خانم س.ح. به طرفیت آقای ع.ب.دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق به لحاظ عسر و حرج و عدم پرداخت
نفقه مستندا به سند نکاحیه مورخ 2/1/88 که دلالت بر وقوع عقد زوجیت فی مابین خواهان و خوانده دارد در تاریخ 18/8/91 در دادگاه خانواده اسلامشهر مطرح نموده است و مستندا به مواد 1119 و 1129 و 1130
قانون مدنی ناظر بر ماده و تبصره ذیل ماده 1133 قانون مارالذکر خواستار رسیدگی و اجرای صیغه
طلاق گردیده است وی به محتویات پرونده های 2/902264 و 2/901720 و 2/901790 و 2/901704 شعبه دوم دادگستری اسلام شهر استناد نموده است دادگاه وقت جهت دادرسی تعیین نموده است وکیل زوجه در جریان دادرسی اعلام وکالت نموده است وکیل زوج نیز اعلام وکالت نموده است و در جلسه مورخ 30/8/91 وکلای زوجین و زوجه حضور داشته اند که وکیل زوجه خواسته موکلش را
طلاق با توجه به تخلف زوج از شروط ضمن عقد و عدم پرداخت
نفقه پس از صدور اجراییه در تاریخ 2/2/91 و پرداخت آن پس از اطلاع از دادخواست
طلاق در تاریخ 25/8/91 علاوه بر آن پرونده های ترک انفاق و ایراد ضرب وجرح که در حال رسیدگی است مستند ادعای موکل است وکیل زوج گفته است تخلفی از ناحیه موکل صورت نگرفته بعدازآنکه وکیل محترم و خواهان از طریق قانونی مطالبه
نفقه نموده اند
نفقه پرداخت گردیده است و علت تاخیر در پرداخت هم این بود که موکل برای پرداخت
نفقه به دادگاه آمده بود دعوای فی مابین رخ داد و پرداخت صورت نگرفت که در تاریخ 25/8/91 پرداخت گردید با توجه به مواد 1129 و 1119
قانون مدنی صدور حکم
طلاق مشروط به این است که حکم دادگاه به هیچ وجه از طرف زوج قابل اجرا نباشد درحالی که موکل
نفقه زوجه را که حکم صادرشده پرداخت نموده است و الآن نیز حاضر به پرداخت می باشد. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است. زوجه داور خود را معرفی کرده است تصویر فیش های پرداختی مبلغ 000/878/14 ریال و نیز 697000 ریال بابت پرونده 902264 توسط ع.ب. در برگ 37 پرونده ارایه شده است داوران زوجین در جلسه مورخ 5/10/91 در معیت اصحاب دعوی حاضرشده اند به آنان تفهیم وظایف داوری و مهلت اظهارنظر شده است نظریه داور زوجه در برگ 49 پرونده و داور زوج در برگ 56 پرونده اعلام شده است وکیل زوج در لایحه ای گفته است در پرونده 90/1177 شعبه دوم دادگاه اسلام شهر موکل پس از ابلاغ اجراییه اقدام به پرداخت محکوم به نموده که فیش مربوطه پیوست است با توجه به اینکه
طلاق برابر شرع مقدس امر مذموم و ناخوشایندی است درخواست رد دادخواست خواهان را دارد دادگاه به شرح دادنامه 91/2450 با این استدلال که دعوی از حیث عدم پرداخت
نفقه که تاکنون 3 فقره پرونده تحت کلاسه های مختلف که در ستون دادخواست آمده است که بعضا در حال رسیدگی و بعضا منتهی به دادنامه گردیده است و وکیل خواهان در اظهارات مورخ خود (3/8/91) اعلام داشته است خوانده شرط اول از شروط ضمن العقد را تخلف کرده و علی رغم اینکه از طریق قانون
نفقه موکله مطالبه شده است و حتی منتهی به صدور حکم و اجراییه نیز شده است و اجراییه در تاریخ 2/2/91 صادر و ایشان هیچ گونه اقدامی نکرده تا اینکه بحث
طلاق مطرح شد در تاریخ 25/8/91 دقیقا زمانی که اخطاریه
طلاق به ایشان اطلاع شد مبادرت به پرداخت
نفقه نمـوده دادگاه با تـوجه به مجموع اوراق و محتویات پرونده و مستندات ابرازی از سوی خواهان و وکیل وی که مضبوط در پرونده می باشد و اینکه دفاعیات وکیل خوانده موثر در مقام واقع نگردیده دادگاه دعوی خواهان و وکیل وی که مضبوط در پرونده می باشد وارد دانسته و تخلف خوانده از شرط اول از شروط ضمن عقد را محرز می داند النهایه موضوع را به داوری ارجاع نموده که نتیجه آن نیز مبتنی بر جدایی می باشد فلذا دعوی خواهان را موجه تشخیص و مستندا به مواد 1119 و 1130
قانون مدنی به زوجه اجازه داده است تا با حضور در یکی از دفاتر رسمی
طلاق با انتخاب نوع
طلاق خود را مطلقه نماید از این رای وکیل زوج تجدیدنظرخواهی نموده است و در لایحه تجدیدنظرخواهی او رای اصداری را که مستند به ماده 1119
قانون مدنی و 1130 قانون مرقوم به ادعای عسر و حرج صادر گردیده است به لحاظ اینکه زوجه در پرونده دیگری که مقارن محکومیت زوج به پرداخت
نفقه منـجر به حکم شده ملـزم به تمکین شده که دادخواست اخیرا او برای مطالبه
نفقه منجر به ابطال گردیده است و از طرفی موکلش
نفقه موضوع محکومیت را پس از صدور اجراییه پرداخته است و حتی در پرونده دوم
نفقه به کلاسه 902264 نیز به محض ابلاغ محکوم به را پرداخته است موجه ندانسته و برخلاف نظریه داور زوج که با
طلاق موافق نبوده رای صادر گردیده است لذا رای دارای اشکال از حیث مستندات می باشد و نقض آن خواسته شده است از طرفی گفته است زوجین تا اوایل سال 91 با هم زندگی مشترک بدون درگیری و اختلاف داشته اند دخالت دیگران در زندگی مشترک آنان موجب شده است زوجه برای
مطالبه مهریه و
طلاق و
نفقه دادخواست هایی مطرح کند درحالی که عسر و حرج نداشته تقاضای تحقیقات لازم را دارد پرونده پس از تبادل لوایح و وصول پاسخ زوجه در لایحه تقدیمی او که در مورد دادنامه 91/2066 شعبه دوم حقوقی مشعر بر مطالبه
نفقه دادگاه به لحاظ عدم تمکین زوجه و ترک منزل که جدیدا اتفاق افتاده دعوی او را بابت
نفقه در پرونده 201701 آن شعبه محکوم به بطلان اعلام نموده است وکیل زوجه در لایحه پاسخ به لایحه تجدیدنظرخواه گفته است استناد وکیل تجدیدنظرخواه به حکم تمکین غیرقطعی که در جریان تجدیدنظرخواهی است صحیح نبوده است موکله آمادگی برای تمکین دارد ولی زوج برای بازگرداندن موکله علی رغم دعوت دادگاه جهت توضیح اقدامی ننموده و اساسا منزل مستقل فراهم نساخته است به طوری که برابر صورت جلسه تنظیمی مورخ 7/3/91 کلانتری در منزل پدرش زندگی می کند در تاریخ 15/8/91 موکله بابت ترک انفاق موضوع ماده 642 قانون مجازات اسلامی طرح شکایت نموده است که علیه تجدیدنظرخواه در حال رسیدگی است ادعای وکیل محترم مبنی بر اینکه موکلش با کار کردن به طور کامل هزینه های زندگی و
نفقه همسرش را پرداخت نموده امری واهی و خلاف مدرک است شعبه شصتم دادگاه تجدیدنظر استان تهران که پرونده جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی زوج به آن شعبه ارجاع شده است دعوت زوجین را برای اخذ توضیح و بذل بخشی از
مهریه و
جهیزیه و
نفقه معوقه و نیز سوء رفتار زوج ضروری دانسته است با تعیین وقت از آنان دعوت به عمل آورده است در جلسه دادرسی مورخ 17/2/92 وکیل زوجه در مورد بذل بخشی از
نفقه و
مهریه که مورد سوال دادگاه بوده است گفته است موکله در پی اذیت و آزارهای روحی و روانی و حتی برخوردهای نامعقول از ناحیه شوهر ازجمله حبس در کمد دیواری حبس در اتاق موجبات ستوه بیش ازپیش را برای موکله فراهم نموده در مقابل با توجه به اینکه خانواده موکل از خانواده های سنتی و مذهبی هستند موکل هرگز قادر به بیان این مشکلات نبوده در آخرین مرحله در پی اخراج از منزل زوج به ناچار از طـریق خانواده اقـدام به طرح دعاوی می کند که در پرونده 901704 نامبرده محکوم به پرداخت
نفقه می شود و در پرونده 902264 نیز از بابت
نفقه محکوم می شود اما با این وصف باید عرض کنم دادگاه محترم بدوی موکل را به تمکین از شوهر محکوم می نماید اما علی رغم اعلام کتبی موکل مبنی بر درخواست و تمایل به زندگی مشترک و بازگشت آقای ع.ب. هیچ اعتنایی نمی نماید و حتی به خود زحمت مراجعه به دادگاه جهت اخذ توضیح پیرامون بازگشت موکله به خود نمی دهد که پیرو این موضوع دادگاه محترم در ارتباط با
نفقه معوقه در پرونده کلاسه 920133 مجددا وی را به پرداخت
نفقه معوقه محکوم نموده است که تصاویر دادنامه های یادشده پیوست می گردد در رابطه با
مهریه موکله حاضر است 114 عدد سکه از 414 عدد سکه موضوع
مهریه را در قبال
طلاق بذل نماید هم چنین در ارتباط با
جهیزیه باید عرض کنم موکله تمام
جهیزیه را مسترد نموده است. زوجین فاقد فرزند مشترک هستند در مورد
نفقه حکم صادرشده در مرحله اجراست لذا موکل در قبال
طلاق نفقه ایام عده را بذل می نماید دادگاه طی شرحی از مددکار اجتماعی مستقر در محاکم تجدیدنظر استان تهران خواسته است به محل زندگی مشترک زوجین مراجعه و از مطلعین با حضور طرفین تحقیق جامع و کامل در این مورد که آیا زوج نسبت به زوجه سوء رفتار داشته یا خیر و ادامه زندگی مشترک با وصف موجود امکان دارد یا خیر و
نفقه پرداخت می نماید یا خیر تحقیق و گزارش نمایند در برگ 60 پرونده گزارش مددکار حاکی است چند تن از همسایگان گفته اند از زوجه شنیده بودند زوج با وی بدرفتاری دارد ولی خودشان چنین چیزی مشاهده نکرده اند هم چنین گفته اند در طبقه فوقانی منزل پدری زوج در یک واحد مستقل زندگی می نموده اند زوجه از خانواده شوهر خود اظهار نارضایتی نمود و اظهار نمود او را اذیت می کنند لیکن خودشان چیزی شاهد نبوده اند. حدود 2 سال است زوجین جدا از هم زندگی می نمایند در مورد
نفقه پرداخت یا عدم پرداخت آن اطلاعی ندارند خانواده زوج نیز به مددکار گفته اند زوج منزل دیگری برای سکونت زوجه تهیه نموده است و علت اختلافات زوجین دخالت مادر زوجه می باشد زوجه و مادرش اظهار کرده اند بین زوجین دخالت خانواده زوج و بدرفتاری های زوج اختلافاتی وجود داشت و به دنبال اینکه زوج نظر سویی به مادر زوجه داشته و با ارسال پیامک از وی دعوت به برقراری رابطه می نمود اختلافات زوجین تشدید یافته و منتهی به جدایی زوجین شده است در این خصوص مطلع دیگری وجود نداشت و مادر زوجه پرینت پیامک هایی که از زوج دریافت نموده ارایه داد زوج گفته است ارسال پیامک کار وی نبوده شاید زوجه در زمانی که در منزل وی بوده آن را ارسال داشته است که این وضعیت امکان ادامه زندگی مشترک زوجین را از بین برده است. دادگاه تجدیدنظر طی دادنامه 92/561 مورخ 5/4/92 تجدیدنظرخواهی زوج و وکیل او را موثر در نقض رای ندانسته و رای صادره که با دلایل موجود در پرونده انطباق دارد و از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی بلااشکال بوده با رد اعتراض وکیل تجدیدنظرخواه و تذکر اینکه میزان
بذل مهریه 114 سکه از
مهریه است و زوجه
نفقه ایام عده را بذل کرده است تایید نموده است اکنون از این رای زوج فرجام خواهی نموده است که هنگام شور لایحه وی با گزارش پرونده قرایت می شود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: