با استعانت از خداوند متعال در خصوص دادخواست م.ت. با وکالت آقایان ر.ز و م.ز. به طرفیت س.ب. فرزند ش. با وکالت م.ح. به خواسته الزام خوانده به تمکین عام و خاص وکیل خواهان توضیح داده است: موکل برابر عقدنامه تنظیمی دفترخانه.. . به شماره 23418 رباط کریم به عقد دایم و شرعی خانم س.ب. درآمده و در مورخه 25/12/92 که پس از شروع زندگی مشترک خوانده در تاریخ حدودا 2/9/1382 خانه و کاشانه خود را رها کرده و به منزل پدر خود رفته و این در حالی است که خوانده از لحاظ روحی و روانی و فیزیکی هیچ مشکلی نداشته و دارای خانه استیجاری و درآمد متوسط تمام هزینه های زندگی را تامین کرده و متاسفانه خوانده به بهانه های کاذب و اینکه موکل اعتیاد داشته و پرونده
طلاق و در شعبه چهارم اسلامشهر و طرح و نهایتا جواب آزمایش منفی بوده حدود 5 ماه که نامبرده هیچ تمکین چه به صورت عام چه به صورت خاص از موکل نداشته و موجب خسران ورود آسیب های روحی و روان شده و لذا مستندا به
قانون مدنی و به محض انعقاد عقد نکاح تکالیفی برای طرفین مترتب می شود و من جمله تمکین زوجه از زوج چه به صورت عام و چه به صورت خاص ایضا پس از ترک نامبرده از منزل مسکونی زوج (موکل) به کرات از ریش سفیدهای محلی و خویشان خود را جهت اینکه به منزل موکل برگردد متاسفانه متعهد شهود واقع نشده و نامبرده حاضر به تمکین نشدند و نیز نشانی منزل مسکونی موکل و همسر خود را ابتدای اتوبان واوان ایستگاه علی آباد مجتمع.. . که از تاریخ 1/6/92 لغایت 1/6/93 در
اجاره موکل بوده و اصل
قولنامه در دست خوانده محترم می باشد که از قرار ماهیانه شصت هزار تومان که پیش ودیعه آن دوازده میلیون می باشد و نهایتا درخواست رسیدگی نموده است وکیل خوانده در جلسه رسیدگی حضور یافته و در دفاع اظهار داشته است: ادعای خواهان واهی بوده چرا که زوج به هیچ یک از تعهدات خویش برابر موادی مواد 1102 و 1103 و 1107
قانون مدنی عمل ننموده و خواهان محترم بیکار و اعتیاد داشته و بنا به اظهارات موکله در مورخه 23/8/92 پدر خواهان موکله را به منزل پدرش برده و اعلام نموده که پسر اینجانب نمی تواند زندگی مشترک خویش را اداره نماید و هرگونه شکایت می خواهید بنماید که صورت جلسه و استشهادیه آن ضمیمه پرونده می باشد و در ادامه اظهار داشته است: موکله چندین مرتبه به منزل مشترک مراجعه که یکی از عوامل عدم حضور زوجه در منزل مشترک مقفل شدن آن از جانب زوج و نقل مکان زوج به منزل پدریش سوء رفتار و سوء معاشرت وی بوده است. الزام زوجه به تمکین درحالی که دوشیزه است از حق حبس خود مقرر 1085
قانون مدنی درحالی که
مهریه و
نفقه خویش را دریافت ننموده است موجه به نظر نمی رسد الزام به تمکین صحیح نیست لذا در صورت صحت در بکارت زوجه بنابراین تحصیل تمکین به زوجه موجه نیست و برخلاف موادی ماده 1085 قانون مارالذکر می باشد که دایر به حق حبس برای نامبرده تلقی می گردد و.. . . و اینکه نهایتا درخواست را رد دعوای خواهان را نموده است. دادگاه با بررسی جمیع اوراق و محتویات پرونده و شرح اظهارات وکیل خواهان و خوانده در جلسه رسیدگی و اینکه وکیل خوانده ادعا نموده است که زوجه باکره بوده و از حق حبس خود می تواند استفاده نماید و سپس دادگاه در اجرای مقررات زوجه به پزشکی قانونی معرفی و حسب گواهی صادره به شماره 33037 مورخه 21/12/92 پزشکی قانونی شهرستان بهارستان رباط کریم که اعلام نموده است در تاریخ 21/12/92 و در ساعت 10/15 صبح معاینه پرده بکارت به عمل آمد پرده بکارت از نوع حلقوی و بدون پارگی است و لذا دادگاه با توجه به مراتب فوق و اینکه زوجه می تواند از حق حبس خود استفاده نماید و دادگاه با استناد به ماده 1085
قانون مدنی خواسته خواهان را نیز غیر وارد تشخیص و حکم به بطلان دعوا خواهان صادر و اعلام می نماید رای صادره حضوری و ظرف مهلت 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 5 دادگاه عمومی حقوقی شهرستان بهارستان ـ کوچکی