در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ح.ن. با وکالت ح.ش. نسبت به دادنامه شماره 100426-25/6/92 صادر شده از شعبه 1146 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن مشارالیه در رابطه با اتهام واگذاری خودرو پژو 206 اتوماتیک به قصد فرار از دین موضوع شکایت خانم ن.خ. با وکالت آقای م.ی. با اعمال تخفیف (در مجازات متهم) به پرداخت بیست میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت بدل از حبس تعزیری محکوم گردیده است؛ دادگاه با بررسی محتویات پرونده و مداقه در اوراق آن و ملاحظه لایحه تجدیدنظرخواه که عمده اعتراض ایشان عبارتست از این که موکل در تاریخ 19/2/91 همسر خود را
طلاق و مقرر بوده هر ماه پس از
طلاق 4 عدد سکه از
مهریه ایشان را پرداخت نماید و اگر یکی از اقساط ماهانه به تعویق افتد کل
مهریه حال گردد تا سررسید 30/9/91 تعداد 53 قطعه سکه به همسر خویش پرداخت می نماید لکن در تاریخ مذکور به دلیل عسرت و تنگدستی قادر به پرداخت قسط مورخ 30/9/91 نمی گردد که در تاریخ 7/11/91 خودروی خود را از بابت
پرداخت مهریه به همسر دوم خود انتقال می دهد که متعاقب عدم پرداخت قسط اعلام شده که
مهریه حال شده و داین کل
مهریه را به صورت یک جا بعد از انتقال خودرو از طریق تقدیم دادخواست به دادگاه خانواده شعبه 249 مطالبه می نماید که موکل نسبت به
مهریه حال شده دادخواست اعسار به همان محکمه تقدیم و اعسار به موجب دادنامه 652 مورد پذیرش دادگاه بدوی قرار گرفته و متعاقب آن به موجب دادنامه شماره 1031 توسط دادگاه تجدیدنظر تایید و قطعی می گردد (که کپی مصدق مدارک و دادنامه ها ضمیمه است) سپس موکل در تاریخ 25/6/92 به استناد رای معترض عنه محکوم به ارتکاب بزه معامله به قصد فرار از دین می گردد که اظهار نموده ماده 4
قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی به دلایل ذیل شمول عمل موکل نباشد که اعلام کرده تشخیص موضوع توسط اعضا رسیدگی کنندگان به پرونده و حکم است که دلیل او عبارتست از این که 1- برای تحقق جرم معامله به قصد فرار از دین قبل از تاریخ انتقال می بایست توسط داین مطالبه گردیده باشد در حالی که پس از حال شدن دین و قبل از تاریخ مطالبه از دادگاه موکل خودروی خود را منتقل نموده. 2- موکل با اثبات اعسار خود در دادگاه بدوی و تجدیدنظر از دین خود فرار ننموده بلکه تقاضای تقسیط آن به اقساط در حد توان مالی خود کرده. 3- موکل به استناد به شهادت شهود در صدد این است که خودروری خود را جهت ادای دین
مهریه به همسر دوم خود انتقال داده نه این که با ایشان معامله نموده باشد که جرم مذکور ناظر بر معامله بوده و ادای دین را در زمره معاملات دانست. 4- در فرض عدم انتقال خودرو توسط موکل خودرو مذکور جزء مستثنیات دین بوده بنابراین قابلیت توقیف و فروش از جانب داین به استناد ماده 523 و بند ب ماده 524
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ندانسته و وجود یک وسیله نقلیه با مشخصات ذکر شده فراتر از شان عرفی موکل نبوده که تقاضای اتخاذ تصمیم قانونی را دارم دادگاه با مداقه کافی در محتویات پرونده و لایحه تجدیدنظرخواهی به شرح پیش گفته استدلال تجدیدنظرخواه و وکیل او را مقرون به واقعیت دانسته و هر کدام از بندهای مقید در دفاعیات و یا در آن لایحه قابل توجه و درخور تامل است و به نظر می رسد اقدام متهم به صورت تعهد نبوده و قصد عدم پرداخت بدهی خود به داین را نداشته و در نتیجه تجدیدنظرخواهی متهم را وارد تشخیص و به استناد شق یک بند ب ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری به لحاظ عدم احراز سوءنیت متهم در اقدام به عمل آمده حکم برایت او صادر و اعلام می گردد. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 42 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
راثی نصیری ـ حیات مقدم