رای قضایی شماره 9209970222801018

رای قضایی شماره 9209970222801018

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970222801018


شماره دادنامه قطعی:
9209970222801018

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/09/25

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
معیار حکم غیابی

پیام رای:
هرگاه تاریخ وقت رسیدگی ابلاغ شده باشد اما این جلسه به دلیل تعیین وقت نزدیک تر تشکیل نشده و وقت جدید نیز به مخاطب ابلاغ نشده و وی لایحه ارسال نکرده و خود یا وکیلش نیز در جلسات حاضر نشده باشد رای غیابی محسوب می شود.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست م.م. به طرفیت آقای ج.ب. به خواسته تقاضای اعسار از پرداخت محکوم به و تقسیط آن موضوع دادنامه شماره 8901314 و اجراییه صادره دادگاه با امعان نظر به جمیع اوراق و محتویات پرونده و نظر به اینکه خواهان در اجرای ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی به علت عدم توانایی پرداخت محکوم به در زندان به سر می برد و گواهی گواهان که با اتیان سوگند شرعی ادای گواهی نموده اند دلالت بر عدم تمکن مالی خواهان و عدم امکان پرداخت محکوم به را دارد دادگاه با وارد دانستن دعوی خواهان و احراز اطلاق وصف معسر بر وضعیت ایشان و در رعایت مواد 20 و23 قانون اعسار مصوب 1313و ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 1377 و تبصره ذیل ماده 19 آیین نامه اجرایی قانون پیش گفته حکم به تقسیط محکوم به موضوع دادنامه شماره فوق الذکر و اجراییه صادره بر مبنای آن از قرار مبلغ /000/000/500 ریال نقدا و ماهیانه مبلغ /000/000/20 ریال تا استیفای کامل دین صادر و اعلام می دارد. در صورت عدم پرداخت اقساط در مواعد معینه از سوی محکوم علیه به درخواست ذینفع تا پرداخت قسط معوقه یا اثبات اعسار حبس می شود. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه 44 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ سلیمانی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص اعتراض آقای ص.ب. به وکالت از آقای ج.ب. به طرفیت آقای س.م. نسبت به دادنامه شماره 607ـ 28/7/92 شعبه 44 دادگاه عمومی حقوقی تهران نظر به اینکه وقت دادرسی مورخه 28/7/92که دادگاه محترم بدوی مبادرت به تشکیل جلسه و رسیدگی و سپس صدور حکم نموده است به خوانده دعوی (آقای ج.ب.) ابلاغ نشده است و آنچه که به شرح بر 12 پرونده به وی ابلاغ شده است وقت رسیدگی مورخه 27/8/92 می باشد که دادگاه بعدا وقت نزدیک تری تعیین نموده است ولیکن به خوانده ابلاغ نشده است و لایحه دفاعیه نیز ارسال ننموده و در جلسه دادگاه خود یا وکیلش شرکت نکره است؛ لذا دادنامه مورد اعتراض نسبت به خوانده دعوی غیابی محسوب می گردد. علی هذا با توجه به اینکه اعتراض نیز در مهلت مقرر واخواهی به عمل آمده است لذا اعتراض وارده واخواهی است و پرونده جهت رسیدگی به واخواهی وی به دادگاه محترم بدوی اعاده می گردد. بدیهی است پس از رسیدگی به واخواهی و ابلاغ رای جدید صادره به طرفین پرونده جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی خواهان بدوی که دادنامه نسبت به وی حضوری می باشد به دادگاه تجدیدنظر ارسال گردد.
رییس شعبه 28 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
باقری ـ نامدار

قاضی:
باقری , رمضان نامدار , سلیمانی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 2ـ مرجع اجراءکننده رای اعم از قسمت اجرای دادگاه صادرکننده اجرائیه یا مجری نیابت مکلف است به تقاضای محکوم له از طرق پیش بینی شده در این قانون و نیز به هر نحو دیگر که قانونا ممکن باشد نسبت به شناسایی اموال محکوم علیه و توقیف آن به میزان محکوم به اقدام کند. تبصره ـ در موردی که محکوم به عین معین بوده و محکوم له شناسایی و تحویل آن را تقاضا کرده باشد نیز مرجع اجراءکننده رای مکلف به شناسایی و توقیف آن مال است.

مشاهده ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی

ماده 3ـ اگر استیفای محکوم به از طرق مذکور در این قانون ممکن نگردد محکوم علیه به تقاضای محکوم له تا زمان اجرای حکم یا پذیرفته شدن ادعای اعسار او یا جلب رضایت محکوم له حبس می شود. چنانچه محکوم علیه تا سی روز پس از ابلاغ اجرائیه ضمن ارائه صورت کلیه اموال خود دعوای اعسار خویش را اقامه کرده باشد حبس نمی شود مگر اینکه دعوای اعسار مسترد یا به موجب حکم قطعی رد شود. تبصره 1ـ چنانچه محکوم علیه خارج از مهلت مقرر در این ماده ضمن ارائه صورت کلیه اموال خود دعوای اعسار خود را اقامه کند هرگاه محکوم له آزادی وی را بدون اخذ تامین بپذیرد یا محکوم علیه به تشخیص دادگاه کفیل یا وثیقه معتبر و معادل محکوم به ارائه نماید دادگاه با صدور قرار قبولی وثیقه یا کفیل تا روشن شدن وضعیت اعسار از حبس محکوم علیه خودداری و در صورت حبس او را آزاد می کند. در صورت رد دعوای اعسار به موجب حکم قطعی به کفیل یا وثیقه گذار ابلاغ می شود که ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ واقعی نسبت به تسلیم محکوم علیه اقدام کند. در صورت عدم تسلیم ظرف مهلت مذکور حسب مورد به دستور دادستان یا رئیس دادگاهی که حکم تحت نظر آن اجراء می شود نسبت به استیفای محکوم به و هزینه های اجرائی از محل وثیقه یا وجه الکفاله اقدام می شود. در این مورد دستور دادگاه ظرف مهلت ده روز پس از ابلاغ واقعی قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر است. نحوه صدور قرارهای تامینی مزبور مقررات اعتراض نسبت به دستور دادستان و سایر مقررات مربوط به این دستورها تابع قانون آیین دادرسی کیفری است. تبصره 2ـ مقررات راجع به تعویق و موانع اجرای مجازات حبس در خصوص کسانی که به استناد این ماده حبس می شوند نیز مجری است.

مشاهده ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM