در تاریخ 9/6/88 خانم فرجام خوانده با وکالت آقای ع.ع. دادخواستی مبنی بر تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش به علت عسر و حرج به طرفیت آقای فرجام خواه تسلیم دادگستری اردبیل نموده که به شعبه دهم دادگاه عمومی ارجاع شد. وکیل خواهان توضیح داد خوانده طبق پرونده اجرایی 298/87 محکومیت به پرداخت
نفقه شد و عدم پرداخت محکوم به و حکم و با حکم کیفری مبنی بر ایراد ضرب عمدی به خواهان موجب عسر و حرج زوجه شده است تقاضای صدور حکم
طلاق دارد. دادگاه طرفین را دعوت نمود. در جلسه مورخ 13/10/88 زوج با ابلاغ اخطاریه حاضر شد وکیل زوجه به استناد احکام صادرشده درباره ضرب وجرح و عدم پرداخت
نفقه تقاضای
طلاق دارد. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و طرفین را مکلف به معرفی داور نمود. زوجه داور معرفی کرد و زوج داور معرفی نکرد دادگاه برای وی داور تعیین نمود داورش طی گزارشی بیان داشت: با ادامه زندگی طرفین موافق نیستم النهایه زوج به این شرط حاضر به
طلاق است که
طلاق بدون
مهریه باشد. اگر زوجه موافقت نکرد 8 میلیون تومان
مهریه زوجه است قسطی می پردازد دو تا دو میلیون تومان به زوجه بابت رهن خانه داده خانه رهن نکرده و خود خرج کرده بهاء طلای داده شده به خانم 5/1 میلیون تومان و مبلغ 500 هزار تومان شیربها گرفته اند محاسبه شود. داور زوجه هم نظر داده است ادامه زندگی ممکن است موجب بروز هرگونه خطر شود و
طلاق آخرین راه است. دادگاه پس از وصول نظر داوران دستور دعوت از طرفین جهت تعیین تکلیف فرزندان احتمالی و نیز امور مالی داده است و آن ها دعوت شدند. زوج هم وکیل معرفی نمود. در جلسه مورخ 7/10/89 وکلای طرفین حاضر شدند و طرفین حضور نیافته اند. وکیل زوجه گفت: علت تقاضای
طلاق عسر و حرج زوجه به لحاظ ضرب وجرح زوج به زوجه که حکم به پرداخت دیه صادر شد و عدم پرداخت
نفقه که حکم صادر شد و نیز مدت 4 سال است که زوجه را ترک کرده است و زوجه هیچ گونه از حقوق مالی خود را گذشت نمی کند چندین سال زندگی مشترک داشته اند. وکیل زوج گفت: زوجه هیچ دلیلی بر عسر و حرج اقامه نکرد و اگر قصد
طلاق با
بذل مهریه داشت باید جداگانه اقدام نماید. و زوج ترک انفاق ننموده است تقاضای رد ادعای خواهان را دارم و زوجه بدون عذر موجه منزل مشترک را ترک نموده و به تهران آمده و زوج افرادی را برای برگشتن وی به زندگی مشترک فرستاده است ولی موثر نبود. در مورد دادنامه کیفری شماره 979- 7/6/88 موکل از آن اطلاعی ندارد و حق اعتراض دارد. و موکل شهودی دارد که در خصوص مراجعه به منزل زوجه و عدم بازگشت که معرفی می کند. دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر کرد و طرفین را دعوت نمود. زوجه آقای ع. را از وکالت عزل و وکیل دیگر معرفی کرد. وکیل جدید زوجه با استناد به نظر داوران که ادامه زندگی را به صلاح طرفین ندانسته اند و با توجه به دادنامه کیفری که زوج محکوم شده است عسر و حرج زوجه را مسلم دانسته است. در جلسه مورخ 3/1/90 وکلای طرفین بدون حضور آن ها حاضر شدند وکیل زوج شهودش را معرفی نمود. وکیل زوجه گفت شهادت آن ها را قبول ندارم وکیل زوج گفت: وی دلیل حرج شهود را اقامه نکرد. دادگاه از شهود در اوراق جداگانه تحقیق کرده یکی از شهود 44 ساله کارگر بیان داشت با مادرخوانده یک سال و نیم پیش رفتیم نزد خواهان وی گفت به هیچ وجه نمی خواهم با شما روبرو بشوم و به ما اهانت کرد و گفت به خانه خوانده نمی روم اما من در مورد پرداخت
نفقه اطلاعی ندارم. شاهد دیگر مرد 42 ساله دایی خوانده گفت: در سال 89 بدون زوج به منزل پدر خانم رفتیم گفتگو کردیم بنا شد زوج از اردبیل بیاید شهریار و آمد ولی نگذاشتند وارد خانه شود زیرا قول خود را زدند و وی به اردبیل برگشت بعد با خانواده خانم م. تماس گرفتم شاید حاضر به صلح و سازش بشوند ولی نشده اند. دادگاه پرونده اجرای احکام کیفری به شماره 298-87 را مطالبه کرد وکیل خواهان فتوکپی دو نسخه از دادنامه ها که زوج درباره ترک انفاق و ضرب عمدی محکوم شد را تسلیم دادگاه نموده است. یکی از دادنامه ها که ارایه شد غیابی بود دادگاه از مرجع صادرکننده رای غیابی استعلام نمود که از آن واخواهی شد یا خیر؟ پاسخ واصل شد که از رای غیابی واخواهی نشده است. از پرونده کیفری هم گزارش تهیه شد نتیجه اینکه زوج به دیه محکوم شد و دستگیر شد و با پرداخت دیه آزاد شد. دادگاه مجددا طرفین را دعوت نمود. در جلسه مورخ 24/11/90 وکلای طرفین حاضر شدند. خلاصه پرونده های منعکس شده برای آن ها قرایت شد وکیل خواهان گفت: عرایض همان است که در لایحه تنظیمی معروض داشتم وکیل خوانده گفت: محکومیت موکل برای ترک انفاق غیابی بود و وی از آن بی اطلاع بود اظهارات شهود حکایت از عدم تمکین زوجه دارد محکومیت زوج به پرداخت دیه چنان نبود که موجب عسر و حرج زوجه شود. تقاضای رد دعوی خواهان را دارم. وکیل زوجه گفت: موکله براساس ایراد ضرب وجرح و ترک
نفقه زوجه در عسر و حرج قرار دارد داوران هم هر دو به جدایی زوجین نظر داده اند استدعای صدور حکم
طلاق را دارم. زوجه برای تست بارداری به پزشکی قانونی معرفی شد نتیجه منفی بود. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 1074-27/6/91 با این استدلال که زوج برابر دادنامه 271-4/4/85 به لحاظ ایراد ضرب عمدی محکومیت یافته و قطعی شده است و برابر دادنامه شماره 979-88 محکوم به پرداخت
نفقه شد و تابه حال اجرانشده است و خوانده دلیلی برای پرداخت
نفقه اقامه نکرده است و همچنین دلیلی بر ناشزه بودن ارایه نکرده است. زوج برای ترک
نفقه زوجه محکوم به زندان شده است لذا دعوی خواهان را وارد دانسته و رای به گواهی عدم امکان سازش صادر کرده است. وکیل زوج از این رای تجدیدنظرخواهی نمود که پرونده به شعبه 2 دادگاه تجدیدنظر اردبیل ارجاع شد. خلاصه ایراد تجدیدنظرخواه این است: محکومیت زوج به پرداخت دیه با قسم زوجه بوده موجب عسر و حرج وی نمی شود. در پرونده مطالبه
نفقه که منجر به صدور رای شد غیابی که درخواست تجدیدنظر شد در پرونده دیگر که زوج بابت ترک انفاق محکوم شد رای غیابی بود واخواهی شد. زوجه حاضر به بازگشت به زندگی مشترک نشده است تقاضای نقض دادنامه را دارم. وکیل زوجه اختصارا پاسخ داده است: دادگاه براساس ترک انفاق و ضرب وجرح عمدی و نظر داوران و محتویات پرونده رای درست صادر کرده است. تجدیدنظرخواهی موجب اطاله دادرسی است پدر بیچاره زوجه به خاطر آزادی دخترش سال هاست راه کرج اردبیل را طی می کند اطاله رسیدگی در حق موکله منصفانه نیست تقاضای صدور حکم شایسته بر تایید را دارم. دادگاه تجدیدنظر با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 903-14/8/91 رای بدوی را با استدلال شبیه استدلال در رای بدوی مورد تایید قرار داده است. از این رای توسط وکیل زوج فرجام خواهی شد و پرونده به این شعبه ارجاع گردیده است. خلاصه ایراد وکیل زوج این است: دادخواست زوجه تقاضای
طلاق بدون
بذل مهریه از باب عسر و حرج است و مستند ادعای وی دادنامه های غیابی درباره مطالبه
نفقه و ترک انفاق است که تقاضای اجرای آن را ننموده و موکل از آن بی خبر است و حال آنکه زوجه آدرس زوج را می دانست تنها مقصودش اخذ چنین دادنامه برای تقاضای
طلاق بوده است در دادنامه کیفری ترک انفاق موکل واخواهی نموده و تبریه شده است و فرجام خوانده در محضر دادگاه کیفری به عدم تمکین خود از زوج اذعان نموده است. پس حکم دادگاه بدوی درباره
طلاق به استناد دادنامه مذکور اعتبار خود را از دست می دهد و دلیل بر ناشزه بودن زوجه شهادت شهود است که سبب قرابت نسبی زوج با زوجه زوج بستگان را واسطه قرار داده تا زوجه مراجعه کند و تمکین نماید ولی پاسخ منفی بوده است با عنایت به مراتب فوق بالاخص تلاش زوجه در مجهول المکان قرار دادن زوج و دریافت احکام غیابی به نظر می رسد که این عسر و حرج نبوده که زوجه را سمت وسوی
طلاق سوق داده است بلکه این کراهت شدید زوجه بر این امر بوده است جای تعجب است چگونه دادگاه بدوی و تجدیدنظر متوجه این امر مهم نبوده اند. دادگاه می بایست از باب کراهت شدید حکم به
طلاق را با
بذل مهریه صادر می کرد. تقاضای نقض رای فرجام خواسته را دارم. پاسخ فرجام خوانده به اختصار این است: داوران زوجین پس از حد سعی در سازش و اصلاح ذات البین نمودند ولی موفق نشدند سرانجام به جدا شدن طرفین نظر دارند. دیگر اینکه نه تنها ترک
نفقه از موارد عسر و حرج است بلکه ایراد ضرب و اهانت های توام با کتک کاری که موجب صدور رای بر محکومیت و قطعیت گردیده و پرونده مطالبه
نفقه و صدور حکم و عدم اجرای آن تا زمان صدور رای هم دلیل آن است. ضمنا موکله طبق گواهی پزشک حاصله نمی باشد و فرزند مشترک هم ندارند تقاضای تایید دادنامه را دارم. هیات این شعبه باملاحظه پرونده و قرایت گزارش تهیه شده توسط عضو ممیز و مشاوره چنین رای می دهد: