در تاریخ 12/7/91 آقای س.ع. به طرفیت همسرش خانم س.م. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق به دلیل اختلافات فی ما بین تقدیم نموده که در شعبه 253 دادگاه خانواده تهران ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد جلسه اول دادرسی به تاریخ 30/7/91 با حضور زوجین تشکیل گردید خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است تفاهم و سازش نداریم از اول ازدواج مشکل داشتیم همه فرزندان کبیر هستند الآن در یک منزل هستیم من نظامی هستم در منزل سازمانی زندگی می کنم منزل ندارم تحمل این زندگی را ندارم خوانده اظهار داشت حاضر به
طلاق نیستم من با اجازه وی بیرون می روم و اظهارات وی را قبول ندارم الآن دو ماه است وی قهر کرده است که بابت مهمانی جروبحث شده است
مهریه را نگرفتم در زعفرانیه کرج یک زمین دارد از
جهیزیه مقداری خیلی کم مانده است و مابقی نو شده است من قصد اجرت المثل نداشتم و خرج مرا پرداخت می کرد. خواهان مجددا گفته است زمین مذکور بنام من است ولی در روستای رمنده کرج است و جزء هشتگرد است که یک منزل در شیراز داشتم و فروختم و پول آن را به باجناق خود دادم که منزل به سازد که نساخت و این زمین را 43 میلیون تومان قیمت گذاشت و بنام من شده است ولی هنوز معلوم نیست به ما بدهد یا ندهد سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و زوجه جهت آزمایش بارداری به پزشکی قانونی معرفی شده و داور منتخب زوج و داور منصوب زوجه هر یک نظریه کتبی خود دال بر عدم سازش طرفین را ارایه داده اند. سرانجام دادگاه با اعلام ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره 1566 مورخ 28/9/91 با توجه به درخواست زوج و موثر واقع نشدن مساعی دادگاه و تلاش داوران در اصلاح ذات البین مستندا به ماده 1133
قانون مدنی و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به
طلاق گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق از نوع رجعی صادر و زوج را مکلف نموده که مبلغ 536/328/47 ریال بابت
مهریه که به نرخ روز محاسبه گردیده به زوجه پرداخت و نیز مابقی
جهیزیه که باقی مانده است را به زوجه مسترد دارد و با توجه به اینکه زوجین هم اکنون باهم زندگی می کنند خواهان موظف است
نفقه خوانده را تا اتمام زمان عده به زوجه پرداخت و زوجه موظف به حضور در منزل خواهان تا اتمام زمان عده می باشد و با توجه به شروط ضمن عقد و اظهارات خواهان که منـزل را در شـیراز فروخته در هشتگرد یـک قطـعه زمـین به ارزش 43 میلیون تومان خریداری نموده است لذا خواهان موظف است مبلغ بیست میلیون تومان بابت تا نصف دارایی به خوانده پرداخت نماید. پس از ابلاغ رای صادره زوجه نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده که پس از انجام تشریفات قانونی شعبه 26 دادگاه تجدیدنظر استان تهران وارد رسیدگی شده و با تعیین وقت از طرفین اخذ توضیح دعوت به عمل آورده که در جلسه دادرسی مورخ 23/2/92 که با حضور زوج تجدیدنظر خوانده تشکیل گردیده دادگاه توضیحات نامبرده را پیرامون لایحه دفاعیه تجدیدنظر استماع و در صورت مجلس منعکس و سرانجام با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه مورد فرجامی به شماره فوق الذکر اعتراض تجدیدنظرخواه را غیر موجه تشخیص و ضمن رد آن دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تـاریخ 28/3/92 به زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 16/4/92 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای حسن عباسیان عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: