آقا من خانواده وی را کاملا می شناسم آدم خوبی هستند ولی خود ح. آدم خوبی نیست. خواهان نامه به دادگاه نوشت و نام افرادی از خانواده خوانده را قبول کرد ص 30 که برادران و خواهران و همسر و مادرخوانده می باشند و خواست آن ها که او را دیده اند شهادت بدهند و دعوت شوند. دادگاه موضوع تحقیق از آن ها به مرجع انتظامی محول نموده است. مرجع انتظامی از افراد مذکور در لایحه یادشده استفسار نمود همگی اظهار بی اطلاعی کردند جز یکی از برادران خوانده که کارمند بانک است گفت برادرم گاهی می گفت قصد ازدواج دارم و برادر کشاورزش گفت سر آب از بعضی از کشاورزان شنیدم که از من پرسیدند برادرت آیا ازدواج کرده است؟ من اظهار بی اطلاعی کردم ص 44. دادگاه بدوی با اعلام ختم رسیدگی دادنامه شماره 850-30/7/90 با استناد به شهادت عاقد دعوی خواهان را موجه و پاسخ خوانده موجه ندانسته و حکم به اثبات زوجیت خواهان و خوانده با مهریه 150 عدد سکه بهار آزادی صادر نموده است. از این رای توسط آقای ع.ر. تجدیدنظرخواهی شده و پرونده به شعبه 21 دادگاه تجدیدنظر استان ارجاع شده است. خلاصه ایراد وکیل فرجام خواه این است: 1- موکل منکر زوجیت است. 2- موکل از دادگاه خواست که از عاقد بخواهد وی از بین چند نفر شناسایی کند. دادگاه توجه نکرده است. 3- عاقد تعداد مهریه را به یاد نداشته است و شهادت نداده است. 4- عقدنامه در بین نبوده است. 5- بعضی از شهود از میزان مهریه اظهار بی اطلاعی کردند. 6- از بستگان موکل تحقیق شد اظهار بی اطلاعی کردند. پاسخ تجدیدنظر خوانده این است: اینکه وکیل تجدیدنظرخواه گفت اقوام وی شاهد بودند و ادعای بنده را تکذیب کردند تنها آن ها شاهد نبودند شهود معتبر دیگری معرفی شده است باوجودی که پدر و مادر و حتی زن نامبرده با اینجانب ملاقات داشته اند و زنش هم در روستای و. به منزل من رفت آمد داشته است در عجبم آیا قصد فریب دادگاه را داشته اند. دادگاه تجدیدنظر طی تصمیم شماره 1750-27/11/90 به دادگاه بدوی نیابت داده است تا تحقیق بیشتری در خصوص رفت وآمد خواهان بدوی و پدر و مادر و همسر خوانده و برادران و خواهرانش مسیله را مورد رسیدگی قرار دهند. دادگاه بدوی مجددا تحقیق را به کلانتری واگذار نموده است ص 58 و ص 62 پاسخ کلانتری این است خواهان بعد از چندی که عکس ها بین برادر ما و او رد و بدل شد از نیشابور آمد گفت یا باید برای من شوهر پیدا کنید یا خودتان مرا عقد کنید و تا جایی که ما اطلاع داریم عقدنامه ای فی مابین وجود ندارد. دادگاه مجددا به کلانتری دستور داده است از اهالی معتمدین تحقیق نمایید که آیا خواهان به منزل آقای ح.ع. به عنوان همسر رفت وآمد داشته است یا خیر؟ که پاسخ داده شد اهالی روستای ع. شهادت داده اند که نامبردگان به عقد دایم ازدواج کردند و به ثبت نرسیده اند. ص 69 دادگاه عمومی فریمان با نیابت قضایی دادگاه تجدیدنظر استان طرفین را دعوت نمود تا شهود را معرفی نمایند. جلسه دادگاه عمومی شهرستان ف در تاریخ 25/2/91 تشکیل نشد طرفین و بعضی از شهود حاضر شدند. شهود به همان مطالب گذشته شهادت داده اند و م. گفت من آن شب بین ح.ع. و ص.الف. با وکالت عقد دایم خواندم و از تعداد مهریه یادم نیست. آقای ح.ع. گفت: اگر او زن من است و دو سال در عقد من بوده بگذار یک نشانی از بدن من و یک نشانی از منزل من بگوید. خواهان بدوی گفت: در بدن وی علایمی هست ذکر می کنم. روی دو تا شانه وی به صورت بوته وجود دارد. زیر دنده های وی طرف راست یا چپ یک غده ای وجود داشت غده داخل گودی دل داشت. شاید در حال حاضر خوب شده باشد خانم وی ف. نام دارد او آمد منزل ما گفت: من برای ع. خیلی کار کردم و گوش نداد و رفت زن گرفت اما باز راضی شدم او چهار تا بچه دارد سه تا پسر و یکی دختر خیلی وابسته به من شده بودند. خوانده گفت: اظهارات وی دروغ است. دادگاه از پدر خواهان بنام غ.ح. الف. 70 ساله تحقیق کرده و وی گفت کلیه اظهارات دخترم درست است او خواستگاری کرد عقد خوانده شد دو سال رفت وآمد داشت بعد زیر قضیه زد و منکر شد بنا شد دختر را که کربلا ببرد نبرد و برای محضری تا دم دفتر محضر رفتیم ولی داخل نرفتیم الف. رفت داخل و آمد و گفت چند روز دیگر شده است و خواهان در صورت جلسه مورخ 25/2/91 ص 75 گفته است: یک کاغذ صورت جلسه کردیم و یک سفته 35 میلیون تومانی بود که هر دو را از من گرفت. شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان ف به دفتر دستور داده است تا با اعطاء نیابت قضایی به دادگاه میان جلگه آن دادگاه با دعوت از افراد ذیل از آن ها تحقیق نماید. 1- با معرفی خواهان از شورای محلی و افرادی که استشهادیه را امضاء کردند تحقیق نماید که آن بین طرفین علقه زوجیت با 150 سکه بوده است؟ و آیا ح.ع. برای م.ع. خواستگاری کرده است؟ و آیا ح.ع. به منزل پدر خواهان به عنوان زوج دخترش رفت وآمد داشته است یا خیر؟ 2- به دادگاه عمومی مشهد نیابت داده تا با تحقیق از الف.ب. و همسرش پرسیده شود که بر خواستگاری خواهان برای ح.ع. رفته و به م آمده بر محضری کردن به محضر رفته اند برای ثبت واقعه ازدواج یا خیر؟ و درباره عاقد و میزان مهریه و یک فقره چک 35 میلیون تومانی (سفته) و نیز از رفت وآمد به منزل خواهان تحقیق شود. 3- همسر خوانده هم دعوت شود و در خصوص موضوع از وی تحقیق شود. 4- خوانده به پزشکی قانونی معرفی شود تا معاینه نماید غده ای زیر قفسه سینه او وجود دارد و روی شانه وی موهای بوته ای انبوه وجود دارد. دادگاه میان جلگه از مادرخوانده تحقیق نمود وی گفت: اطلاعی از زن گرفتن پسرم و داماد شدن وی ندارم. از همسر خوانده تحقیق کرد. وی گفت: او هم منکر ازدواج شوهرش با خواهان شد از رفاقت شوهرش با م.ع. گفت: من رفتم برای خواستگاری که جور نشده است و الف. چند سال پیش با شوهرم رفیق بود. در فریمان مستاجر بود بعد رفت مشهد. جریان ازدواج شوهرم کذب محض است. از م.ع. تحقیق شد. وی گفت من در فریمان با تراکتور کار می کردم یک روز به ح. آقا گفتم یک زن می خواهم وی گفت سراغ دارم عکس مرا گرفت و به وی نشان داد و عکس او را به من نشان داد بعد از مدتی گفت زن قبول نکرد و من هم برای بچه دار شدن می خواستم زن بگیرم. پزشکی قانونی پاسخ داده است انبوه موی به صورت بوته در شانه خوانده دیده نمی شود و در زیر قفسه سینه غده ای مشهود نمی باشد. دادگاه از پاسگاه بهرات خواست تحقیق کند آقای خوانده به خانه خواهان به عنوان شوهر رفت وآمد داشته است؟ پاسگاه پاسخ داده است: از چندین نفر پیر و جوان و مرد و زن به طور محسوس و غیر محسوس پرسیده است. در کل تمامی اعلام نموده در اجرای عقد شرعی خانم ص.الف. و آقایان ح.ع. با مهریه 150 عدد سکه بهار آزادی که توسط م. جاری شد و ح.ع. حدود دو سال به خانه پدرخوانده رفت وآمد داشت و حدود یک سال است نیامده و اهالی ع. را نمی شناسند. دادگاه شاهد و عاقد م. را برای قسم خوردن هنگام شهادت دعوت کرد و وی آمد و قسم یاد کرد و گفت من با این سن و سال دروغ نمی گویم عقد کردم در جلسه مورخ 21/10/90 که طرفین حاضر شدند خواهان مطالب گذشته را تکرار کرد خوانده هم همانند سابق منکر ادعای خواهان شد و خواهان گفت: مهریه 150 عدد سکه بود رفتیم شهرستان م که عقد کنیم آن کاغذ و چک که به عنوان مهریه داده بودند از من گرفتند. دادگاه تجدیدنظر با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 219-24/2/92 پس از مختصری از شرح جریان پرونده با توجه به تحقیقات معموله و گواهی گواهان و عاقد به نظر می رسد رای بدوی در حدود موازین و به نحو صحت صورت پذیرفته و اعتراض تجدیدنظرخواهی برابر ماده 348 ق.آ.د.م. مستلزم تخدیش حکم بدوی نیست و با رد تجدیدنظرخواهی رای بدوی را تایید نموده است. از این رای توسط وکیل آقای ح.ع. فرجام خواهی شد و پرونده به این شعبه ارجاع شده است. خلاصه ایراد وکیل فرجام خواه این است 1- عقدنامه مکتوبی وجود ندارد. شهود از فامیل های خواهان می باشند 2- م. در جلسه رسیدگی قادر به شناسایی خوانده نبوده است. پاسخی از فرجام خوانده دیده نشده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای جعفر الهی عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 219-24/2/92 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به محتویات پرونده و مستندات ابرازی دادنامه فرجام خواسته از حیث نقص در تحقیقات در قسمتی مخدوش است. زیرا: 1- خواسته خواهان در واقع سه موضوع است: 1- وقوع عقد دایم 2- مهریه برای همین عقد دایم به مقدار 150 عدد سکه بهار آزادی. 3- الزام به ثبت واقعه ازدواج اما در خصوص اصل ازدواج (نکاح) عاقد م.ف. 80 ساله شهادت داده است و هم شهودی که در صحنه عقد بودند اعم از زن و مرد شهادت به تحقق عقد دایم بین طرفین معهود داده اند که از حیث ذکوریت و اناثیت و تعداد شاهد شرایط بند د ماده 230 ق.آ.د.م. را دارا بوده اند النهایه خوانده آن ها را از حیث فامیلیت جرح نموده نه از جهت دیگر که در ماده 168 قانون آیین دادرسی کیفری شرح داده شد و صرف فامیلیت بر اساس مبحث چهارم آیین دادرسی مدنی از ماده 229 تا 247 از موارد جرح شهود نمی باشد و تشخیص ارزش گواهی طبق ماده 241 قانون آیین دادرسی مدنی با دادگاه است که در مانحن فیه برابر ماده 170 ق.آ.د.ک. خوانده گواه عادی بر جرح شهود اقامه ننموده است و دادگاه طبق ماده 171 قانون اخیرالذکر شهود را واجد شرایط تشخیص داده است و شهادت آنان را پذیرفته است. بنابراین رای دادگاه بدوی صرفا درباره اصل نکاح که با شهادت شهود به اثبات رسیده است خدشه ای ندارد و دادگاه تجدیدنظر علاوه بر تحقیقات افزون تر درنهایت به گواهی گواهان و عاقد که خود یکی از گواهان است رای دادگاه بدوی فاقد خدشه دانسته است در این خصوص یعنی درباره تحقق اصل نکاح دایم خدشه و ایرادی بر رای تجدیدنظر خواسته وارد نیست و ابرام می گردد. اما در خصوص مقدار مهریه با توجه به اینکه عاقد که یکی از شهود واجد شرایط است درباره مقدار آن اظهار بی اطلاعی نموده است از شهود دیگر فقط دو زن یکی زن عموی خواهان و دیگر خواهر خواهان به مقدار مذکور شهادت داده اند و بقیه اظهار بی اطلاعی کردند و به استناد بند ب ماده 230 ق.آ.د.م. شهادت دو شاهد زن در این خصوص کافی نمی باشد و شهود دیگر که شهادت داده اند هنگام عقد نزد م. حضور نداشته اند که از این حیث شهادت آن ها واجد خدشه می باشد فقط درباره مسیله مهریه بر اساس قاعده مدعی و منکر و به علت نبودن شاهد در حدنصاب خوانده که منکر می باشد باید قسم یاد نماید که دادگاه در این خصوص اقدام ننموده و باید رسیدگی نمایند. در خصوص قسمت سوم خواسته که ثبت واقعه ازدواج می باشد که با رسیدگی در خصوص موضوع فوق مسیله درباره این امر روشن گردیده و اقدام خواهد شد. علی هذا با نقض رای فرجام خواسته رسیدگی به موضوع طبق بند 5 ماده 371 ق.آ.د.م. به همان شعبه محول می شود.
رییس شعبه 26 دیوان عالی کشور ـ مستشار
انصاری ـ الهی

قاضی:
انصاری , الهی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 220 - عقود نه فقط متعاملین را به اجرای چیزی که در آن تصریح شده است ملزم می نماید بلکه متعاملین به کلیه ی نتایجی هم که به موجب عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل می شود ملزم می باشند.

مشاهده ماده 220 قانون مدنی

ماده 348 - جهات درخواست تجدیدنظر به قرار زیر است : الف - ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه. ب - ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود. ج - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی. د - ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای ه- ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی. تبصره - اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد درصورت وجود جهات دیگر مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می نماید.

مشاهده ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 241 - تشخیص ارزش و تاثیر گواهی با دادگاه است.

مشاهده ماده 241 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 230 - در دعاوی مدنی ( حقوقی) تعداد و جنسیت گواه همچنین ترکیب گواهان با سوگند به ترتیب ذیل می باشد: الف - اصل طلاق و اقسام آن و رجوع در طلاق و نیز دعاوی غیر مالی از قبیل مسلمان بودن بلوغ جرح و تعدیل عفو از قصاص وکالت وصیت با گواهی دو مرد. ب - دعاوی مالی یا آنچه که مقصود از آن مال می باشد از قبیل د ین ثمن مبیع معاملات وقف اجاره وصیت به نفع مدعی غصب جنایات خطائی و شبه عمد که موجب دیه است با گواهی دو مرد یا یک مرد و دو زن. چنانچه برای خواهان امکان اقامه بینه شرعی نباشد می تواند با معرفی یک گواه مرد یا دو زن به ضمیمه یک سوگند ادعای خود را اثبات کند. درموارد مذکور در این بند ابتدا گواه واجد شرایط شهادت می دهد سپس سوگند توسط خواهان ادا می شود. ج - دعاوی که اطلاع بر آنها معمولا دراختیار زنان است از قبیل ولادت رضاع بکارت عیوب درونی زنان با گواهی چهار زن دو مرد یا یک مرد و دو زن. د - اصل نکاح با گواهی دو مرد و یا یک مرد و دو زن.

مشاهده ماده 230 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 170 ـ در احضاریه نام و نام خانوادگی احضار شونده تاریخ ساعت محل حضور علت احضار و نتیجه عدم حضور قید می شود و به امضاء مقام قضایی می رسد. تبصره ـ در جرایمی که به تشخیص مرجع قضایی حیثیت اجتماعی متهم عفت یا امنیت عمومی اقتضاء کند علت احضار ذکر نمی شود اما متهم می تواند برای اطلاع از علت احضار به دفتر مرجع قضایی مراجعه کند.

مشاهده ماده 170 قانون آیین دادرسی کیفری

ماده 168 ـ بازپرس نباید بدون دلیل کافی برای توجه اتهام کسی را به عنوان متهم احضار و یا جلب کند. تبصره ـ تخلف از مقررات این ماده موجب محکومیت انتظامی تا درجه چهار است.

مشاهده ماده 168 قانون آیین دادرسی کیفری

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM