خانم ح.ن. به طرفیت آقای م.ض. دادخواستی به خواسته ثبت واقعه ازدواج دایم در تاریخ 21/2/92 در دادگاه عمومی شهرستان قاین (قاینات) مطرح نموده است در متن دادخواست برای اثبات دعوی به اظهارنامه ای که خطاب به خوانده ارسال نموده و او به وجود رابطه زوجیت اذعان نموده است استناد نموده است و به استشهادیه ای که در این رابطه از مسجلین ذیل آن خواسته است گواهی کند که او با خوانده ازدواج نموده است و در این مدت با او رفت وآمد به عنوان شوهر داشته است تمسک جسته است و توضیح داده است که شاهد عقد وی خ.الف. و عاقد و م.الف. و الف.ن. و الف.ن. بوده اند خوانده در لایحه ای ضمن تکذیب واقعه عقد نکاح دایم فی ما بین گفته است خواهان برای 6 ماه صیغه اینجانب بوده است که رفت وآمد به منزل او نیز به همین جهت بوده است در مورداجرا خطبه عقد هیچ کدام از شهودی که گفته است حضور نداشته اند شهود معرفی شده همگی برادران وی می باشند در مورد فرزند مشارالیه DNA شود تا معلوم شود در جلسه دادرسی مورخ 4/3/92 وکیل خواهان گفته است خوانده اعتراف به ازدواج نموده است ولی منکر ازدواج دایم شده درصورتی که اصل بر ازدواج دایم است و موقت بودن دلیل می خواهد که ندارند در خصوص فرزند پیامبر (ص) می فرمایند الولد للفراش فرزند در زمان فراش ایشان بسته شده است و متعلق به ایشان است خوانده گفته است در برج 5 سال 1391 در مشهد در داخل حرم یک نفر روحانی عقد موقت شش ماهه خوانده و هنوز شش ماه تمام نشده است که خانم را رها کردم و خانم یک روز زنگ زد که از شما بچه ای دارم اول می گفت بیابرویم سقط جنین کنیم من گفتم من خون وی را به گردن نمی گیرم اگر آزمایش نشان داد از من است خودم او را بزرگ می کنم و حدود سه چهار ماه بیشتر باخانم نبوده ام قرار بود دو قطعه عکس ببریم و صیغه نامه درست کنیم که چون خانم مرخصی نداشت فرصت نشد و نرفتیم در مشهد به جز من و خانم و همان روحانی که عقد خواند کسی نبود و روحانی را هم نمی شناسم دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر نمود وقت جهت اجرای قرار تعیین و به طرفین ابلاغ نموده است در جلسه مورخ 19/3/92 در اوراق 22 الی 26 پرونده از سه نفر گواه تعرفه شده تحقیق به عمل آمده در این جلسه خوانده پس از استماع اظهارات شهود گفته است من اظهارات آقای الف. را قبول دارم من و خانم ن. باهم مدتی صحبت کردیم دو نفر باهم صحبت کردیم و خواستگاری دیگری در کار نبوده بعد به مشهد رفتیم مادرش به زیارت رفت و من و خانم ح.ن. رفتیم در حرم امام رضا شش ماهه صیغه عقد نکاح را خواندند یک نفر روحانی خود روحانی گفت عکس بیاورید نامه ای به شما می دهم که داشته باشید ولی چون خانم مرخصی نداشت برگشتیم باخانم بودم در این مدت
نفقه او را می دادم بعد از حدود دو ماه یا سه ماه او را رها کردم و به خانه اش نرفتم بعد از حدود دو ماه زنگ زد که حامله شده ام اصلا
مهریه ای تعیین نشده است خانم می گفت
نفقه من و فرزندم را بدهد چیز دیگر نمی خواهم دادگاه با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه 92/918 با توجه به شرح دادخواست خواهان و با توجه به اقرار خوانده به اصل ازدواج با خواهان و اینکه مدعی موقت بودن عقد شده ولی دلیل و مدرکی بر اینکه عقد موقت بوده است ارایه ننموده است و با توجه به اینکه حسب فتوای حضرت امام خمینی در استفتایات صفحه 244 سوال 5 و موازین قضایی از دیدگاه امام خمینی در اختلاف بین دوام و موقت بودن عقد اصل بر دوام بودن نکاح است مگر مدعی موقت بودن عقد توقیت را اثبات نماید. لذا دعوی خواهان به نظر دادگاه وارد و ثابت تشخیص داده شده و به استناد ماده مذکور و ماده 20 قانون حمایت خانواده مصوب 1/12/91 و ماده 10 قانون
ثبت احوال ضمن اثبات رابطه زوجیت دایم بین خواهان و خوانده موصوف وی را به حضور دریکی از دفاتر رسمی ازدواج و ثبت واقعه ازدواج دایم به شرح فوق الذکر محکوم می نماید از این رای آقای م.ض. تجدیدنظرخواهی نموده است وی لایحه اعتراضیه ای تقدیم نموده است که تکرار مطالب عنوان شده قبلی او در پرونده بود ضمنا اظهارات آقای الف. سردفتری که خانم ح.ن. در دفتر او کارمند بوده است موردپذیرش ندانسته ضمن اینکه بر وجود رابطه زوجیت دایم فی ما بین اظهاری نکرده است. و از طرفی گفته است اگر زوجه را قسم بدهند نامبرده قسم به وجود عقد موقت خواهد کرد در خلوت نیز گفته است که قصد او این است که در شناسنامه خودش از اسم اینجانب استفاده کند نقض رای را خواستار شده است پرونده به شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر ارجاع شده است هیات شعبه به شرح دادنامه 92/433 رای بدوی را با توجه به اینکه مقدمات انجام شده بین تجدیدنظرخواه و تجدیدنظر خوانده قرینه ای به دایم بودن عقد می باشد زیرا آنان در حرم مقدس با سفر به مشهد عقد را اجرا کرده اند مخصوصا که برای عقد موقت چنین سفری با همراهی مادر خانم لازم نبوده است رای دادگاه بدوی را مدلل و استدلال به عمل آمده را صایب و موجبی جهت نقض رای ندانسته ضمن رد تجدیدنظرخواهی رای بدوی را عینا تایید نموده است اکنون از این رای آقای م.ض. فرجام خواهی نموده است که هنگام شور دادخواست فرجامی او با گزارش پرونده قرایت می شود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: