رای قضایی شماره 9309970223500289

رای قضایی شماره 9309970223500289

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970223500289


شماره دادنامه قطعی:
9309970223500289

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/04/14

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
خلع ید به استناد دستور قضایی دادگاه

پیام رای:
دستور قضایی دادگاه مبنی بر تملیک ملک در راستای اجرای حکم سند رسمی محسوب شده و دارای همان آثاری است که سند مالکیت دارد و کسی که ملک به نفع وی (در جریان مزایده و اجرای حکم) تملیک شده است می تواند درخواست خلع ید نماید.

رای دادگاه بدوی
رای دادگاه
در خصوص دعوی آقای م.ر. با وکالت آقای ف.الف. به طرفیت خانم م.م. به خواسته خلع ید خوانده از یکباب آپارتمان واقع در طبقه اول احداث شده در پلاک ثبتی 21/1912 و 11/1911 بخش 11 تهران مقوم به پنجاه و یک میلیون ریال با احتساب خسارات دادرسی دادگاه با توجه به محتویات پرونده دادخواست خواهان و مستندات ابرازی وی ومحتویات پرونده اجرایی کلاسه 89/36/12/ج مطروحه در این شعبه که به شرح آن خوانده به موجب لایحه تاریخ 20/12/1389 آپارتمان موضوع دعوی در جهت اعمال ماده 34 قانون اجرای احکام مدنی جهت پرداخت محکومیت همسرش آقای ح.م. و پرداخت محکوم به پرونده اجرایی مذکور معرفی نموده است که پس از توقیف ملک موصوف و انجام کارشناس به موجب مزایده تاریخ 15/6/1391 به جهت عدم وجود خریدار دیگر یک دانگ و نود چهارصدم دانگ (94/1) آپارتمان موصوف به خواهان فروخته شده است و به موجب تصمیم تاریخ 7/9/1391 این دادگاه با تایید مزایده مذکوردستور تملیک ملک مورد مزایده را به نام خواهان صادر نموده است و با التفات به اینکه آپارتمان تاکنون فاقد پایان کار و صورت مجلس تفکیکی می باشد به همین لحاظ تنظیم سند رسمی انتقال به نام خواهان مقدور نگردیده است و خوانده با تصرف در ان به تنهایی و بدون در نظر گرفتن حق مالکیت خواهان مبادرت به استفاده و بهره برداری از آن مینماید و نظر به اینکه خوانده با وصف ابلاغ قانونی در دادگاه حضور نیافته و نسبت به دعوی مطروحه دفاعی به عمل نیاورده است بنابراین دادگاه دعوی خواهان را وارد تشخیص داده و به استناد مواد 311 و 310 و 308 قانون مدنی و مواد 519 و 515 و 198 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر خلع ید خوانده از آپارتمان موضوع دعوی وفق ماده 43 قانون اجرای احکام مدنی و پرداخت مبلغ سه میلیون و هفتصد و هشتاد و شش هزار ریال به عنوان هزینه دادرسی و حق الوکاله در حق خواهان صادر مینماید رای صادر شده غیابی بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه می باشد.
ریس شعبه 36 دادگاه عمومی حقوقی تهران - امان اللهی
رای دادگاه
در خصوص واخواهی خانم م. م. با وکالت خانم ف.س. به طرفیت آقای م.ر. با وکالت اقای ف.الف. نسبت به دادنامه غیابی شماره 920638 تاریخ 20/7/1392 این شعبه که به موجب آن واخواه به خلع ید از سهم مالکیت خواندهدر یکدستگاه آپارتمان طبقه اول احداث شده در ملک پلاک ثبتی.. . محکوم گردیده است که اجمال واخواهی وکیل واخواه این است که ملک در مزایده به واخوانده واگذار شده است اما سند رسمی مالکیت هنوز نسبت به آن تنظیم نشده است و خلع ید از مال غیر منقول فرع بر مالکیت بوده و قبل از اثبات مالکیت و ثبت ان در اداره ثبت دعوی خلع ید قابل استماع نمی باشد دادگاه با توجه به اینکه اقای ح.م. همسر واخواه به موجب دادنامه قطعی شماره 890596 تاریخ 16/10/1387 این دادگاه به پرداخت مبلغ پانصد میلیون با احتساب خسارت تاخیر تادیه از تاریخ 31/2/1387 در حق واخوانده محکوم گردیده است و پس از صدور اجراییه و تشکیل پرونده اجرایی واخواه به عنوان همسر محکوم علیه طوعا و با رضایت کامل به موجب درخواست و لایحه شماره 22/12/1389 ملک موضوع دعوی به اجرای احکام معرفی و تقاضای توقیف و فروش آپارتمان مذکور جهت وصول محکوم به را نموده است و محکوم علیه نیز به موجب لایحه تاریخ 22/2/1389 با آن موافقت نموده است و به شرح پرونده اجرای کلاسه 89/12/ج مقدار یک دانگ و نود و چهارصدم از یک دانگ ملک مذکور پس از انجام کارشناسی و جری اقدامات قانونی و برگزاری مزایده به جهت عدم وجود هیچ خریداری توسط محکوم له (واخوانده) بابت مطالبات خود قبول گردیده است وبا التفات به اینکه مطابق مقررات قانونی اجرا ی احکام مدنی در مزایده تاریخ 15/6/1391 ملک موضوع دعوی در قبال مطالبات واخوانده به ایشان واگذار گردیده است و به تاریخ 7/9/1391 دستور تملیک ان به نام واخوانده صادر گردیده است و به جهت اینکه ملک فاقد صورتمجلس تفکیکی بوده است امکان تنظیم سند رسمی به نام واخوانده تا کنون مقدور نگردیده است بنابراین با التفات به اینکه ملک با رعایت تمام شرایط و مقررات قانونی و از طریق مزایده وبه طریق قضایی به خوانده واگذار گردیده است و صورتجلسه و مزایده و سایر تصمیمات دادگاه در خصوص واگذاری ملک به واخوانده مطابق ماده 1287 سند رسمی می باشد و دستور قضایی دادگاه مبنی بر تملیک ملک به واخوانده نیز مطابق مقررات مذکور سند رسمی محسوب شده ودارای همان آثاری است که سند مالکیت دارد و کسی که ملک به نفع وی تملیک شده است می تواند درخواست خلع ید نماید نظریات شماره 71727 تاریخ 15/2/80 و 713478 تاریخ 11/4/79و716652 تاریخ 22/10/79 موید همین عقیده می باشد و با عنایت به این که واخواه از تهیه مقدمات تنظیم سند رسمی خودداری نموده و از تحویل آن به واخواه امتناع می نماید و نیز مانع واخوانده در استفاده از ملک گردیده است بنابراین واخوانده چاره ای جز در اقامه دعوی خلع ید ندیده است براین پایه دادگاه با رد دفاعیات واخواهی وکیل واخواه حکم بر رد واخواهی و تایید دادنامه واخواسته صادر مینماید رای صادر شده ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر در دادگاه تجدید نظر استان تهران می باشد.
ریس شعبه 36 دادگاه عمومی حقوقی تهران - امان اللهی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم م.م. با وکالت خانم ف.س. نسبت به دادنامه شماره 857.. . 92 مورخ 19/9/92 صادره از شعبه 36 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن و دادنامه غیابی شماره 638 مورخ 20/7/92 حکم به خلع ید خوانده از آپارتمان موضوع دعوی وفق ماده 43 قانون اجرای احکام مدنی و پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل له خواهان صادر شده است وارد نمی باشد و تجدیدنظرخواهی انطباقی با جهات درخواست تجدیدنظر مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی نداشته و دادنامه یادشده با توجه به جمیع اوراق و محتویات پرونده و با رعایت اصول و قواعد دادرسی و موازین قانونی اصدار گردیده و در این مرحله از رسیدگی دلیل جدید که مستلزم نقض دادنامه مذکور باشد اقامه نشده است و تجدیدنظرخواهی متضمن جهت موجه در نقض رای صادره نیست لذا با رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواسته را با استناد به ماده 358 قانون مرقوم عینا تایید می نماید. این رای قطعی است.
رییس شعبه 35 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
پورفلاح - زیوری

قاضی:
پورفلاح , محمد زیوری , رحیم امـان اللهی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 311 - غاصب باید مال مغصوب را عینا به صاحب آن رد نماید و اگر عین تلف شده باشد باید مثل یا قیمت آن را بدهد و اگر به علت دیگری رد عین ممکن نباشد باید بدل آن را بدهد.

مشاهده ماده 311 قانون مدنی

ماده 310 - اگر کسی که مالی به عاریه یا به ودیعه و امثال آن ها در دست اوست منکر گردد از تاریخ آن کار در حکم غاصب است.

مشاهده ماده 310 قانون مدنی

ماده 308 - غصب استیلاء بر حق غیر است به نحو عدوان. اثبات ید بر مال غیر بدون مجوز هم در حکم غصب است.

مشاهده ماده 308 قانون مدنی

ماده 519 - خسارات دادرسی عبارتست از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل و هزینه های دیگری که به طور مستقیم مربوط به دادرسی و برای اثبات دعوا یا دفاع لازم بوده است از قبیل حق الزحمه کارشناسی و هزینه تحقیقات محلی.

مشاهده ماده 519 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 515 - خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل جبران خسارات ناشی از دادرسی یا تاخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را که به علت تقصیر خوانده نسبت به اداء حق یا امتناع از آن به وی وارد شده یا خواهد شد همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تاخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب از خوانده مطالبه نماید. خوانده نیز می تواند خسارتی را که عمدا از طرف خواهان با علم به غیر محق بودن در دادرسی به او وارد شده از خواهان مطالبه نماید. دادگاه در موارد یادشده میزان خسارت را پس از رسیدگی معین کرده و ضمن حکم راجع به اصل دعوا یا به موجب حکم جداگانه محکوم علیه را به تادیه خسارت ملزم خواهد نمود. در صورتی که قرارداد خاصی راجع به خسارت بین طرفین منعقد شده باشد برابر قرارداد رفتار خواهد شد. تبصره 1 - در غیر مواردی که دعوای مطالبه خسارت مستقلا یا بعد از ختم دادرسی مطرح شود مطالبه خسارتهای موضوع این ماده مستلزم تقدیم دادخواست نیست. تبصره 2 - خسارت ناشی از عدم النفع قابل مطالبه نیست و خسارت تاخیر تادیه در موارد قانونی قابل مطالبه می باشد.

مشاهده ماده 515 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 198 - درصورتی که حق یا د ینی برعهده کسی ثابت شد اصل بر بقای آن است مگر این که خلاف آن ثابت شود.

مشاهده ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 348 - جهات درخواست تجدیدنظر به قرار زیر است : الف - ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه. ب - ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود. ج - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی. د - ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای ه- ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی. تبصره - اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد درصورت وجود جهات دیگر مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می نماید.

مشاهده ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 34 ـ همین که اجراییه به محکوم علیه ابلاغ شد محکوم علیه مکلف است ظرف ده روز مفاد آن را به موقع اجرا بگذارد یا ترتیبی برای پرداخت محکوم به بدهد یا مالی معرفی کند که اجرای حکم و استیفاء محکوم به از آن میسر باشد و در صورتی که خود را قادر به اجرای مفاد اجراییه نداند باید ظرف مهلت مزبور جامع دارایی خود را به قسمت اجرا تسلیم کند و اگر مالی ندارد صریحا اعلام نماید هر گاه ظرف سه سال بعد از انقضاء مهلت مذکور معلوم شود که محکوم علیه قادر به اجرای حکم و پرداخت محکوم به بوده لیکن برای فرار از آن اموال خود را معرفی نکرده یا صورت خلاف واقع از دارایی خود داده به نحوی که اجرای تمام یا قسمتی از مفاد اجراییه متعسر گردیده باشد به حبس جنحه ای از شصت و یک روز تا شش ماه محکوم خواهد شد. تبصره ـ شخص ثالث نیز می تواند به جای محکوم علیه برای استیفای محکوم به مالی معرفی کند.

مشاهده ماده 34 قانون اجرای احکام مدنی

ماده 43 ـ در مواردی که حکم خلع ید علیه متصرف ملک مشاع به نفع مالک قسمتی از ملک مشاع صادر شده باشد از تمام ملک خلع ید می شود ولی تصرف محکوم له در ملک خلع ید شده مشمول مقررات املاک مشاعی است.

مشاهده ماده 43 قانون اجرای احکام مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM