در تاریخ 9/2/91 آقای س.ژ. به وکالت از طرف آقای و.م. به طرفیت خانم م.ن. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق به لحاظ سوء رفتار و سوء معاشرت زوجه تقدیم نموده که در شعبه 46 دادگاه عمومی خانواده مشهد ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد آقای س.ف. و خانم ف.م. وکلای پایه یک دادگستری با تقدیم وکالت نامه از جانب زوجه اعلام وکالت نموده اند در جلسه اول دادرسی به تاریخ 11/6/91 که با حضور وکلای طرفین و خوانده تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت خواسته به شرح متن دادخواست تقدیمی است وکیل خوانده اظهار داشت موکله از سال 1367 در قید زوجیت خواهان قرار دارد حاصل زندگی مشترک دو فرزند به اسامی الف. 18 ساله و م. 22 ساله می باشد موکله هیچ تمایلی به جدایی و
طلاق ندارد. خواهان ماه هاست بنای ناسازگاری را گذاشته و کانون گرم زندگی را با بهانه های واهی و بی اساس مبدل به محیطی سرد و بی روح نموده و با ضرب و شتم موکله و اخراج وی از منزل مشترک و عدم پرداخت
نفقه موجبات عسر و حرج وی را فراهم نموده است. در صورت اصرار خواهان به جدایی ملزم به پرداخت حق وحقوق قانونی موکله شامل
مهریه و اجرت المثل ایام 24 سال زندگی زناشویی می باشد و به علاوه خواهان دارای وضعیت مالی بسیار مناسب و از متمولین شهر می باشد و حسب اظهار موکله ازجمله دارایی های ایشان مالکیت یک واحد آپارتمان در خیابان ف. و مالکیت یک باب آپارتمان در خیابان هنرستان گ... . و مالکیت یک دانگ مشاع از شش دانگ یک باب پاساژ ب. واقع در.. . و سه دانگ یک واحد مرغ داری واقع در سه راه ف. مشهد و مالکیت یک دستگاه اتومبیل سانتافه و غیره می باشد که تمام اموال مذکور به استثناء یک دانگ پاساژ را در زمان زندگی مشترک به دست آورده است و حساب های بانکی وی نیز بیانگر تمکن نامبرده می باشد. زوجه در پاسخ به سوال دادگاه که آیا در مدت زندگی مشترک قصد گرفتن اجرت را داشته و یا قصد تبرع داشته است اظهار داشت قصد تبرع را داشتم و حال در مورد حقوق من به کارشناس ارجاع گردد. سپس دادگاه جهت ایجاد صلح و سازش بین طرفین موضوع را به داوری ارجاع و نیز جهت تعیین میزان نحله برای زوجه قرار ارجاع امر به کارشناس صادر نموده است. داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود دال بر عدم سازش طرفین را تقدیم داشته اند و کارشناس منتخب دادگاه طی نظریه کتبی تقدیمی در اوراق 20 و 21 پرونده میزان نحله استحقاقی زوجه را با لحاظ کلیه عوامل و جهات موثر در قضیه مبلغ پانصد میلیون ریال تعیین و اعلام نموده است. نظریه کارشناس به وکلای طرفین ابلاغ شد و وکیل خواهان نسبت به آن اعتراض نموده و متعاقبا دادگاه موضوع را به هییت سه نفره کارشناسان ارجاع نموده و هییت کارشناسان به شرح نظریه تقدیمی در برگ 30 پرونده میزان نحله زوجه را معادل مبلغ یک صد میلیون تومان تعیین و اعلام نموده اند. نظریه هییت کارشناسان به وکیل خواهان ابلاغ گردید و مراتب اعتراض خود را نسبت به آن اعلام داشته است. سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 2870-3/12/91 پس از ذکر مقدمه ای از چگونگی اقامه دعوی و اظهارات و مدافعات وکلای طرفین زوجه با عنایت به اظهارات طرفین و نظریه داوران و نظریه هییت کارشناسی در مورد حق نحله دعوی خواهان را وارد تشخیص و مستندا به ماده 1133
قانون مدنی به زوج خواهان اجازه داده ضمن
پرداخت مهریه زوجه با احتساب آن به نرخ روز و نیز پرداخت حق نحله به مبلغ یک میلیارد ریال و
نفقه ایام عده از قرار ماهیانه مبلغ شش صد هزار تومان زوجه خود را به
طلاق رجعی مطلقه نماید. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوج نسبت به آن و رقم نحله تعیین شده اعتراض و تجدیدنظرخواهی نموده که پس از انجام تشریفات قانونی شعبه پانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی در مقام رسیدگی به تجدیدنظرخواهی مطروحه به شرح تصمیم مورخ 16/6/92 دستور داده که نظریه هییت کارشناسان به وکلای طرفین ابلاغ شود و پس از انجام آن سپس ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 1310-92 مورخ 30/7/92 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه تشخیص و ضمن رد آن دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 8/8/92 به وکیل زوج ابلاغ شد و زوج شخصا در تاریخ 28/8/92 با تقدیم دادخواست نسبت به آن فرجام خواهی نموده که نسخه ثانی دادخواست به زوجه فرجام خوانده ابلاغ شد ولی لایحه جوابیه ای از ایشان در پرونده مشهود نیست. پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرایت می گردد.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای حسن عباسیان عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: