گزارش پرونده قبلا به عنوان مقدمه دادنامه شماره 319 مورخ 13/3/92 این شعبه مشعر بر نقض دادنامه شماره 2203 مورخ 30/11/91 شعبه 30 دادگاه تجدیدنظر استان تهران درج گردیده و نیازی به تکرار نیست. خلاصه اینکه خانم ن.ع. در تاریخ 15/12/90 دادخواستی به طرفیت همسرش آقای س.خ. به خواسته
طلاق تقدیم نموده و طی آن توضیح داده که در تاریخ 19/12/86 با صداقیه 313 سکه بهار آزادی به عقد دایمی و رسمی خوانده درآمده ام. زوج
نفقه نمی پردازد. منزل مستقلی تهیه نکرده و مدت هاست در منزل پدرم زندگی می نمایم و هزینه هایم را پدرم تامین می نماید. زوج سوء رفتار دارد. زمانی که در منزل پدر زوج زندگی می کردم با
توهین و فحاشی و ایراد ضرب وجرح عمدی نامبرده مواجه بودم. بسیاری از
جهیزیه ام را تخریب نمود وکیل زوجه نیز اعلام نموده که زوج از بهمن 89 به دلایل واهی ازجمله اینکه فاقد شغل و درآمد است زوجه را از منزل اخراج کرد و تاکنون اقدامی در جهت بازگشت زوجه انجام نداده است. بارها زوجه توسط زوج و پدر زوج مورد تهدید و فحاشی قرارگرفته است. آراء صادره در این مورد و
نفقه معوقه زوجه موجود است. زوجه به لحاظ عسر و حرج خواستار
طلاق است. وکیل زوج در مقام دفاع اعلام نموده زوجه دلیلی برای عسر و حرج ندارد. حکم محکومیت زوج به پرداخت
نفقه هنوز قطعی نشده است. زوجه طی دادنامه مورخ 30/5/90 محکوم به تمکین شده ولی حاضر به بازگشت نیست. در مور تهدید و فحاشی زوج و زوجه و پدر زوج در حق یکدیگر محکوم به پرداخت جزای نقدی شده اند. شعبه هفتم دادگاه عمومی شهرری به موضوع رسیدگی و پس از تشکیل جلسه دادرسی و استماع اظهارات و مدافعات طرفین و ملاحظه دادنامه های استنادی با این استدلال که خواهان دلیلی که مثبت عدم امکان وصول
نفقه به مدت 6 ماه باشد ارایه ننموده فلذا ادعای خواهان را وارد ندانسته و طی دادنامه شماره 1453 مورخ 1/6/91 حکم به بطلان دعوی زوجه صادر می نماید. زوجه نسبت به این رای تجدیدنظرخواهی نموده که پس از انجام تشریفات قانونی شعبه 30 دادگاه تجدیدنظر استان تهران به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 2203 مورخ 30/11/91 رای تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. وکلای زوجه نسبت به رای اخیر فرجام خواهی نموده که پس از وصول پرونده به دیوان عالی کشور و ارجاع آن به این شعبه هیات شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 319 مورخ 13/3/92 بنا به علل و جهات منعکس در آن رای فرجام خواسته را به علت نقص تحقیقات و رسیدگی نقض و رسیدگی مجدد را به همان دادگاه صادرکننده رای منقوض محول نموده است. در این رای توضیح داده شده که اولا: ارجاع امر به داوری صورت نگرفته و نظر داوران اخذ نشده ثانیا: زوج به همراه پدرش به
اتهام توهین و
افترا نسبت به زوجه محکومیت کیفری حاصل نموده اند ثالثا: صدور حکم تمکین در سال 90 موجب کاهش اختلافات نگردیده است در این مرحله شعبه 30 دادگاه تجدیدنظر استان تهران وارد رسیدگی مجدد شده و پس از تکمیل تحقیقات موردنظر ازجمله ارجاع امر به داوری و استماع توضیحات طرفین در جلسه رسیدگی مورخ 23/6/92 و مطالبه پرونده های استنادی و ارجاع موضوع به واحد مددکاری اجتماعی ختم دادرسی را اعلام و تجدیدنظرخواهی وکیل زوجه نسبت به دادنامه شماره 1453 مورخ 1/6/91 شعبه هفتم دادگاه خانواده شهرری را وارد ندانسته و توضیح داده از طریق واحد مددکاری تحقیق و بررسی در خصوص موضوع نموده که نتیجه واصله طی شماره 92/177/ت/م مورخ 9/6/92 حاکی از آن است که اهالی اظهار بی اطلاعی از سوء رفتار زوج نموده و ترک منزل از ناحیه زوجه بوده و شهود تعرفه شده اکثرا شنیده های خود را بازگو نموده اند با ارجاع امر به داوری داور زوج اعلام داشته علی رغم تلاش برای اعاده زندگی مشترک نتیجه مثبتی حاصل نگردیده و گزارش نسبتا مفصلی را ارایه نموده است. داور زوجه در پایان گزارش خود اعلام نموده راهی برای آشتی و بازگشت باقی نمانده است. جهت تدقیق بیشتر دادگاه در جلسه رسیدگی مورخ 23/6/92 به طور متصل راجع به دلایل زوجه تحقیق نمود که ایشان ضمن تاکید بر عسر و حرج خود اظهار داشته حاضر است نیمی از
مهریه اش را در قبال
طلاق بذل نماید و موضوع مخاطره جانی را در ادامه زندگی مشترک مطرح نموده ولی هیچ دلیلی در این مورد ارایه ننموده لذا با عدم احراز عسر و حرج زوجه طی دادنامه شماره 1180 مورخ 21/7/92 رای تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. این رای در تاریخ 9/8/92 به وکلای زوجه ابلاغ گردیده و نامبردگان ظرف مهلت مقرر قانونی اعتراض و دادخواست فرجامی خود را نسبت به دادنامه اخیر تقدیم نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. گزارش پرونده و لایحه فرجامی هنگام شور قرایت می شود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای مسعود کریمپور نطنزی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: