رای قضایی شماره 9209970908200320

رای قضایی شماره 9209970908200320

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970908200320


شماره دادنامه قطعی:
9209970908200320

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/12/05

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
مصادیق عسر و حرج زوجه

پیام رای:
تحقق برخی وضعیت ها و شرایط که هریک به تنهایی نمی تواند بیانگر عسر و حرج باشد (از جمله سابقه یک بار محکومیت کیفری ضرب وجرح یک بار مراجعه به کمپ ترک اعتیاد توهین) درمجموع می تواند مبین وضعیت اجتماعی ـ اخلاقی زوج و از مصادیق عسر و خرج زوجه تلقی شود.

رای خلاصه جریان پرونده
خانم الف.ح. با وکالت خانم م.م. وکیل دادگستری دادخواستی به طرفیت آقای ب.ح. به خواسته صدور حکم بر صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق) به استناد تحقق بندهای 2 و 7 شروط مندرج در عقدنامه تقدیم محاکم عمومی اردبیل نموده و خلاصتا توضیح داده است که مطابق سند رسمی شماره 25452 به عقد رسمی و دایمی خوانده درآمده متاسفانه خوانده فردی عصبی و بدرفتار است و از آغاز زندگی مشترک بنای بدرفتاری را با خواهان گذاشته و انواع توهین ها و هتاکی ها را نسبت خواهان روا داشته به علاوه وی مبادرت به استعمال مواد مخدر تهدید به اسیدپاشی و قطع نخاع کردن زوجه و نیز ایراد ضرب وجرح نسبت به مشارالیها به کرات که حتی در یک مورد منتهی به دادن تعهد از سوی وی شده است لذا از دادگاه تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش نموده است. در جلسه مورخه 6/5/89 دادگاه که با حضور وکیل خواهان تشکیل شده است خوانده حضور نداشته وکیل خواهان دعوی را به شرح دادخواست اعلام کرده و با اعلام اینکه تصویر دادنامه مربوطه به محکومیت زوج به ضرب وجرح زوجه را تقدیم دادگاه نموده است به تکرار مطالب دادخواست پرداخته و اضافه کرده در مورد مهریه و جهیزیه زوجه اقدام شده و زوجین فرزند مشترک ندارند و ضمنا نفقه ایام عده و اجرت المثل را نیز مطالبه می نماید. دادگاه موضوع را به داوری ارجاع نموده وکیل خواهان داور زوجه را معرفی کرده که داور نیز قبولی خود را اعلام داشته است. نظریه داور زوجه مبنی بر عدم حصول سازش بین زوجین متعاقبا تقدیم دادگاه شده که پیوست پرونده است در خصوص زوج نیز دادگاه راسا به انتخاب داور زوج اقدام کرده که داور مذکور نیز نظریه خود را مبنی بر اینکه مذاکرات صلح منتج به نتیجه نشده است به دادگاه اعلام کرده است همچنین دادگاه به نیروی انتظامی دستور تحقیقات در خصوص وضعیت اخلاقی و اجتماعی و شغلی زوج و مسیله اعتیاد وی را صادر نموده به طور محسوس و غیر محسوس در خصوص موارد یادشده تحقیق و نتیجه را به دادگاه اعلام نمایند. در جلسه بعدی به تاریخ 9/3/90 نیز که طرفین حضور نداشته اند وکیل خواهان اظهار داشته که به لحاظ سوء رفتار و ضرب و شتم مکرر زوجه در منزل مشترک را به لحاظ عدم امنیت جانی ترک کرده است و اضافه نموده به لحاظ وخامت حال زوج به لحاظ اعتیاد خانواده اش وی را جهت ترک اعتیاد به یک مرکز ترک اعتیاد به اردبیل برده اند وی در خاتمه اظهار داشته که شاهدی بنام آقای م.ص. را جهت استماع شهادت حاضر کرده که تقاضای تحقیق از وی را نموده است. شاهد مذکور که از وی تحقیق شده است وی به نقل از برادر خواهان اظهار داشته که به من گفته اند ب. معتاد است و زنش را مورد ضرب و شتم قرار می دهد و حتی شنیده ام که مواد مخدر می فروشد ولی خودم چیزی ندیده ام. سوابق اعلام شده خوانده از سوی زندان دو فقره 1- خریدوفروش نگهداری مشروبات الکلی 2- ایراد ضرب عمدی و توهین که اولی منتهی به صدور حکم نشده و در مورد دوم متهم به پرداخت جزای نقدی و دیه محکومیت یافته است بوده است. نتیجه اقدام نیروی انتظامی در خصوص تحقیقات معموله در یک برگ که توسط یک نفر از مامورین تنظیم شده واصل شده که با مراجعه به محل زندگی زوجین از مادرخوانده تحقیق شده که وی اظهار داشته خانم الف. 20 روز است به منزل پدرش رفته و قبلا در طبقه سوم باهم زندگی می کرده اند. خوانده شغل خاصی ندارد و به کارگری مشغول است مادر زوج از اعتیاد فرزندش اظهار بی اطلاعی کرده است. گزارش دوم مامور انتظامی نیز حکایت از عدم حضور زوج در منزل دانسته و مامور مربوطه گزارش کرده که خوانده خود را از دید مامورین مخفی می نماید و اعزام وی برای تست اعتیاد مقدور نشده است همچنین یک برگ تصویر گواهی انجمن کاهش آسیب اعتیاد اردبیل مبنی بر اینکه آقای ب.ح. در تاریخ 26/1/90 با حضور معرف از این مرکز ترخیص گردیده توسط وکیل خواهان تقدیم دادگاه شده که پیوست پرونده است. دادگاه در ادامه رسیدگی و پس از وصول پاسخ نیروی انتظامی سوابق متهم درنتیجه بستری شدن و احتمال ترک اعتیاد وی را از مرکز ترک اعتیاد قبلی استعلام و از وکیل خواهان خواسته است احکام صادره در رابطه با مسایل مالی مطروحه را به دادگاه ارایه نماید و ضمنا جهت حل وفصل اختلافات فی مابین زوجین و ایجاد مصالحه زوجین را به واحد حل اختلاف مستقر در دادگاه های عمومی اردبیل هدایت نموده است. که پاسخ واحد حل اختلاف به دادگاه این بوده که با دو بار دعوت زوجین نامبردگان حضور نیافته اند و امکان حل وفصل موضوع از طریق مصالحه وجود ندارد. متعاقبا پاسخ مرکز کاهش آسیب اعتیاد استعمال اردبیل به دادگاه واصل شده که اعلام شده آقای ح.ب. در سال درمانی 90 در این مرکز بستری و سم زدایی شد و تمام تست های ایشان منفی شده است و ضمنا احتمال بستری مجدد وی را 60% اعلام کرده است. و سرانجام دادگاه حسب دادنامه 401476- 30/8/91 خلاصتا این گونه رای داده است نظر به عدم حضور خواهان که در هیچ یک از جلسات جهت اخذ توضیح حضور نیافته و دلیلی بر تحقق موارد اعلامی و عسر و حرج وی که منتسب به فعل خوانده باشد ارایه نشده و با توجه به پاسخ مرکز ترک اعتیاد مبنی بر سم زدایی از مشارالیه و منفی بودن نتیجه آزمایشات دلیلی بر سوء رفتار زوج که مثبت غیرقابل تحمل بودن ادامه زندگی برای زوجه باشد و با اعتیاد مضر زوج برای ادامه زندگی مشترک باشد وجود ندارد و لذا دعوی را غیرثابت دانسته و لذا حکم به بطلان دعوی صادر نموده است. با تجدیدنظرخواهی خانم الف.ح. نسبت به این رای شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل نیز دادنامه بدوی را حسب دادنامه 901264- 12/12/91 با رد تجدیدنظرخواهی تایید کرده است. که نسبت به این رای از سوی زوجه در فرجه مقرر قانونی فرجام خواهی شده و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده که توسط دفتر ثبت و تکمیل گردیده و اینک تحت نظر قرار دارد وکیل فرجام خواه در دادخواست تقدیمی فرجامی با اشاره به بارها موردایراد ضرب قرار گرفتن زوجه توسط زوج و توهین و اهانت ها که در حق وی انجام شده و اعتیاد زوج و امرارمعاش وی از طریق فروش مشروبات الکلی و عدم ترک اعتیاد وی در طول سال های زندگی مشترک علی رغم تعهد خوانده به آن و نیز اشاره به محکومیت زوج حسب دادنامه ای که تصویر آن ارایه شده و زوج به اتهام استعمال هرویین به تحمل شلاق و جزای نقدی محکوم شده است ادامه زندگی مشترک را غیرممکن دانسته و لذا تقاضای نقض دادنامه بدوی را نموده است محتویات پرونده حکایت دیگری ندارد.
به تاریخ فوق شعبه بیست و دوم دیوان عالی کشور به تصدی امضاکنندگان زیر تشکیل است پرونده کلاسه فوق تحت نظر است پس از بررسی محتویات پرونده و قرایت گزارش عضو ممیز و انجام مشاوره به شرح آتی انشاء رای می نماید:

رای شعبه دیوان عالی کشور
دادخواست فرجام خواه به طرفیت فرجام خوانده به خواسته طلاق مستند به بندهای 2 و 7 شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه بوده است یعنی سوء رفتار و سوء معاشرت زوج به نحوی که ادامه زندگی مشترک را برای زوجه غیرقابل تحمل نماید و نیز ابتلا زوج به هرگونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه اساس زندگی خانوادگی خلل وارد سازد. هرچند در مورد دوم یعنی اعتیاد زوج به کیفیت مذکور در بند 7 خود از مصادیق بارز سوء معاشرت زوج نیز تلقی می شود. ماده 1130 قانون مدنی عسر و حرج را از مواردی دانسته که زوجه می تواند با اثبات آن از دادگاه درخواست طلاق نماید. تبصره الحاقی مورخ 29/4/81 مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام در مقام تبیین و توضیح عسر و حرج آن را به وجود آمدن وضعیتی در زندگی مشترک دانسته که ادامه زندگی مشترک را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد در همین تبصره قانون گذار به ذکر موارد و مصادیقی از عسر و حرج پرداخته و قسمت اخیر بند 5 تبصره مرقوم هم متذکر شده موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر موارد محاکمه عسر و حرج زن را محرز بداند حکم طلاق صادر نماید.. . . اما در مانحن فیه یک فقره سابقه محکومیت زوج به اتهام ایراد ضرب وجرح عمدی زوج نسبت به زوجه و توهین به وی وجود دارد که به موجب دادنامه پیوست زوج به اتهامات فوق به پرداخت جزای نقدی و شلاق از باب توهین و نیز پرداخت دیه بابت جراحات وارده محکومیت یافته است. نظرات هر دو داور بر عدم حصول صلح و سازش بین زوجین اشعار دارد. نتیجه تحقیقات کلانتری هرچند کامل نیست ولی گویای این مطلب است که زوج خود را از دید مامورین مخفی می کند سابقه بستری شدن زوج برای ترک اعتیاد به دلالت گواهی پیوست پرونده و یک فقره سابقه خریدوفروش و نگهداری مشروبات الکلی نیز بدون درج نتیجه در سوابق زوج کسر شده است و مضافا مشارالیه حاضر به معرفی به پزشکی قانونی برای آزمایش اعتیاد نشده است. افزون بر موارد یادشده تصویر دادنامه شماره 902141- 22/7/90 شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی اردبیل نیز دلالت بر این دارد که وی به اتهام نگه داری و استعمال مواد مخدر از نوع هرویین به پرداخت جزای نقدی و تحمل شلاق و پرداخت جزای نقدی محکوم شده است. (این مستند در مرحله فرجام خواهی تقدیم شده است) همه موارد یادشده به نحوی بیانگر وضعیت اخلاقی و اجتماعی زوج را روشن می کند و حکایت از سوء رفتار زوج دارد به کیفیتی که ادامه زندگی مشترک را برای زوجه متعسر و اگرنه غیرممکن ولی قدر مسلم تحمل آن را با مشکل روبرو ساخته بناء علی هذا توجها به مراتب فوق الاشعار علی فرض اینکه در شرایط فعلی دلایل را برای احراز عسر و حرج زوجه کافی نمی دانسته اقتضاء داشته که با توجه به اختیار دادگاه ها در رسیدگی به دعاوی مطروحه برای انجام هرگونه تحقیق یا اقدامی در راستای احراز و کشف حقیقت از مددکاران اجتماعی نیز در خصوص مورد می خواست که با بررسی بیشتر و وضعیت زندگی زوجین خصوصا اخلاق و رفتار زوج اعتیاد مشارالیه و نحوه رفتار وی با زوجه در زندگی مشترک بررسی های لازم ازجمله ملاحظه پرونده اخیر راجع به اعتیاد زوج و محکومیت وی را معمول و نسبت به درخواست زوجه اتخاذ تصمیم و صدور رای می نمود علی هذا و بنا به مراتب فوق با استناد به بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی به لحاظ ناقص بودن تحقیقات ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته در اجرای ماده 401 همین قانون پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رای ارجاع می نماید.
رییس شعبه 22 دیوان عالی کشور ـ مستشار
جنتی ـ جلیلی تقویان

قاضی:
جنتی , محمدحسن جلیلی تقویان

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1130 - در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود. تبصره - عسر و حرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه ی زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصادیق عسر و حرج محسوب می گردد: 1 - ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه. 2 - اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. 3 - محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر. 4 - ضرب و شتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد. 5 - ابتلای زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه ی صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید. موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود حکم طلاق صادر نماید.

مشاهده ماده 1130 قانون مدنی

ماده 371 - در موارد زیر حکم یا قرار نقض می گردد: 1 - دادگاه صادر کننده رای صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به موضوع را نداشته باشد و در مورد عدم رعایت صلاحیت محلی وقتی که نسبت به آن ایراد شده باشد. 2 - رای صادره خلاف موازین شرعی و مقررات قانونی شناخته شود. 3 - عدم رعایت اصول دادرسی و قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوا در صورتی که به درجه ای از اهمیت باشد که رای را از اعتبار قانونی بیندازد. 4 - آرای مغایر با یکدیگر بدون سبب قانونی در یک موضوع و بین همان اصحاب دعوا صادر شده باشد. 5 - تحقیقات انجام شده ناقص بوده و یا به دلایل و مدافعات طرفین توجه نشده باشد.

مشاهده ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM