در تاریخ 23/12/90 خانم فرجام خوانده با وکالت آقای و.ب. وکیل پایه یک دادگستری دادخواستی به طرفیت آقای فرجام خواه به خواسته صدور حکم
طلاق تقدیم دادگستری ابهر نموده و خلاصتا توضیح داده موکله در تاریخ 14/7/83 با خوانده ازدواج نموده و در تاریخ 22/5/85 جشن عروسی آنان برگزارشده و حاصل زندگی مشترک آنان یک دختر بچه 3 ساله بنام م. می باشد. با توجه به اینکه زوج به لحاظ حدوث اتفاق قطع نخاع قادر به حرکت و انجام زناشویی نمی باشد فلذا تقاضای صدور حکم
طلاق را دارم. رسیدگی به شعبه دوم دادگاه حقوقی ابهر ارجاع شده و وقت رسیدگی تعیین و طرفین دعوت شده اند که از ناحیه خوانده وکیل وی آقای م.ف. وکیل پایه 2 دادگستری وکالت نامه خود را تقدیم نموده و طی آن خلاصتا بیان داشته آسیب وارده از ناحیه کمر به موکل قطع نخاع نبوده بلکه کشیدگی و له شدگی نخاع بوده (مهره های 10 و 11 کمر) که قابلیت درمان را داشته به نحوی که با انجام دوره های درمان موکل در حال حاضر حتی برخلاف نظریه پیش بینی شده پزشک معالج که وعده راه رفتن در شش ماه را داده بوده بعد از 5/2 ماه از شروع درمان قدرت راه رفتن با واکر را پیداکرده که با این وصف به نظر نمی رسد بیماری موکل جزو امراض صعب العلاج موضوع شرط عقدنامه تلقی گردد. ثانیا به فرض اینکه بیماری موکل صعب العلاج تلقی گردد باید به نحو باشد که دوام زناشویی را برای زوجه مخاطره آمیز نماید تا شرط ضمن عقد تحقق یابد بنابراین در خصوص صدق قید مخاطره بودن بایستی به عرف و نیز نظریه پزشکی قانونی متوسل شد تقاضای رسیدگی و کسب نظریه کارشناسی پزشکی در هر دو بند فوق و اتخاذ تصمیم مقتضی را دارد. با تشکیل جلسه مورخه 24/4/91 وکیل خواهان به شرح دادخواست تقدیمی خواسته موکله اش را توضیح داده و وضعیت پیش آمده برای زوج را که قطع نخاع کمر می باشد غیرقابل تحمل برای موکله اش عنوان نموده و ازلحاظ روحی و روانی و اجتماعی و حیثیتی و نیازهای جنسی نیز زوجه کاملا در عسر و حرج قرارگرفته تقاضای صدور حکم با ارجاع امر به داوری را دارد. ضمنا
مهریه موکله 25 سکه طلای تمام بهار آزادی و سه دانگ یک عمارت.. . است که یک سکه آن را در قبال
طلاق بذل می نماید و مهم ترین مشکل فعلی زوجه اینکه طفل خردسال 5/3 ساله را زوج اجازه ملاقات مادر طفل را با وی نمی دهد تقاضای صدور دستور اعطای سرپرستی و نگهداری طفل مزبور به مادرش تا تعیین تکلیف پرونده می باشد و چون مانع این امر زوج می باشد تقاضا دارم به زوج نیز مراتب دستور تفهیم و طفل از ایشان اخذ و به مادرش تحویل شود. وکیل خوانده دفاعا بیان داشته دفاعیات به شرح لایحه تقدیمی است و نیز تقاضای ارجاع امر به پزشکی قانونی را نموده است. دادگاه از خوانده حاضر در جلسه سوال نموده آیا شما قادر به انجام وظایف زناشویی هستید؟ که وکیل خوانده پاسخ داده به استحضار می رسانم با توجه به اقرار صریح به عدم توانایی در انجام زناشویی موضوع مصداق عسر و حرج بوده و تخلف از شرط نیز محرز است و این موضوع هم از موارد تخلف شرط است و هم از موارد عسر و حرج است و چون طفل در نزد پدرش نگهداری می شود تقاضا دارم طی دستور موقت به مادرش تحویل و زمان ملاقات برای زوج تعیین فرمایید و در صورت صلاحدید با تعیین وقت و فرجه 4 ماهه موکل به پزشک قانونی ارجاع که در خصوص مسایل زناشویی و قابل برگشت بودن آن اظهارنظر گردد. وکیل زوجه نیز اظهار داشته با مهت 4 ماهه موافق نیستم و این وضعیت زوجه را در شرایط بحرانی بیش ازپیش قرار می دهد که غیرقابل تحمل برای زوجه است.. . . دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و داوران طرفین تعیین و نظریه های خود را تقدیم نموده اند که صلح و سازش ممکن نشده است و دادگاه پس از صدور دستور موقت شماره 511-26/4/91 مبنی بر نگهداری طفل توسط مادرش با بررسی محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و برابر دادنامه شماره 585-7/5/91 پس از ذکر مقدمه ای پیرامون تشریح وضعیت پیش آمده در پرونده از برای زوجین و تطبیق آن با موازین شرعی و قانونی و نیز جنبه های اخلاقی و حقوقی مسایل و فروعات قضیه خلاصتا به استدلال اینکه دادگاه ضمن احراز وضعیت عسر و حرج زوجه (مشقتی که عادتا قابل تحمل نیست) به استناد ماده 1130
قانون مدنی و به ویژه بند 5 آن و ماده واحده قانون.. . زوج را محکوم و ملزم به
طلاق زوجه با بذل یک قطعه سکه از
مهریه پس از قطعیت حکم با مراجعه به یکی از دفاتر
طلاق خود را مطلقه نماید.
حضانت فرزند مشترک تا پایان سن هفت سالگی به مادر محول می شود.. . ) آقای م.ف. وکیل زوج در تاریخ 5/6/91 نسبت به دادنامه فوق الذکر تجدیدنظرخواهی نموده و حاصل اعتراضش آن است که سقوط از درخت گردو نمی تواند جزو بیماری های صعب العلاج تلقی گردد و ازجمله افراد متخصص که اظهارنظر کرده اند ع.ف. می باشد که نظریه کمیسیون پزشکی سازمان تامین اجتماعی که پیوست پرونده می باشد براساس نظریات وی صادر گردیده و بعدا همین پزشک نظریه خود را باملاحظه وضعیت بهبودی نسبی موکل اعلام که کپی مصدق آن جهت ملاحظه پیوست می گردد که قدرت و توان حرکت موکل و صعب العلاج نبودن بیماری موکل را گواهی کرده است و نیز به بازگشت قوای جنسی وی نیز تاکید کرده است و از دادگاه محترم تقاضای معرفی موکل به پزشک مورد اعتماد دادگاه (پزشکی قانونی) گردید که توجهی به تقاضای اینجانب نگردید.. . تقاضای بررسی مجدد پرونده و نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته را می نماید. آقای و.ب. وکیل زوجه نیز لایحه ای تقدیم و طی آن بیان داشته در اینکه زوج مبتلا به قطع نخاع کمری شده هیچ جای تردید نیست و اصل موضوع موردقبول زوج بوده و صراحتا در پاسخ به سوال دادگاه محترم مبنی بر اینکه آیا قادر به انجام وظایف از زوجیت (زناشویی) هستید یا خیر؟ اقرار و اذعان داشته خیر قادر به نزدیکی نیستم.. . . ) رسیدگی به شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان زنجان ارجاع شده و این دادگاه توضیح از طرفین را در تصمیم گیری نهایی دادگاه ممکن التاثیر دانسته که جلسه مقرر به تاریخ 13/9/91 با حضور زوجین و وکلای آن ها تشکیل گردیده و وکلای طرفین مطالب قبلی خود را تکرار کرده است. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و برابر دادنامه فرجام خواسته ایرادات تجدیدنظرخواه را وارد ندانسته و دادنامه بدوی را تایید نموده است این دادنامه مورد فرجام خواهی زوج در مهلت مقرر قانونی قرارگرفته و اعتراضات وی همان مطالبی است که وکیل وی تکرار کرده است که به طورکلی عبارت است از استناد به گواهی های متخصصین پزشکی و درخواست ارجاع امر به پزشکی قانونی است بدون اینکه در خصوص اصل مشکل زوجه که عدم قدرت زوج بر انجام وظایف زناشویی است صراحتا اعلام دارد که در چه شرایطی در این زمینه قرار دارد. وکیل زوجه نیز طی لایحه ای بیان داشته که فرجام خواه نمی تواند با ابراز اینکه در مدت کوتاهی درمان خواهد شد زوجه را وادار به بلاتکلیفی و عسر و حرج نماید. اولا در اینکه زوج قطع نخاع شده یا خیر اقرار دارد. ثانیا دکترین و متخصصین امر نیز در گواهی های استنادی خودشان به اصل قضیه اذعان دارند ثالثا طول درمان مشخص نیست. رابعا قطعی بودن درمان هم معلوم نیست و تحمل این دوران برای زوجه مقدور نیست نگه داشتن زوجه در این شرایط اصلا موجب رضای خدا نخواهد بود تقاضای ابرام دادنامه تجدیدنظر خواسته را دارد. پس از انجام تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان عالی کشور رسیدگی آن به این شعبه ارجاع گردیده است. اینک هیات شعبه در تاریخ فوق تشکیل است و پس از بررسی محتویات پرونده و قرایت گزارش آقای نایینی و انجام مشاوره چنین رای می دهد: