رای قضایی شماره 9209970222100877

رای قضایی شماره 9209970222100877

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970222100877


شماره دادنامه قطعی:
9209970222100877

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/09/09

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
جنبه عمومی ایراد ضرب و جرح عمدی در محیط منزل

پیام رای:
جنبه عمومی ضرب و جرح عمدی مستلزم تحقق یکی از دو امر است

رای دادگاه بدوی
در خصـوص شکایت آقـای م.ش. علیه 1- الـف.س. 2- پ.س. 3- م.س. دایر بر ردیف اول تا سوم اهانت ردیف دوم و سوم علاوه بر اهانت ضرب و جرح عمدی؛ با توجه به دلایل منعکس در قرار مجرمیت و کیفرخواست شماره 01149 مورخ 05/01/92 دادسرای ناحیه 4 تهران اتهامات محرز و مستند به مواد 637 و 480 و 484 و 269 و 608 قانون مجازات اسلامی متهم را هر کدام تحمل چهل ضربه شلاق بابت بزه اهانت و ردیف دوم و سوم به پرداخت یک صدم دیه بابت جراحت حارصه و سه هزارم دیه بابت کبودی چشم و یک دویستم دیه بابت ارش تورم چشم بالسویه در حق شاکی و نیز تحمل پنج ماه حبس (هر کدام) از حیث جنبه عمومی محکوم می نماید. رای صادره غیابی و ظرف ده روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه و سپس ظرف بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه های تجدیدنظر استان تهران می باشد.
دادرسی شعبه 1103 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ عالمی
در خصوص واخواهی آقای ع.م. به وکالت از خانم پ.س. و آقای م.س. نسبت به دادنامه شماره 247 مورخ 15/04/92 این دادگاه که به موجب آن نامبرده به اتهام ضرب و جرح عمدی و اهانت محکومیت حاصل نموده است و با عنایت به جامع اوراق و محتویات پرونده و مداقه در مفاد لایحه از سوی واخواه و نظر به این که واخواه در این مرحله از رسیدگی دلیل و مدرکی که موجبات نقض دادنامه واخواسته را ایجاب نماید ابراز ننموده است لذا مستندا به مواد 217 و 218 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ضمن رد واخواهی معموله دادنامه واخواسته را عینا تایید و استوار می نماید. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
دادرس شعبه 1103 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ عالمی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص اعتراض آقای ع.م. به وکالت از خانم پ.س. و آقای م.س. نسبت به دادنامه شماره 600295 مورخ 9/5/92 و دادنامه غیابی شماره 600247 مورخ 15/4/92 صادره از شعبه 1103 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن مشارالیهما به اتهامات 1- توهین 2- ضرب و جرح عمدی محکومیت حاصل نموده اند. با ملاحظه محتویات پرونده و لایحه اعتراضیه وکیل تجدیدنظرخواهان ایراد و اعتراض موجه و موثری که مطابق مقررات مندرج در ماده 240 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری موجبات نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را ایجاب نماید ارایه نگردیده است. لیکن با توجه به مبنای محکومیت قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370 بوده و برابر مواد 386 و 728 و 447 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 از جهت تعیین مجازات جنبه عمومی ضرب و جرح صرفا به کتاب پنجم تعزیرات ماده 614 و تبصره ذیل آن مصوب سال 1370 ارجاع گردیده و ملاک اعمال مجازات موضوع ماده 614 دو چیز است: یکی این که جراحت وارده منجر به نتایج ذکر شده در ماده مرقوم شود دوم این که وسیله به کار برده شده اسحله یا چاقو و نظایر آن مطابق تبصره ذیل ماده 614 باشد که در مانحن فیه شرایط مذکور وجود ندارد و لذا جنبه عمومی جرم ضرب و جرح فاقد مجازات قانـونی است. دادگـاه با توجـه به مراتب مذکور و با استناد به ماده 250 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب با حذف مجازات حبس نسبت به تجدیدنظرخواهان نهایتا دادنامه تجدیدنظرخواسته را با رد اعتراض و اصلاح صورت گرفته تایید و استوار می نماید. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 21 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
تولیت ـ پورعرب

قاضی:
عالــمی , سید محمود تولیت , رضا پورعرب

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 637 ـ قطع کردن و یا از بین بردن کف دستی که به هر علت دارای انگشت نمیباشد موجب ارش است. تبصره ـ در قطع کردن و یا از بین بردن کف دستی که کمتر از پنج انگشت دارد علاوه بر دیه آن انگشتان نسبتی از ارش کف دست نیز ثابت است بدین ترتیب که اگر مچ دست دارای یک انگشت باشد علاوه بر دیه یک انگشت چهار پنجم ارش کف دست و اگر دارای دو انگشت باشد علاوه بر دیه دو انگشت سه پنجم ارش کف دست و اگر دارای سه انگشت باشد علاوه بر دیه سه انگشت دو پنجم ارش کف دست و اگر دارای چهار انگشت باشد علاوه بر دیه چهار انگشت یک پنجم ارش کف دست نیز پرداخت می شود.

مشاهده ماده 637 قانون مجازات اسلامی

ماده 480 ـ در موارد تحقق لوث و امکان اثبات جنایت علیه شخصی معین از اطراف علم اجمالی با قسامه طبق مقررات قسامه عمل می شود.

مشاهده ماده 480 قانون مجازات اسلامی

ماده 484 ـ در موارد وقوع قتل و عدم شناسایی قاتل که با تحقق لوث نوبت به قسامه مدعی علیه برسد و او اقامه قسامه کند دیه از بیت المال پرداخت می شود و در غیر موارد لوث چنانچه نوبت به سوگند متهم برسد و طبق مقررات بر عدم انجام قتل سوگند بخورد دیه از بیت المال پرداخت می شود.

مشاهده ماده 484 قانون مجازات اسلامی

ماده 269 ـ حرز عبارت از مکان متناسبی است که مال عرفا در آن از دستبرد محفوظ میماند.

مشاهده ماده 269 قانون مجازات اسلامی

ماده 608 ـ جنایتی که باعث جمع شدن یک یا دو لب و یا قسمتی از آن گردد موجب ارش است خواه موجب نمایان شدن دندان ها بشود خواه نشود.

مشاهده ماده 608 قانون مجازات اسلامی

ماده 386 ـ مجازات جنایت عمدی بر عضو در صورت تقاضای مجنی علیه یا ولی او و وجود سایر شرایط مقرر در قانون قصاص و در غیر این صورت مطابق قانون از حیث دیه و تعزیر عمل می گردد.

مشاهده ماده 386 قانون مجازات اسلامی

ماده 728 ـ کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون از جمله قانون مجازات اسلامی مصوب 8/5/1370 مواد (625) تا (629) و مواد (726) تا (728) کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی «تعزیرات و مجازات های بازدارنده» مصوب 2/3/1375 قانون اقدامات تامینی مصوب 12/2/1339 و قانون تعریف محکومیت های موثر در قوانین جزایی مصوب 26/7/1366 و اصلاحات و الحاقات بعدی آنها نسخ می گردد.

مشاهده ماده 728 قانون مجازات اسلامی

ماده 447 ـ در کلیه مواردی که در این کتاب به کتاب پنجم «تعزیرات» ارجاع داده شده است در خصوص قتل عمدی مطابق ماده (612) آن قانون و در سایر جنایات عمدی مطابق ماده (614) و تبصره آن عمل می شود.

مشاهده ماده 447 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM