رای قضایی شماره 9409970908100107

رای قضایی شماره 9409970908100107

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9409970908100107


شماره دادنامه قطعی:
9409970908100107

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/12/26

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
تکلیف دادگاه درمورد احراز یائسگی زوجه در دعوای طلاق

پیام رای:
با توجه به تفاوت زمان یائسگی در زنان سادات و غیر سادات دادگاه باید با استیضاح از زوجه که از سادات است یائسگی را به طور قطعی احراز کند و در صورت حدوث اختلاف به دلیل انکار جلب نظر پزشکی قانونی ضرورت دارد. چرا که احراز این موضوع در تعیین نوع طلاق از حیث بائن یا رجعی بودن و حقوق نفقه ایام عده زوجه تاثیر دارد.

رای خلاصه جریان پرونده
آقای فرجام خوانده در تاریخ 1391/4/13 دادخواستی به طرفیت فرجام خواه به خواسته صدور حکم طلاق به جهت نداشتن تفاهم و توافق تقدیم دادگاه عمومی اراک می نماید و توضیح می دهد سی و پنج سال است با خوانده ازدواج نموده و تفاهم و توافق نداریم نامبرده شیونات اجتماعی زندگی مشترک را رعایت نمی نماید و علاقه ای به ادامه زندگی مشترک ندارد و از اینجانب اطاعت و تمکین نمی نماید. ناچار به طرح این تقاضا شده شعبه نهم که عهده دار رسیدگی شده با تعیین وقت و دعوت طرفین با حضور خواهان در تاریخ مقرر 1391/9/14 اجلاس و عدم حضور خوانده را با وصف ابلاغ واقعی خوانده اخبار نموده خواهان اظهاراتش تکرار مطالب فوق است اضافه کرده مرتب فحاشی می کند بچه ها را علیه وی تحریک می نماید بابت نفقه بدهکاری ندارم مهریه اش در زمان عقد که 1356/4/19 بوده مبلغ هجده هزار تومان تعیین شده هر چه قانون بگوید حرفی ندارم بیست میلیون تومان به او داده ام برنگردانده پنج فرزند داریم که همه بزرگ شده اند و دو نفرشان ازدواج کرده اند دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و قرار حضورا به خواهان ابلاغ گردیده برای خوانده در خصوص حضور برای معرفی داور اخطار صادر و ارسال شده طبق ماده 70 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ابلاغ گردیده صورت جلسه داوری بدون تاریخ ممضی به امضاء رییس دادگاه مشعر بر حضور و اظهار خواهان است به معرفی آقای ذ.الف. م. به عنوان داور خود و معرفی آقای ق.م. به عنوان داور زوجه که به امضاء خواهان و دو نفر داور مرقوم رسیده لکن انعکاسی از حضور زوجه و تعرفه داور از ناحیه وی ندارد در صورت جلسه که در فرم تایپ شده قبلی تنظیم گردیده داوران قبول داوری نموده و اظهار داشته اند از وظایف داوری مطلع شده اند سعی در اصلاح بین طرفین خواهیم نمود. تاریخ ذیل امضاء صورت جلسه منتسب به آقای د. تنها تاریخ آن و 1391/10/5 است داور زوج لایحه ای بدون تاریخ تقدیم نموده و اشعار داشته آقای ذ.الف. د. کارمند بازنشسته بانک سپه با همسرش بنا به اطلاع کم و زیاد زندگی خوب و آبرومندی داشته و با هم ناسازگاری نمودند کسی قادر به این نیست در مورد خانواده ای اظهارنظر قطعی نماید به قانون و دادگاه مربوط است دادگاه در تاریخ 1391/10/24 در وقت نظارت اجلاس نموده با اخبار اینکه خوانده داورش را معرفی کرده دستور داده به نحو مقتضی به خواهان ابلاغ شود جهت معرفی داور از طرف زوجه در دادگاه حاضر شود در تاریخ 139191/11/3 هم همین اجلاس را داشته و با اخبار اینکه خواهان به منظور فوق حاضر نشده دستور داده دادگاه با تماس تلفنی از خواهان خواسته شود جهت معرفی داور زوجه حاضر شود و بدون این که پرونده انعکاسی از حضور خواهان برای معرفی داور از ناحیه زوجه داشته باشد لایحه ای منتسب به کارشناس خبره دادگستری بنام آقای ق.م. ضمیمه گردیده که در 1391/11/7 واصل شده و ذیل آن هم امضایی مشهود است که کلمه زوجه در بالای آن نوشته شده لایحه فی الواقع نظر داوری نامبرده است که اشعار داشته در دفتر دادگاه حاضر شده و پرونده زوجین را مطالعه نموده در اطراف زوجین به کنکاش پرداخته با زوج ملاقات نموده به زوجه دسترسی پیدا نشده به علت عدم تفاهم شدید تنها راه زوجین جدایی است دادگاه در تاریخ 1391/11/23 اجلاس فوق العاده نموده و به استناد ماده 1133 قانون مدنی و قاعده الطلاق بید من اخذ بالساق گواهی عدم امکان سازش صادر نموده که خواهان بتواند با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی طلاق پس از اجرای صیغه نسبت به ثبت آن اقدام نماید خواهان را موظف نموده قبل از اجرای صیغه طلاق 5/801/860 تومان بابت مهریه به نرخ روز به خوانده بپردازد در صورت تاخیر در اجرای صیغه طلاق برای سال 1392 اجرای احکام باید مهریه را مجددا به نرخ روز طبق شاخص بانک مرکزی محاسبه نماید خوانده درصورتی که مطالباتی غیر از مهریه داشته باشد می تواند جداگانه اقدام نماید و چون یایسه است با توجه به تاریخ تولد طلاق را باین اعلام داشته زوجه نسبت به رای صادره که به شماره 9102035 – 1391/11/24 ثبت شده در مهلت قانونی دادخواست تجدیدنظر تقدیم و اعلام نموده در هیچ جلسه ای حاضر نبوده با وصف این رای را دادگاه حضوری اعلام کرده (عضو ممیز: رای به لحاظ ابلاغ واقعی اخطار جلسه اول حضوری اعلام شده) همسرش قریب یکسال وی را با دو دختر رها کرده و دیناری نفقه نداده پنج فرزند برای وی بزرگ کرده ام مکلف است نصف دارایی تحصیل نموده در دوران زندگی مشترک به عبارت یک دستگاه ساختمان دو طبقه خودرو و وجوه نقد که در بانک دارد به من بپردازد مکلف است اجرت المثل ایام زندگی مشترک به مدت 37 سال و نفقه یکسال از ابتدای سال 1391 را به وی بپردازد با ابلاغ دادخواست مرقوم به تجدیدنظرخوانده پاسخ وی طی لایحه دوصفحه ای واصل و ذیل شماره 920038 – 1392/1/22 ثبت شده و اشعار داشته در جلسه دادرسی قاضی دو ساعت منتظر وی مانده نسبت به ابلاغیه همیشه بی تفاوت بوده چرا حالا که تصمیم به طلاق گرفته شده مرا شوهر خطاب می کند سه سال کارت حقوقم دست ایشان بوده چرا برای یکبار هم که شده سراغی از من نگرفته به قول خودش و فرزندانم زن بنده نبوده با حقوقم تمام بی بند و باریهای خودش را انجام می داده تا کار به اینجا کشیده شده پشت سر سه فرزندم خودش را پنهان کرده دایم گزافه گویی و فحاشی نموده و با خلط مبحث مقاصد خود را پیش می برد به یک مساله که نشات گرفته از رفتار نامبرده است پی بردم به محض احساس خطر نسبت به تعویض قفل در حیاط اقدام کرد صدها برابر اجرت المثل و مهریه را از جیب من به یغما برده کسی با خانواده ما پیدا نمی کنی معاشرت داشته باشد اگر تحقیقات جامعی صورت بگیرد سوء رفتار نامبرده محرز می گردد با حقوق ماهانه ششصد و پنجاه هزار تومان من که از آن مبلغ سه میلیون ریال بابت وام داده می شود چه باقی می ماند که حساب بانکی داشته باشم در خصوص موضوع 36 سال زندگی مرتبا با افراد فامیل درگیری داشته و آن ها را از آمدن به دادگستری بی نصیب نگذاشته چنانچه دادگاه دستور دهد پرونده های گوناگونی را رویت خواهد نمود. پرونده با وصول به دادگاه های تجدیدنظر برای رسیدگی به شعبه هفتم ارجاع می گردد. دستور تعیین وقت و دعوت طرفین برای رسیدگی داده می شود و در وقت مقرر 1392/4/5 دادگاه با حضور طرفین اجلاس می نماید تجدیدنظرخواه اظهارات خود در لایحه تجدیدنظری را تکرار نموده دادگاه سوال نموده مگر در منزل ایشان که کار می کردی گفتی اجرت المثل می خواهم پاسخ داده خیر نگفتم به نیت اجرت نبوده است. از وی خواسته شده فتوکپی عقدنامه اش را بدهد گفته یک هفته ای می دهم دادگاه از تجدیدنظرخوانده خواسته پاسخ خواهان تجدیدنظر را بدهد و بلافاصله منعکس شده نامبرده شروع به فحاشی و اهانت به تجدیدنظرخواه نموده که در برگ جداگانه ضمیمه می شود و با توجه به اخلال نظم در دادگاه و استمهال خانم تجدیدنظرخواه جهت تهیه فتوکپی عقدنامه حاضرین جلسه را ترک و خوانده تجدیدنظر از امضاء صورت جلسه امتناع نموده مراتب منعکس گردیده و مقرر شده با توجه به استمهال وقت نظارت تعیین شود دادگاه در وقت فوق العاده 1392/5/10 اجلاس نموده و پرونده را تحت نظر قرار داده و چنین اتخاذ تصمیم نموده: با توجه به اطلاعات واصله مبنی بر این که طرفین در حال سازش هستند و نامبردگان سی و شش سال است با هم زندگی مشترک داشته و دارای اولاد می باشند و سازش بین آنان مناسب است از طرفی طبق سند نکاحیه نصف دارایی به وی تعلق نمی گیرد برای تعیین نحله اخذ توضیح در صورت عدم سازش ضروری است وقت رسیدگی تعیین و طرفین دعوت می شوند در جلسه 1392/6/27 که با حضور طرفین تشکیل شده زوجه اظهارات قبل خود در زمینه زندگی سی و هفت ساله را تکرار و گفته درست است که در عقدنامه نصف دارایی قید نشده من هم مثل دیگران در منزل ایشان کار کرده ام و مخالف طلاق هستم پنج فرزند داریم دو نفرشان ازدواج کرده اند زوج اظهار نموده یک ساعت هم راضی به زندگی با ایشان نیستم این خانم خانه را غصب کرده من شب و روز در یک مغازه هستم شب ها به خانه نمی روم چهار سال است با من نزدیکی نمی کند بچه ها را علیه من تحریک می کند پسرم آمد به صورت من آب دهان انداخت و تف کرد و رفت من بعد از 36 سال تازه بیدار شدم و متوجه شدم اشتباه کرده ام این خانم اهل زندگی نیست سوال شده حاضرید بابت حق الزحمه ایشان به عنوان نحله چیزی پرداخت نمایید. پاسخ داده بلی هر چه دادگاه بگوید حاضرم تا از ایشان خلاص شوم تفهیم شده زوجه در منزل شما زحمت کشیده شما دادخواست طلاق داده اید مهریه اش ناچیز است حاضرید پنجاه میلیون تومان به عنوان نحله به او بدهید شوهر اظهار نموده حرفی ندارم. الآن منزلم در رهن است در عین حال خانه را یک میلیارد و ششصد میلیون تومان قیمت کرده اند رهن بانک است من اعتراض کردم از زوجه سوال شده چه پاسخی دارد اظهار داشته پنجاه میلیون تومان چیزی نیست خانه اش دو میلیارد تومان ارزش دارد من هفده ساله بوده ام که با من ازدواج کرده مگر من با دیگران چه فرقی دارم که زندگی او بالای میلیارد ارزش دارد حالا هوس کرده مرا طلاق دهد قبول ندارم خدا بالای سر وجود دارد سه تا از بچه ها مجرد هستند دادگاه سوال کرده حاضری هفتاد میلیون تومان نحله بدهی پاسخ داده بیش از پنجاه میلیون تومان نمی دهم زوجه از امضاء صورت مجلس خودداری نموده دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه 9200769 – 1392/6/27 با درج جریان دادخواست تقدیمی و رسیدگی های معموله به استناد ماده 1133 و قاعده الطلاق بید من اخذ بالساق گواهی عدم امکان سازش صادر و زوج را مکلف نموده قبل از صیغه طلاق مبلغ 5801860 تومان بابت مهریه بپردازد خوانده درصورتی که مطالباتی غیر از مهریه داشته باشد جداگانه اقدام نماید طلاق از نوع باین در مورد نصف دارایی در عقدنامه قید نشده راجع به اجرت المثل اظهار کرده به قصد آن کار نکرده و با برقراری پنجاه میلیون تومان بابت نحله دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. زوجه نسبت به رای اخیر در مهلت مقرر دادخواست فرجامی تقدیم نموده نسبت به این که حق و حقوقش به طور کامل و قانونی منظور نشده معترض و تقاضای نقض دادنامه را نموده و در لایحه پیوست مطرح ساخته زوج متجاوز از چندین میلیارد ثروت دارد تعیین این مبلغ ناچیز موجب تضییع حقوق وی است اظهارش در مورد اجرت المثل در دادگاه برای مجاب نمودن زوج به ادامه زندگی بوده دادخواست فرجامی به فرجام خوانده ابلاغ شده پاسخ واصله مشعر است بر این که منزل موردنظر حاصل دسترنج قبل از ازدواجش می باشد نحله تعیین شده را تحمیلی دانسته چنانچه دارایی دیگری دارم همسرم نشان دهد تا از آن منتفع شوم پرونده امر به دیوان عالی کشور ارسال به ثبت به کلاسه 920348/21 به این شعبه ارجاع شده لوایح طرفین هنگام شور هم قرایت می شوند. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای علی اخوان ملایری عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای فرشاد رحیمی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر اتخاذ تصمیم شایسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
دادنامه فرجام خواسته اجمالا به جهت نقص تحقیقات در زمینه احراز نوعیت طلاق به طور یقین و از نظر حقوق راجع به نفقه ایام عده در خور ابرام نیست زیرا علاوه بر این که زوجه قریشی و زمان حلول ییس در ایشان با غیر قریشی متفاوت است نسبت به استیضاح از مشارالیها در این خصوص با وصف اینکه قول وی مقدم می باشد و در صورت اختلاف ناشی از انکار جلب نظر پزشکی قانونی ضرورت داشته و ترک این اقدام مانع احراز یایسه بودن به طور یقین و درنتیجه باین بودن طلاق به طور یقین گردیده و این امر تعیین حقوق نفقه ایام عده را در شک قرار می دهد علیهذا با وصف این که موضوع جنبه حکمی داشته دادنامه فرجام خواسته را وفق بند پنجم ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی نقض و رسیدگی مجدد را وفق بند الف ماده 401 قانون فوق به دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع می نماید که با رسیدگی به موضوع مرقوم و اجلاس در وقت مقرر و دعوت طرفین از زوجه در خصوص مورد اخذ توضیح نموده در صورت انکار وی و وجود اختلاف نظر پزشک قانونی جلب و بر اساس نتیجه حاصله هرگاه عدم یایسگی محقق باشد و در زمینه نوع طلاق تعیین تکلیف قانونی گردد در حالت احراز رجعی بودن در ارتباط با نفقه عده نسبت به ادعای نشوز زوج که بیان نموده چهار سال است با وی نزدیکی ننموده تحقیق لازم معمول و بر اساس نتیجه حاصله در مورد نفقه نیز تعیین تکلیف نموده و وفق بند الف ماده 405 آن قانون رای مقتضی انشاء گردد.
رییس و مستشار شعبه 21 دیوان عالی کشور
علی اخوان ملایری - سیدرسول حسینی طباطبایی

قاضی:
فرشادرحیمی , علی اخوان ملایری , سیدرسول حسینی طباطبائی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1133 - مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید. تبصره - زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد 1119 1129 و 1130 این قانون از دادگاه تقاضای طلاق نماید.

مشاهده ماده 1133 قانون مدنی

ماده 70 - چنانچه خوانده یا هریک از اشخاص یادشده در ماده قبل در محل نباشند یا از گرفتن برگهای اخطاریه استنکاف کنند مامور ابلاغ این موضوع را در نسخ اخطاریه قید نموده نسخه دوم رابه نشانی تعیین شده الصاق می کند و برگ اول را با سایر اوراق دعوا عودت می دهد. در این صورت خوانده می تواند تا جلسه رسیدگی به دفتر دادگاه مراجعه و با دادن رسید اوراق مربوط را دریافت نماید.

مشاهده ماده 70 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 371 - در موارد زیر حکم یا قرار نقض می گردد: 1 - دادگاه صادر کننده رای صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به موضوع را نداشته باشد و در مورد عدم رعایت صلاحیت محلی وقتی که نسبت به آن ایراد شده باشد. 2 - رای صادره خلاف موازین شرعی و مقررات قانونی شناخته شود. 3 - عدم رعایت اصول دادرسی و قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوا در صورتی که به درجه ای از اهمیت باشد که رای را از اعتبار قانونی بیندازد. 4 - آرای مغایر با یکدیگر بدون سبب قانونی در یک موضوع و بین همان اصحاب دعوا صادر شده باشد. 5 - تحقیقات انجام شده ناقص بوده و یا به دلایل و مدافعات طرفین توجه نشده باشد.

مشاهده ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM