دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 920997024260095 مورخ 30/7/1392 صادره از شعبه 129 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر بطلان دعاوی تجدیدنظرخواهان 1- ع.خ. 2- ر.الف. به خواسته صدور حکم بر
فسخ قرارداد عادی مورخ 10/2/1390 و دعوی م.س. به خواسته الزام به اخذ پایانکار از شهرداری و
صورت مجلس تفکیکی و تحویل و تنظیم
سند رسمی یک دستگاه آپارتمان جزو پلاک ثبتی 4818/88 واقع در بخش 11 تهران و مطالبه
خسارت ناشی از تاخیر در اجرای تعهدات قراردادی موضوع بند 7-6 اشعار دارد در اساس موافق قانون و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لوایح اعتراضیه وارد نبوده و مستوجب نقض آن نمی باشد زیرا که اولا هرچند به تصریح ماده 219 از
قانون مدنی و قواعد فقهی لزوم و صحت اصل بر اصالت قراردادها تنظیمی فی مابین اشخاص بوده و عقودی که بر طبق قانون واقع شده اند برای متعاملین آن متبع و لازم الرعایه می باشد لیکن این امر ناظر به مواردی می باشد که عقد واقع شده با رعایت اصول کلی حاکم بر قراردادها تنظیم و یا اینکه عقد واقع شده به طریق قانونی منتهی به انحلال نشده باشد این در حالی است که در مانحن فیه مستند مدرکیه تجدیدنظرخواه (م.س.) در تاریخی موخر بر
انعقاد قرارداد مشارکت و اعطای وکالت نامه رسمی از ناحیه مالکین وقت بنام های ح.ش. و ن.م. با ر.الف. و ع.خ. به تاریخ 10/2/1390 منعقد گردیده است که به موجب وکالت نامه رسمی تفویضی از ناحیه مالکین به سازندگان به شماره 71236 مورخ 15/7/1389 تنظیمی در دفترخانه.. . اسناد رسمی تهران که در تعقیب
قرارداد مشارکت به سازندگان تفویض گردیده است حق هرگونه انتقال و واگذاری از سازندگان سلب گردیده است و اقدام سازندگان در جهت واگذاری یک باب از آپارتمان ها که مقرر بوده در تاریخی موخر در پلاک ثبتی مختلف فیه احداث گردد بدون اخذ استیذان از مالکین فضولی بوده و مالکین مراتب عدم رضایت خود را نسبت به اقدام صورت گرفته اعلام داشته اند. ثانیا قطع نظر از اینکه در زمان تنظیم مبایعه نامه مورخ 10/2/1390 حق واگذاری از سازندگان سلب گردیده بود در آن مقطع نیز عملیات ساختمانی صورت نپذیرفته و عملا اقدامی از ناحیه سازندگان در جهت تخریب نیز واقع نگردیده بود. ثالثا به جهت عدم اقدام سازندگان و ایفاء تعهدات قراردادی متعاقدین
قرارداد مشارکت در تاریخ 23/5/1391 مبادرت به
اقاله قرارداد نموده اند که با وقوع این واقعه حقوقی (
اقاله یا تفاسخ) آثار
اقاله به زمان انعقاد عقد عودت گردیده و اساسا با وقوع
اقاله قرارداد اولیه مشارکت از ابتدا منتهی به انحلال گردیده است فلذا تمامی قراردادهای منعقده از ناحیه سازندگان با اشخاص ثالث به جهت این واقعه نیز متزلزل گردیده و سازندگان در مقابل خریداران مسیولیت داشته و مکلف به استرداد وجوه دریافتی می باشند و مالکین مسیولیتی در قبال خریداران ندارند. رابعا هرچند تهیه مقدمات و تشریفات و تنظیم و تحویل سند مورد معامله از زمره مالکین می باشد لیکن الزام آنان منوط به احراز رابطه قراردادی و ایضا تداوم عقد واقع شده می باشد که در پرونده مطمع نظر با توجه به
اقاله صورت گرفته فی مابین مالکین با سازندگان دیگر رابطه قراردادی وجود نداشته تا موجبات الزام مالکین را به انتقال سند و تحویل مورد معامله ایجاب نماید فلذا مادامی که این واقعه حقوقی (تفاسخ) به طریق قانون منتهی به بی اعتباری نگردد اساسا دعوی به کیفیت مطروحه قابلیت اجابت را ندارد. خامسا قطع نظر از اینکه فسخ یک عمل قضایی نبوده تا آن را از دادگاه درخواست نموده بلکه فسخ به نظر دادگاه یک واقعه حقوقی بوده که با اراده صاحب
خیار محقق که پس از اعمال حق از ناحیه ذوال
خیار آن را به طریق مقتضی به اطلاع طرف مقابل رسانیده و تایید آن را درخواست می نمایند نظر به اینکه دعوی فسخ زمانی قابلیت پذیرش را دارد که عقد واقع شده به طریق قانونی و برابر مقررات توسط متعاملین آن منعقد و سپس به جهت تخلف یکی از طرفین
قرارداد و ایجاد حق برای طرف دیگر در آن مقطع شخص صاحب
خیار تایید فسخ را از دادگاه درخواست نماید این در حالی است که در مانحن فیه اساسا عقد واقع شده (
قرارداد عادی مورخ 10/2/1390) به نحو صحیح منعقد نگردیده به جهت عدم تنفیذ مالکین به لحاظ سلب حق فروش به سازندگان فضولی بوده و محکوم به بطلان بوده است ازاین رو طرح دعوی فسخ به لحاظ فاسد بودن بیع محمل قانونی نداشته است ازاین رو دادگاه ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی های به عمل آمده و با استناد به قسمت اخیر ماده 358 از
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه معترض عنه را نتیجتا تایید و استوار می نماید. رای صادره حضوری و قطعی است.
رییس شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
امانی شلمزاری ـ کریمی