خانم س.م. با وکالت آقای م.ع. وکیل پایه یک دادگستری به طرفیت آقای س.ف. دادخواستی به دادگاه عمومی حقوقی قم تقدیم نموده که به شعبه 15 خانواده ارجاع گردیده است خواسته خواهان صدور گواهی عدم امکان سازش به جهت تحقق بندهای 1 و 2 و 3 و 8 و 9 و 12 عقدنامه موضوع سند ازدواج 22444 مورخ 31/4/81 که دلالت بر رابطه زوجیت اصحاب دعوی دارد در دادخواست ذکرشده است سوابق کیفری خوانده مورد استناد در دعوی قرارگرفته است دادگاه از محاکم جزایی قم سوابق کیفری خوانده را استعلام نموده است وقت جهت رسیدگی نیز تعیین کرده است در جلسه مورخ 19/12/91 خوانده حاضر نشده است وکیل خواهان و وکیل خوانده حاضر بوده اند وکیل خواهان گفته خوانده از اوایل برج 1 سال 89 منزل مشترک را ترک گفته که با انقضای
مدت اجاره منزل موکله آنجا را که در خیابان شهید کلاهدوز خیابان ت. کوچه.. . پلاک.. . بوده است تخلیه کرده است و به جای دیگر نقل مکان کرده است لذا ترک
نفقه از برج یک سال 89 و ترک زندگی مشترک از همان تاریخ محقق شده است زوج در همان تاریخ به تعدادی از خویشان و نزدیکان موکل اعلام کرده دیگر قصد بازگشت به زندگی را ندارد و از آن ها خواسته به همسرش بگویند تا لباس ها و وسایل شخصی او را بفرستند که مادر زوجه آن ها را تحویل داده است شهود و مطلعین حاضر به ادای شهادت هستند برای سوء رفتار زوج نسبت به زوجه که چند بار او را مورد حمله و ضرب قرار داده شهود وجود دارند که این رفتار موجب ترس و دلهره زوجه گردیده است در مورد بند 6 عقدنامه پاسخ استعلام از دادگاه کیفری و اجرای احکام که پیوست پرونده است موید ادعاست در خصوص محکومیت او به جزای نقدی بابت
کلاهبرداری و حبس و میزان آن از اجرای احکام کیفری استعلام شود بند 8 نیز محقق گردیده است چون زوج از همان ابتدای امر از سال 89 اقدامی برای بازگشت به زندگی نکرده است و عذر موجهی نیز ارایه نداده است بند 9 نیز پاسخ اجرای احکام موید آن خواهد بود درخواست استعلام از تشخیص هویت آگاهی نیز با وصف اینکه سوابق با انگشت نگاری منعکس است دارم و در صورت انکار زوج در مورد ازدواج مجدد درخواست سوگند ایشان را دارم هم چنین شاهد هم دارم وکیل خوانده گفته است زوجه برابر دادنامه 89/993 صادره از شعبه 264 دادگاه خانواده تهران محکوم به تمکین شده که با قطعیت آن و اجرای حکم تاکنون حاضر به اجرای آن نشده است نیز موکل از مادر همسرش در مورخ 30/4/89 شکایت نموده است به عنوان مفقودی همسر که ایشان اعلام کرده اند دو ماه بوده زندگی را ترک کرده است و هیچ اطلاعی از ایشان ندارند موکل هر بار با خانواده زوجه تماس داشته اظهار بی اطلاعی می نموده اند لذا ترک
نفقه و ترک زندگی وجاهتی ندارد. موکل کوچک ترین سوء رفتاری نسبت به زوجه نداشته و این ادعا متکی به دلیلی نیست در مورد بندهای 6 و 9 عقدنامه موکل منکر هرگونه جرمی می باشد و ادعاهای منتسبه مورد قبول او نیست پاسخ استعلام به عمل آمده که پیوست پرونده است شفاف نمی باشد که چه زمانی اتفاق افتاده آیا قبل از ازدواج بوده یا خیر؟ و اجرای احکام در پاسخ اعلام کرده حکم اجرا نشده و میزان مجازات مندرج در حکم اعلامی 18 ماه بوده که می تواند مصداق بند 6 عقدنامه باشد و باید جرم مغایر با حیثیت خانواده باشد که در مانحن فیه موکل منکر هرگونه ارتکاب جرمی است در مورد بند 12 نیز هیچ گونه دلیلی ارایه نشده موکل منکر ازدواج می باشد وکیل زوجه گفته است زوجه برای انجام
طلاق خلعی حاضرشده یک ربع سکه بهار آزادی بذل نماید دادگاه از اجرای احکام دادسرای قم استعلام نموده است پیرو نامه قبلی و با ارسال رای محکومیت آقای س.ف. فرزند د. اعلام وضعیت محکومیت او را برای بهره برداری قضایی بنمایند اجرای احکام قم تصویر دو فقره دادنامه بدوی و تجدیدنظر موضوع محکومیت آقای س.ف. متهم به
صدور چک بلامحل به یک سال حبس تعزیری و دو سال محرومیت از داشتن دسته چک را ارسال داشته است. (برگ های 49 و 50 پرونده) در جلسه دادرسی مورخ 8/2/92 خواهان گفته است شوهرم ازنظر اخلاق و رفتار خوب نیست همه طلبکارهای او به خانه مراجعه می کنند من وحشت می کنم هزینه زندگی نیز پرداخت نمی کند از اردیبهشت سال 89 نیز مرا رها کرده است و رفته و تلفنی مرا تهدید کرده که باید
مهریه ات را ببخشی و در اواخر می گفت اگر
طلاق می خواهی باید پول به من بدهی من در منزل تامین جانی نداشتم خودزنی می کرد و عصبانی بود در این اواخر نیز رفته زن گرفته به او گفتم زن گرفتی که چیزی نگفت و خندید دیگر نمی شود با او زندگی کند وکیل او گفته است دادنامه تمکین غیابی است که نشانی قیدشده در دادنامه منزل خاله موکل است که اساسا به دست موکل نرسیده چون مالک در کانادا اقامت داشته و هیچ گاه به دست موکل نرسیده است خوانده تاکنون به زندگی مشترک برنگشته موکل ناگزیر به ترک منزل استیجاری شده در خصوص دو فقره سابقه کیفری گواهی اجرای احکام موید آن است. شهودی برای ترک انفاق و ترک زندگی مشترک حاضر به شهادت می باشند دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده داور زوجه معرفی شده و داور زوج نیز توسط وکیل او معرفی شده است داور زوج در نظریه کتبی خودش از قول زوج گفته است تا زمانی که زوجه در تمکین زوج بوده
نفقه او را پرداخت نموده خودش منزل را تخلیه کرده است و پیش پرداخت منزل را با
فسخ قرارداد دریافت نموده است و چون دادخواست تمکین داده و بابت مفقودی او اعلام شکایت نموده است حاضر به
طلاق زوجه نمی باشد در برگ 69 پرونده نامه ای از دادسرای ساوه واصل شده که اعلام گردیده خانم س. به اتهام رابطه نامشروع و نگهداری مشروبات الکلی به جزای نقدی و تحمل سی ضربه شلاق تعزیری در پرونده کلاسه 880589 شعبه اول اجرای احکام کیفری محکوم گردیده است که این گواهی را وکیل زوج ارایه داده است در لایحه ای که داور زوجه تقدیم نموده است نظر زوجه را برای
طلاق خلعی اعلام نموده است توسط دادگاه در جلسه مورخ 18/4/92 از شهودی که زوجه برای اثبات ترک زندگی مشترک و عدم پرداخت
نفقه از سوی زوجه تعرفه نموده در اوراق 81 الی 84 پرونده تحقیق به عمل آمده است که تحقیق با حضور وکیل زوج به عمل آمده است. دادگاه پس از توضیحات وکلای زوجین و شخص زوجه که حاضر بوده است ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه 656 با توجه به محتویات پرونده و اظهارات طرفین و محرز بودن رابطه زوجیت هرچند دلایل کافی بر تحقق بندهای 1 و 6 و 12 شرایط ضمن عقد نکاح وجود ندارد لیکن بندهای 2 و 8 و 9 استنادی زوجه و وکیل او تحقق پیداکرده محکومیت قطعی زوج به لحاظ
صدور چک بلامحل به یک سال حبس و نیز به حبس 18 ماه به لحاظ
کلاهبرداری که با حیثیت خانوادگی زوجه منافات دارد محرز است زوجه با توجه به مراتب حق استفاده از وکالت تفویضی مندرج در سند نکاحیه را برای
طلاق تحصیل کرده است لذا دادگاه ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش به خواهان اجازه می دهد به یکی از دفاتر رسمی ثبت
طلاق مراجعه و با انتخاب
طلاق خلعی و بذل یک ربع سکه بهار آزادی از
مهریه خود در حق همسرش و قبول بذل از طرف وی خود را مطلقه نماید عده
طلاق سه طهر خواهد بود از این رای وکیل زوج خانم م.م. تجدیدنظرخواهی نموده است و مستندات دادگاه را برای صدور رای که بندهای 2 و 8 و 9 عقدنامه ذکرشده است فاقد وجاهت دانسته زیرا هیچ گونه دلیل اثباتی بر سوء رفتار زوج نسبت به زوجه وجود نداشته و شهودی که بر ترک انفاق و ترک زندگی مشترک از سوی زوج شهادت داده اند رابطه خویشاوندی داشته اند و خلاف واقع شهادت داده اند و اظهارات آنان نیز در حدی نیست که بر سوء رفتار زوج و غیرقابل تحمل بودن آن برای زوجه دلالت نماید و از طرفی اظهارات آنان با حکم تمکین و محتویات پرونده انطباق ندارد در واقع زوجه زندگی مشترک را ترک کرده نه زوج. در مورد بند 9 که خواهان 2 فقره محکومیت از موکل ارایه نموده (صفحه 30 پرونده) حکم اجرا نشده و مغایر با حیثیت خانوادگی زوجه نیست زیرا خود او دارای 2 فقره سابقه محکومیت اخلاقی رابطه نامشروع و نگهداری مشروب الکلی می باشد لذا نقض رای بدوی را خواستار شده است پرونده به شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان قم ارجاع شده است هییت شعبه برای 13/8/92 وقت جهت رسیدگی تعیین نموده در جلسه مورخ مذکور وکیل زوجه و شخص زوجه حضورداشته اند و وکیل زوج نیز حضورداشته است توضیحات ماخوذه و اظهارات وکلای طرفین تکرار مطالبی است که هر یک از آنان در پرونده قبلا مطرح نموده اند و مورد بررسی نیز قرارگرفته است النهایه دادگاه چون حضور شخص تجدیدنظرخواه که حاضر نبوده است ضروری دانسته وقت مجدد جهت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت نموده است در جلسه مورخ 2/9/92 ریاست دادگاه از زوجه خواسته است با وصف اینکه دادگاه در رای تجدیدنظر خواسته با استناد به بندهای 2 و 8 و 9 عقدنامه حکم صادر کرده و شما نسبت به رای اعتراضی نکرده اید در مورد بندهای 1 و 6 و 12 عقدنامه مطلبی دارید؟ گفته است به آنچه دادگاه رای داده مورد قبول من است نسبت به بقیه موارد ادعایی ندارم وکیلم پاسخ می دهد. وکیل او گفته است سوء معاشرت زوج یکی اینکه بی خبر موکل را رها کرده و بارها به خاطر امور مالی زوج خودش را زخمی می کرده و بارها موکل را تهدید می کرده و فحاشی می کرده که مادر خانم شاهد است راجع به بند 8 از عقدنامه که ترک زندگی باشد زوج از اوایل اردیبهشت سال 89 به همسرش اعلام کرده که در تهران نمی ماند و گفته وسایل مرا بفرستید که موکل از تهران وسایل را به قم فرستاده و دیگر از اردیبهشت 89 به منزل مراجعه نکرده است که برای ترک زندگی موکل برای مطالبه و یا ترک انفاق اقدامی نکرده است. چون از محلش خبری نداشته است و تا به حال هم
نفقه ای نپرداخته است دیگر اگر شوهر حاضر به ادامه زندگی باشد زوجه حاضر نیست زندگی کند طلبکارهای متعددی دارد راجع به بند 9 دو فقره محکومیت چک بلامحل و
کلاهبرداری دارد که قطعی شده است وکیل تجدیدنظر خوانده گفته است موکل حاضر است خانه تهیه کند و منزل قبلی هم
اجاره نامه را بنام خانمش تنظیم کرده و حتی یک منزل را هم موکل بنام زوجه اش نموده بوده که آن را فروخته اند در سال 89 به خاطر نیاز مالی که داشته اند چون
اجاره نامه بنام زوجه بوده آن را زوجه تخلیه و پول رهن را هم دریافت کرده و از تهران نمی دانم کجا رفته است در خصوص بند 9 عقدنامه موکل یک فقره محکومیت داشته است که رضایت گرفته است و حکم کیفری 18 ماه حبس چون رضایت گرفته اجرا نشده است عقد زوجیت فی مابین را حاجی آقایی که روحانی بوده 20 روز قبل از ثبت آن خوانده است بعدا گرفته اند در دفترخانه ثبت کرده اند دفتردار عقدی نخوانده موکل گفته است شرطی برای ما نخوانده اند و عقد دیگری نیز نبوده دفتر را امضاء کرده اند زوجه در دادگاه گفته است عقد ازدواج اولیه در منزل خاله ما واقع شد افراد زیادی از مرد و زن بودند سید روحانی از طرف شوهرم آورده شده و آن عاقد عقد را خواند با 500 سکه
مهریه به مدت کمتر از یک ماه من و شوهرم و چند نفر از اقوام به محضر رفتیم و در آنجا محضردار دوباره عقد ازدواج را خواند با
مهریه 500 عدد سکه و محضردار همه شرایط را برای ما خواند و ما امضاء کردیم چیز دیگری اتفاق نیفتاد و جز اینکه پدر شوهرم ضمانت کرده بود اگر شوهرم
مهریه را ندهد ایشان بپردازد در رابطه با اینکه در رابطه نامشروع محکوم شده ام و قطعی شده قبول دارم ولی اجرا نشده وکیل او گفته است تمام شرایط در عقدنامه تفهیم شده ضمنا موکل اینجانب مفقود نشده است و منزل استیجاری که منزل زوجه بوده خود او
اجاره کرده بود بعد از اتمام
مدت اجاره و گرفتن مبلغ رهن چون تنها مانده بود مجبور شده موقتا به منزل مادرش برود درخواست تمکین چون حکم آن به وی ابلاغ نشده چون در نشانی اعلام شده کسی نبوده هیچ گاه ابلاغ نشده است هنوز هم خاله زوجه خارج از کشورند درخواست تمکین در جهت رفع مسیولیت از پرداخت
نفقه داده شده است دادگاه از زوجه سوال کرده است. بعد از تخلیه منزل و استرداد مبلغ رهن آیا آدرس محل سکونت خود را به شوهرت اعلام کردید گفته است بلی به خودش گفتم من منزل مادرم هستم چرا اعلام مفقودیت مرا کردی در لایحه ای زوج گفته است ترک زندگی نکرده است بلکه همسرم منزل مشترک را جابجا نموده و وجه تودیعی را مسترد نموده و از نشانی بعدی او هیچ اطلاعی نداشته است و به او دسترسی نداشته ام صدور حکم بر بی حقی او را خواستارم دادگاه با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه 92/932 بدین شرح انشاء رای نموده است «دادگاه محترم بدوی به بندهای 2 و 8 و 9 عقدنامه استناد نموده ولی بندهای 1 و 6 و 12 استنادی زوجه و وکیل او را موجه ندانسته و در این مرحله نیز مورد استناد آنان نمی باشد زوج از جهت اینکه سوء رفتار در زندگی مشترک نداشته و اظهارات زوجه و وکیل او نیز منطبق با بند 2 عقدنامه نیست بند 2 عقدنامه محقق نگردیده است زیرا نه حکم محکومیت و نه دلیل دیگری ارایه شده راجع به ترک زندگی مشترک چون زوجین در یک منزل زندگی می کرده اند و توسط زوجه
اجاره شده است که پس از اتمام
مدت اجاره آن منزل را ترک کرده و آدرس محل سکونت خود را به زوج اعلام ننموده که به همین خاطر زوج اعلام مفقودی زوجه اش را کرده است که بعدها حکم تمکین زوجه اش را گرفته است و تاکنون زوجه حاضر به تمکین نبوده و نیست استفاده می شود ترک زندگی مشترک از ناحیه زوجه بوده نه زوج که با این وصف استناد به بند 8 از عقدنامه موجه نیست راجع به محکومیت زوج به حبس که هیچ کدام از احکام کیفری به مرحله اجرا درنیامده و نیز برفرض به اجرا درآمدن خود زوجه دارای محکومیت کیفری به خاطر رابطه نامشروع می باشد گذشته از همه این ها عقد ازدواج زوجین توسط یک نفر روحانی در منزل با حضور عده ای صورت گرفته بدون اینکه عقدنامه ای و یا شرایط عقد وجود داشته باشد و بدون شرط ضمن عقد بعد از مدتی به دفترخانه مراجعه کرده اند و سردفتر مجددا به قول زوجه عقد ازدواج را خوانده و با همان
مهریه دفعه اول و قبل و با شرایط از طرفین امضاء گرفته است که برفرض قبول تحقق وکالت چون وکالت ضمن عقد نکاح و یا عقد خارج لازم دیگری واقع نشده و عقد مجدد سردفتر اعتباری ندارد و حال نیز زوج نمی خواهد زوجه را
طلاق دهد که دلیل بر عزل زوجه از وکالت است بر اساس ماده 358
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و بر اساس ماده 197 این قانون و ماده 1257
قانون مدنی حکم بر بطلان دعوی زوجه صادر می گردد از این رای اکنون زوجه فرجام خواهی نموده است که هنگام شور با گزارش پرونده لایحه فرجام خواه قرایت می شود.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: